X
تبلیغات
moje darya - آموزشي



      5- به سوالات زیر پاسخ بده :

الف - نام یکی از دوستانت ...............................


ب- دو انتظاری که از او داری ....................................................................


ج- دو انتظاری که حدس می زنی او از تو دارد ...........................................


6-حضرت خدیجه (س) همسری شایسته برای پیامبر گرامی اسلام بود .


زیرا .......................................................................................................


.............................................................................................................


** همکار محترم معیار ارزشیابی این سوال نوشتن حداقل دو سطر در ارتباط با موضوع می باشد .


7- ما به عنوان یک مسلمان چه وظیفه ای در برابر دیگر پیامبران الهی داریم ؟ حداقل دو مورد بنویسید .

** همکاران محترم جهت ارتباط این موضوع با زندگی روزمره دانش آموزان مساله ی هتک حرمت پیامبر اسلام توسط دشمنان و نوع برخورد با موضوع را می توان به صورت زیر عنوان نمود :


طی ماه های گذشته در رادیو و تلویزیون در ارتباط با نوع برخورد دشمنان اسلام با پیامبر اسلام شنیده اید . مسلمانان چه برخوردی می توانند با این مساله انجام دهند ؟ در دو سطر بنویسید . **


8- درس 9<به جای دشنام> را مطالعه کن وسه سفارش اخلاقی امام موسی کاظم (ع)را بنویس.**همکاران محترم ِهرچند صفتی که دانش آموزان با توجه به مفهوم درس بنویسند قابل قبول است.


9-دو بیت شعر زیر را بخوان واحساس خود را در باره ی امام رضا (ع ) بنویس


کاش من یک بچه آهو می شدم


                                                      می دویدم روز وشب در دشتها


توی کوه ودشت وصحرا روز وشب                                                      می دویدم تا که می دیدم تورا


**معیار ارزشیابی :جملاتی پذیرفته می شودکه درارتباط با موضوع باشد.


10-اگر در حرم حضرت رضا (ع) بودم


................................................................... .........................................


..............................................................................................................


معیار ارزشیابی:حداقل دوسطر بنویسند.پیشنهاد:تصاویری در مورد جشن عاطفه هایا جشن نیکوکاری یا احسان وفداکاری و...


تهیه شود وسوال زیر مطرح گردد:


11- تصویر روبرو در باره ی چه موضوعی است ؟ دوسطر بنویس.12- اگر از کارهاوفعالیتهای دیروز ت فیلمبرداری کرده باشند کدام قسمت آن فیلم را دوباره دوست داری ببینی؟چرا؟


 


13-یک بازی که دوست داری نام ببر ودو قانون که باعث آزار دیگران نشود برای آن بنویس:


نام بازی......................قانون 1:.....................................................................


قانون 2-.....................................................................


14-کامل کن:


در مسجد...............................................................................................


............................................................................................................


معیار ارزشیابی:


دانش آموزان می توانند اطلاعات خود در باره ی مسجد را به صورت یک انشای کوتاه بنویسند


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
به طور  خلاصه از نظر نحوه تربیت کود ک و بطور کلی نحوه اداره سیستم خانواده می توان 4 نوع خانواده را :مشخص کنیم که عبارتند از :

 الف - خانواده خشک و سخت گیر ( والدین سخت گیر و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گیر و آسان گیر

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )

 د  -   خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم ) 

الف  - خانواده خشک و سخت گیر:

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.

2 -  تصمیم گیری با یکی از والدین ( خصوصا پدر )‌ انجام می گیرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند.

3 - والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را - حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد - ندارند.

4 - اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ‍ ، والدین آنان ناراحت  ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.

5 - فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را ، از والدین خود ندارند.

6 - والدین بر رفتا و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصا اتخاذ می کنند.

7 - والدین دلیلی را - برای دستوراتی که صادر می کنند - برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.

8 - نسبت به رعایت نظم و انضباط  ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.

9 - به سخنان کودکان خود  گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.

10 - در مواردی که فرزندان خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.

11 - برای تصمیات فرزندان خود ،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نیستند.

13 - معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیرگان نیز ابایی ندارند.

15 - غالبا نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.

16 - ممکن است که والد ضعیف در چنین خانواده ای با کودکان ائتلاف کند در چنین حالتی ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته می شود . اگر بنا باشد یکی از والدین به عنوان منبع قدرت خانواده آسیب ببیند می توان تصور کرد والد دیگر نیز ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.

17- چنین کودکانی احتمالا جذب گروه های بیرون شده و با عزت نفس پائین که دارند دچار بزهکاری می شوند. 

18 - بسیاری از این والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی که دارند ، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته و پیوسته به شکل نوین بر آنها سخت گیری کرده و برنامه های سخت گیرانه برایشان تدارک ببیند.

19 - احتمال دروغ گویی و ریا کاری در کودکان چنین خانواده هایی به علت ترس از تنبیه و سرزنش افزایش می یابد.

20 - چنین کودکانی به علت اینکه مرتبا علایقشان سرکوب شده و موجب تحقیر قرار گرفته اند و همچنین دیگران برای اموراتشان تصمیم گرفته اند ،‌ از خلاقیت کمی برخوردارند . اگر چه ممکن است به علت سخت گیری والدین از نظر آموزش بعضی از مهارتها ، پیشرفتی کرده باشند.

21 - اضطراب ،‌ افسردگی ،‌ همچنین وسواس و کمال گرایی ،‌ نا امیدی و بسیاری از مشکلات روانی ممکن است دامنگیر کودکان خانواده های سخت گیر گردد.

22 - غالبا والدین سخت گیر ، خود را منطقی نیز تصور می کنند. و برای هر کارشان دلیل تراشی می کنند. ولی غیر مستقیم به خاطر سختی گیری آنهاست که کودکان فرمانشان را اجرا می کنند نه منطقشان.

  ب )‌ خانواده سهل گیر و آسان گیر

1 - پدر و مادر به دنبال نیازهای ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جوانی و نوجوانی و دل مشغولی های خود هستند.

2 - به امر تربیت و ارضاء نیازهای جسمی و روانی کودک نمی پردازند و چون آسانگیر هستند ،‌ برای خاموش کردن صدای بچه ،‌ هر چه کودکشان از آنها می خواهد ، آنها انجام می دهند . لذا کودک پرتوقع تربیت می شود.

3 - هدفها و انتظارات برایشان روشن نیست و به همین دلیل ، در تربیت فرزندان خود از روش  ، فلسفه یا دیدگاه خاصی پیروی نمی کنند.

4 - هیچ نوع کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را کاملا آزاد می گذارند تا به هر نحوی که خود مایل هستند ‍،‌ شیوه های خاص زندگی خود را انتخاب و به کار گیرند.

5 - هیچ نوع انتظار و توقع خاصی از فرزندان خود ندارند و فرزندان نیز به نوبه خود می آموزند که والدین نباید از آنان انتظار خاصی را داشته باشند.

6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتی در مواردی که مورد آزار و اذیت خود آنان و دیگران قرار می گیرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمی دهند و در این موارد ، بی تفاوت عمل می کنند.

7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نکنند ، ناراحت نمی شوند و چنان رفتار می کنند که گویی عدم اطاعت از دستورات والدین امری طبیعی ، عادی و متداول است.

8 - در پاداش دادن - وقتی از فرزندان رفتار پسندیده ای سر می زند - یا تنبیه آنان - در هنگامی که کار خلاف از آنان سر می زند - اهمال می کنند و بی تفاوت هستند (‌به یاد داشته باشیم که منظور از تنبیه کردن در معنای روانشناختی آن ،‌ محروم کردن فرزند از پاداش است و تنبیه بدنی مورد نظر نمی باشد).

9 - شیوه های رفتاری والدین چنان است که در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ایجاد نمی کند.

10 - نسبت به تکالیف و نمرات درسی فرزندان خود توجه نشان نمی دهند و علاقه ای نیز به همکاری با معلمان و مدیریت مدرسه محل تحصیل آنان ندارند.

11 - آنچه را که فرزندان اراده کنند یا بخواهند ، برای آنان تهیه می کنند و در این مورد ،‌ سلیقه خاصی را اعمال نمی کنند.

12 - هیچ گونه تلاش خاصی را در زمینه استقلال فرزندان خود انجام نمی دهند و چنانچه یکی از فرزندان شدیدا به آنان وابسته باشد ،‌ کار خاصی را در زمینه کاهش این نوع وابستگی که بعدا برای آنان مشکل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمی دهند.

13 - نظم و ترتیب را در محیط خانواده رعایت نمی کنند و از فرزندان خود نیز انتظار خاصی در این زمینه ندارند.

14 - فرزندان خود را برای انجام هر کاری آزاد می گذارند و حتی در مواردی که مداخله آنان لازم به نظر می آید ، دخالت نمی کنند.

15 - این بچه ها چون در زندگی با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتی وارد جامعه می شود به خاطر عدم تجربه کافی ، زود تسلیم میشود و شکننده هست.

 ج ) خانواده گسسته (‌خانواده پریشان )

1 - در این خانواده ها بعلت اختلاف بین والدین ، معمولا به صورت قهر و آشتی به سر می برند که تاثیر منفی روی کودکان می گذارد.

2 - گاهی کودک به عنوان قاضی در نظر گرفته می شود و گاهی قربانی یکی از طرفین می گردد.

3 - کودک علاوه بر اینکه نیازهای روانی و جسمانیش ارضاء نمی گردد ،‌ بتدریج الگوهای پرخاشگری را می آموزد . (‌ کودکانی که بدون مقدمه بچه های دیگر را می زند)

4 - میزان ارزش و احترامی که هر یک از افراد خانواده برای خود قائل هستند ‍ ، ناچیز است.

5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگین ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بی احساس به نظر می آیند.

6 - گوش افراد خانواده برای شنیدن خواسته های یکدیگر سنگین است و صدای آنان یا بلند و خشن و گوشخراش است و یا به اندازه ای آرام و نجوا مانند است که به سختی قابل شنیدن می باشد.

7 - نشانه دوستی و صمیمت در بین افراد خانواده کم است و در مواردی حتی از وجود یکدیگر نیز بی اطلاع هستند.

8 - شوخی های افراد خانواده با یکدیگر در بیشتر اوقات گزنده ‍،‌ بیرحمانه و مبتنی بر قساوت قلب است.

9 - بزرگترهای خانواده تا آن میزان سرگرم امر و نهی کردن و دستور دادن به کوچکتر ها هستند که برای مثال پدرو مادر هرگز نمی فهمند فرزندان آنان دارای چه ویژگیهای شخصیتی هستند .

10 - فرزندان خانواده کمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهمیده ،‌ باشعور ،‌ اصیل و دوست داشتنی ،‌ بهره مند می شوند.

11 - پدر و مادر برای احترازو دوری از یکدیگر ، آن چنان خود را مشغول کارهای خارج از محیط خانواده می کنند که گویی تنها وظیفه آنان کار کردن و تامین مایحتاج زندگی است.

12 - افراد خانواده ، احساس تنهایی و بی یاور بودن می کنند و به این باور می رسند که بیچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعی درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند.

13 - افراد خانواده غالبا تکانشی عمل می کنند ‍ ،‌ عصبی هستند ، احساس گناه و تقصیر می کنند یا بر عکس ‍ ،‌ احساس می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و برای جبران این احساس گاه با یکدیگر رفتاری بسیار خشونت آمیز و غیر انسانی نشان می دهند.

14 - افراد خانواده برای کنترل امورغیر ممکن ،‌ تلاش فراوان می کنند و هرگز متوجه نمی شوند که انجام بعضی از خواسته های آنان به وسیله طرف مقابل ‍، غیر ممکن است.

15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشکل کمال طلبی می شوند و در این راه ،‌ هم خود متحمل فشارهای روانی زیاد می شوند و هم بر افراد دیگر خانواده فشارهای فزاینده ای را می آورند.

16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهایت نگری دارند. و در نظر آنان همه پدیده های عالم در دو حد یک طیف هستند و هر پدیده ‍ ، شی ، صفت ،‌ مفهوم یا سفید است یا سیاه - یا خوب است یا بد - یا زیان آور است یا سودمند - یا دوست داشتنی است یا غیر دوست داشتنی - لذا هیچ حد واسطی را در نظر نمی گیرند.

17 - وابستگی افراد خانواده با یکدیگر نا سالم است و در این موارد یا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نیازهای خود بی توجه هستند یا خود را مرکز و محور عالم به حساب می آورند و خود خواهی آنان در همه رفتارهایشان تجلی پیدا می کند.

18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع یا پدیده ای تعصب بی مورد و شدید نشان می دهند و این ویژگی باعث می شود از استدلال ، منطق ، و عقل سلیم فاصله بسیار داشته باشند.

19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان این خانواده ها با یکدیگر به رقابت ناسالم می پردازند و موفقیت یکی از آنان در زمینه خاصی ( مثل موفقیت شغلی ‍ ، خرید یک ماشین ، خرید یک لباس و ... ) موجب رنجش ، نگرانی ،‌ اضطراب و حسادت شدید فرد یا افراد دیگر خانواده می شود.

20 - افراد خانواده مسائل و مشکلات خود را انکار می کنند و به همین دلیل نیز مشکلات آنان هرگز حل نمی شود و این مشکلات در همه ابعاد رفتاری آنان تجلی پیدا می کند.

21 - افراد خانواده در مورد خود و دیگران به داوریها و قضاوت های نادرست می پردازند و یکی از اعتیاد های مضر و در عین حال لذت بخش آنان ‍ ، غیبت و بدگوئی از دیگران است.

22 - دروغگویی در بین اعضای خانواده شایع است و هر یک از افراد خانواده یاد گرفته اند که برای اجتناب از درگیری و مشاجره های پایان ناپذیر بعدی ، به افراد دیگر دروغ بگویند.

23 - به سادگی افراد خانواده به یکدیگر فحش می دهند ،‌ همچنین خشونت های جسمی نیز رایج است. و نگرش هر یک از افراد خانواده بر این استوار است که طرف مقابل آنان فردی خود رای ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترین راه برای به زانو در آوردن او کتک زدن و تحقیر اوست.

24 - نگرشهای افراد خانواده در زمینه های مختلف ، تحریف شده است و باورداشتهایی نظیر - به زن نمی توان اعتماد کرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد باید فقط به فکر خودش باشد و ... به سادگی تبلیغ می شود.

25 - فرزندان خانواده میل شدیدی را برای مورد تایید قرار گرفتن به وسیله اولیای خود نشان می دهند و با از دست دادن هویت خود و نیز بر خلاف میل و خواسته خویش ‍، به خواسته های هر چند نادرست پدر و مادر یا بزرگترها تن در می دهند.

26 - احساس عدم رضایت از خود یا حالت از خود راضی بودن افراطی در بین افراد خانواده شایع است و آثار این نوع احساس در همه ابعاد رفتاری آنان مشاهده می شود.

27 - احساس تنهایی و بی یار و یاور بودن در بین اعضای خانواده شایع است و در این راه به بن بست روانی یا غم و اندوه و مزمن و افسردگی می رسند.

۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمی و احساس سردرگمی در رنج هستند و به همین دلیل ، اختلالات شناختی ، هیجانی و نیز اختلالات رفتاری در بین این خانواده ها شایع است.

    4 - خانواده سالم ( خانواده دمکرات)

 1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.

2 - افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند.

3 - افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد.

4 - افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.

5 - روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند.

6 - زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.

7 -  وقتی  در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران.

8 - هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد.

9 - اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده .

10 - اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی.

11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند.

12 - افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند.

13 - افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند.

14 - در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است.

15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند.

16 - اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند.

17 - رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می کنند - مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.

18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند.

19 - اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد.

20 - اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ،  اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.

21 - اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.

22 -  اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر  داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.

23 - وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس کردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.

24 - پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند.

25 - اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند.

 خلاصه :

گفته می شود که از هر صد خانواده تنها در صد اندکی ( سه یا چهار خانواده ) می دانند که چه باید کرد و به مرحله سلامت و بالندگی قابل توجه رسیده اند. محصول خانواده های پریشان یا آشفته فرزندان بیمار ،‌ نومید ، افسرده ، بزهکار و ضد اجتماعی ،‌ معتاد و .... است و اکثریت افراد مبتلا به بیماری های روانی و اختلالات رفتاری ،‌ الکلیک ، معتاد ‍ ‍، فقیر ،‌ از خود بیگانه ،‌ جانی و ... در خانواده های پریشان رشد پیدا کرده اند.

می توان ویژگیهای مهم خانواده های پریشان و خانواده سالم را چنین خلاصه کرد.

 خانواده آشفته :

1 - در  خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.

2 - ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.

4 - پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.

 خانواده سالم یا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.

2 - ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.

4 - پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهای جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

خانواده يكي از عوامل بسیار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي  كودكان  دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند. « كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند. بیان این نکته از آن روست که بگوییم هر چند می توان در محیطی غیر از خانواده (آموزشگاه یا جایی دیگر) به تقویت عناصر انگیزشی خلاقیت مبادرت ورزید، اما تاثیر این عوامل به اندازه و اهمیت عامل نخستین نیست. پس بهتر است که هدایت­ها و روش­های اتخاذ شده محیط دوم یعنی «محیط یادگیری» به محیط نخستین یعنی خانواده نیز انتقال یابد و در آنجا هم مورد تمرین و تقویت قرار گیرد؛ این انتقال زمینه­های تثبیت و تحکیم انگیزش خلاقه را بیش از پیش فراهم آورد.

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها باید فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند. زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد. محیط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادی وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنید زيرا خلاقيت او را محدود مي سازید. 

تحقيقات نشان مي دهد كه والدين  كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي  بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه  كه هستند قبول دارند و آنها را  به كنجكاوي درباره اشياء  و امور تشويق مي  كنند و كودكان خود  را در انتخاب  موضوعات مورد علاقه  آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت  نظر دارند و پي گيري مي  كنند. شايسته  است والدين  تا آنجا  كه امكان دارد كودكان  خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان  را ياري كنند  و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا  شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات  كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن  احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن  را نيز بيازمايند، چراكه چنين  كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

اغلب  اوقات اگر كمي  وقت و حوصله  كنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. خلاقیت عامل مهم بازی است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند. كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي كند.ممكن است  يك جعبه خالي براي كودك خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق می توانند با توجه به موقعیت و مکان خاص بازی را تغییر دهند، بازیهای جدید ابداع کنند، مقررات خاصی وضع کنند، رهبری بازی را در دست گرفته و با سازمان بندی منسجم په به صورت فردی و چه به صورت گروهی بازی کنند. بازی این گونه افراد از تنوع و گوناگونی آکنده بوده و می توانند با توجه به علایق خود و بازی کنان هدفهای بازی را اعمال کنند. در مقابل کودکانی که از خلاقیت بی بهره بوده و یا خلاقیت کمی دارند در بازی ها نقش پیرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعایت کامل مقررات بازی می دانند، تخطی از قوانین را جایز نشمرده و بازی را بیشتر به عنوان وظیفه و کار تلقی می کنند تا وسیله ای برای رشد، بنابراین سهم آنها از لذت بازی کمتر از کودکان خلاق است.

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. كودكان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن  كاري دارند.

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني دارند. 

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :

1- تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

2- ايجاد رقابت ميان كودكان

3- تاكيد افراطي بر جنسيت كودک 

4- قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

5- عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

6- انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

7- بيهوده شمردن تخيلات كودک

8- عدم شناسايي علائق دروني كودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

10- تحميل نقش بزرگسال به كودک

برای افزایش خلاقيت كودكان باید:

1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند. 

2. محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازید و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

 كودكان بزرگترين معلمان خلاقيت

 هنگاميكه نوزادي متولد مي شود و گريه هاي او به صدا در مي آيد، اين فريادها تنها يك مفهوم دارد، چرا؟ نوع خلقت آدمي به گونه اي است كه او پرسشگر به دنيا مي آيد. اوج پرسشگري و خلاقيت در ابتداي زندگي انسان شكل مي گيرد. كودكان با رفتارهاي خود، هميشه آدمي را مبهوت مي كنند؛ چشماني كه دائم در حال جست و جو است و گويش هايي كه منتظر كوچكترين تحريك براي پيدا كردن منبع صدا و اندامي كه با خستگي ناپذيري به هر گوشه اي سرك مي كشد.

يك كودك دو يك يا سه ساله در طول روز از يك ورزشكار حرفه يي بيشتر حركت و بيش از يك نوار ضبط صوت صحبت مي كند. گاهي آنقدر انرژي دارد كه براحتي به خواب نمي رود. انسان با روحيه خلاقي پا به دنيا مي گذارد و تنها اين بزرگسالان هستند كه به واسطه جهل، اين روحيه را نابود مي كنند. در كشورهاي جهان سوم، انسانها بيشتر دوست دارند كه از كودكان، انسانهايي مطيع و حرف گوش كن پديد آورند و براي رسيدن به اين هدف نخستين اقدام، قرباني كردن روح خلاقيت در وجود كودكان است و در همين مرحله مهم زندگي است كه انسان شانس تبديل شدن به يك انسان خلاق را براي هميشه از دست مي دهد، زيرا انسان تنها از طريق پرسشگري است كه مي تواند راه خود را براي رسيدن به تكامل بيابد.

كودكان براي نخستين بار اثبات مي كنند كه انسان ها براي زندگي كردن و شناخت دنياي اطراف خود چقدر در جهل بسر مي برند و ترس از آشكار شدن از اين حقيقت ،فريادهاي بلندي را سبب مي شود و باعث مي شود سوالات مكرر و فراوان كودكان كه با چراهاي فراوان آغاز شود، در مدت زمان كوتاهي بدون شنيدن پاسخ درست در نطفه خفه شود و كودكان آرام آرام تبديل به موجودي مطيع و بدون هدف مي شوند كه تنها در بزرگسالي در آرزوي آن بسر مي برند كه كسي دست آنان را بگيرد و به سر منزل مقصود برساند. براستي كودكان ما در ابتدا بزرگترين شانس را براي داشتن يك زندگي سعادتمند دارا هستند.آنها با سوالات مكرر، در تلاش براي آشكار كردن حقايق زندگي مي كوشند ،اما حيف كه بعد از گذشت چند سال، شاهد آن مي شويم كه ديگر از آن كودك جست و جو گر خبري نيست ! اگر كسي بخواهد به روح خلاقيت دست يابد، تنها كافي است از نزديك نظاره گر رفتار يك كودك چند ساله باشد و حتي روزها لحظاتي هر چند كوتاه با او همبازي شود، در اين مرحله انسان مي تواند خلاقيت را با تمام وجود احساس كند. او مشاهده خواهد كرد كه يك كودك صد بار هم كه به زمين مي خورد، برمي خيزد و در انجام كارها به قدري پشتكار دارد كه هر انسان بزرگسالي را كلافه مي كند. در اين دنيا آنها بزرگترين آموزگاران آموزش دهنده خلاقيت هستند.

دكتر جرج ميدل، برنده جايزه نوبل بيان مي كند: آموزشهاي فعلي باعث مي شود فرصتهاي آموزشي براي كودكان از دست برود، زيرا قدرت آموختن كودك مهم شمرده نمي شود و آموزش درستي به كودكاني كه به آموزش عشق مي ورزند داده نمي شود. آلبرت انيشتين در خاطرات خود بيان مي كند :" نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد. زيرا آدمي در يزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد.اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام ." اريك اريكسون، روانشناس بزرگ، از استادي در وجود آدمي نام مي برد كه او را كودك فاتح مي خواند و اريك برن از موجودي درون انسان نام مي برد كه به آن پروفسور كوچولو مي گويد. در همان دوران كودكي، پروفسور كوچولو به جستجوگري مشغول است و در اين زمان تنها بايد شرايطي را براي كودكان به گونه يي برنامه ريزي كرد كه اين پروفسور كوچولو تخريب نشود و همين دانشمند وجود آدمي است كه مي تواند زمينه ساز تبديل يك كودك به دانشمندي عالي قدر و انساني متكامل شود.

يكي از راههايي كه شما مي توانيد سبب جاري شدن رودخانه انديشه كودكان به درياي خلاقيت خود شويد، مشاهده رفتار كودكان و دقت در رفتارهاي جست و جو گرانه آنها است، شما مي توانيد از اين طريق خلاقيت را فرا گيريد. بي شك دانشمندان نيز رفتاري كودكانه دارند و اين همان پروفسور كوچولويي است كه اكنون تكامل يافته است. پس، از امروز به كودكان خود با ديد ديگري بنگريد و تلاش كنيد در مورد آنها علم و دانش خود را افزايش دهيد. علاوه بر آنكه از پروفسور كوچولو چيزهاي فراواني فرا مي گيريد، سعي كنيد راه رشد او را براي هميشه محدود نكرده و او را نابود نسازيد، زيرا بناي يك جامعه سعادتمند با كمك همين كودكان ريخته مي شود.

 نقش آموزش و تجربه در خلاقيت كودكان

در ميان توانایی های مختلف انسان بدون ترديد خلاقيت سازنده ترين و بنيادی ترين آنهاست. دستيابی به قانون مندی هایی كه به شناخت و تغيير جهان منجر شده بدون استفاده از نيروی خلاق انسان ها امكان پذير نبوده است. همه آثار پر ارزش اصيل و ماندنی فرهنگ بشری كه زندگی انسان را معنا بخشيده ،ريشه در خلاقيت داشته است و اين همه را تاريخ علم و هنر به روشنی نشان می دهد. با توجه به نقش اساسی خلاقيت در زندگی ضروری است كه اين توانایی ارزشمند را در كودكان پرورش دهيم.متاسفانه نظام آموزشی _تربیتی ما در خانه و مدرسه و به تبع آن در جامعه، نه تنها اين توانایی را در كودكان و نوجوانان پرورش نمی دهند، بلكه باشيوه های نامناسبی كه به كارمی برد ، آنرا سركوب می كند .

در پرورش خلاقيت كودكان چند نكته مهم را بايد در نظر گرفت :

نخست : توجه به نقش آموزش در خلاقيت است . تحقيقات روانشناسی و تجربيات انجام شده ، تا حدودی نشان داده اند كه می توان خلاقيت را پرورش داد . اعتقاد به امكان  پرورش خلاقيت و ساير خصوصيت های فرد نگرش ما را نسبت به توانایی های عظيم انسانی ، در جهت مثبت تغيير می دهد و ما را به جستجوی شيوه های مناسب برای رشد و شكوفایی آنها وا می دارد .

نكته دوم : آگاهی از روند شكل گيری و رشد خلاقيت در كودكان ،شناخت عوامل تقويت كننده و بازدارنده آن و فراهم ساختن محيط و امكانات مناسبی برای پرورش اين توانایی است . بايد كودكان را تشويق كنيم كه خود به فعاليت ، تجربه مستقيم ، مشاهده و تفكر بپردازند و از عادت دادن آن ها به حفظ كردن و تكرار مطالب و نيز تحميل افكار، راه حل ها و تجربيات خود به آن ها بپرهيزيم . بگذاريم خود تجربه كنند و بياموزند و اين اصل را بپذيريم كه خلاقيت در آزادی  شكوفا می شود.

نكته سوم اينكه پرورش خلاقيت همچون  ساير خصوصيات انسانی بايد از همان سال های نخست زندگی آغاز گردد. خلاقيت تدريجا شكل می گيرد و رشد می يابد. اوج خلاقيت كودكان تا سنين 6-7 سالگی است . بنابراين اگر كودكان را با شيوه های كار خلاق آشنا نسازيم نمی توانيم از آن ها انتظار داشته باشيم كه در آينده افرادی نوآور و مبتكر باشند.

و آخرين موضوع اينكه فكر نكنيم پرورش خلاقيت كودكان نياز به امكانات خاص ، هزينه های گزاف وشيوه های پيچيده دارد. ما به عنوان پدر، مادر و معلم ، نبايد به صورت منفعل در انتظار ايجاد محيط وشرايط مناسب باشيم كه خلاقيت كودكمان را بارور سازد بلكه خود بايد شيوه های عملی ، ساده و درستی را در اين زمينه به كار گيريم . البته اين كار ، خود نياز به خلاقيت دارد ، می توان نمونه  هایی از فعاليت هایی  را كه برای پرورش خلاقيت كودكان مناسب است ،ارائه داد.

قصه گویی، نمايش های خلاق و آزاد، تشويق كودكان به سوال كردن، پاسخ مناسب دادن به سوال های آنها، كارهای دستی، كلاژ، استفاده از اسباب بازی هایی كه كودك بايد با آنها اشيایی را بسازد، فراهم ساختن امكان مشاهده ی نزديك و مسقيم برای كودكان از طريق آشنایی آن ها با طبيعت ، زيرا هيچ چيز برای كودكان آموزنده تر و جالبتر از تماشای طبيعت نيست، تشويق آنها به جمع آوری مجموعه هایی از گل ها، برگ ها،سنگ ها،تصاوير حيوانات، اشياء و غيره كه مشاهده و دقت كودكان را تقويت می كند، فيلم های مناسب و ساير فعاليت هایی كه هر يك از ما می توانيم با اندکی دقت و توجه آنها را مشخص سازيم و امكانش را برای كودكمان فراهم سازيم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

امروزه در آموزش وپرورش به دانش آموزان توجه خاصی مبذول می گردد . معلمان بعنوان مهمترین عامل اثر بخشی نظام آموزش وپرورش در صددند تا یادگیری دانش آموزان را بهبود بخشند .برای اینکار معلمان باید به فنون مدیریت کلاس درس و مهارتهای معلمی مجهز باشند .آنها باید برای کلاس خود به خوبی برنامه ریزی نمایند وبرای رسیدن به تمامی اهداف ، کلاس خود را بطور مطلوب اداره کنند . روی تمامی مسائل کلاس دقت ونظارت داشته باشند وبه تمام جنبه های روانی واجتماعی فراگیران توجه نموده وبه شخصیت آنها احترام بگذارند . معلمان با نوشتن طرح درس مناسب برای تمام ساعات کلاس خود برنامه دارند و در شیوه ی تدریس خود از الگوهای فعال یا شیوه های تلفیقی بهره می گیرند. با بهره گیری از وسایل ورسانه های آموزشی به جذابیت تدریس خود می افزایند . معلمان موفق   به ظرافت های تدریس واداره کلاس توجه می نمایند وسعی می کنند در هنگام ورود به کلاس درس   ارتباط مناسبی با با فراگیران برقرار کنند ، آنها در مواجه   با مشکلات فراگیران ، علت رفتارهای نامطلوب را شناسایی وآنگاه به درمان آن می پردازند و هیچگاه بوسیله تنبیه درصدد   انهدام رفتار ناخواسته دانش آموزان برنمی آیند البته آنها سیاست انضباطی   خود را اعمال می کنند ودر این مورد همواره ثابت قدم هستند .


یکی از فنون مدیریت کلاس ، سازماندهی محیط  کلاس توسط معلم است لذا معلمان باید افراد ، مواد آموزشی ، وقت ، فعالیتها ودروس را سازماندهی وبرنامه ریزی   کنند . غنی سازی ، محروم سازی ، توسعه دادن ، محروم کردن ، تنظیم دوباره وساده سازی از فنون پیشنهادی توماس گوردون هستند که در سازماندهی کلاس مورد استفاده قرار می گیرند .


نظارت دقیق معلمان بر رفتار ونحوه ی فعالیت های دانش آموزان به ایجاد نظم بیشتر در کلاس کمک می کند استفاده از روشهای غیر کلامی مانند نگاه اجمالی معلم یا خیره شدن از فنون موثر در متوقف کردن رفتار خلاف دانش آموزان به حساب می آید .


ارزشیابی مستمر از فعالیتهای دانش آموز در کلاس درس علاوه بر بهبود واصلاح روش های تدریس معلم وسنجش میزان یادگیری دانش آموزان موجب ایجاد نظم در کلاس درس وتعدیل رفتاردانش آموزان می شود .


معلمان خلاق وتوانا برای اداره کلاس خود برنامه مناسبی را طرح ریزی می کنند . به شخصیت دانش آموزان خود احترام می گذارند وباعدالت باآنها رفتار می کنند بادقت به حرفهای دانش آموزان خود گوش می دهند وبا کمک دانش آموزان قوانین مناسبی رابرای کلاس درس تدوین می کنند . وضمن توجه به تفاوتهای فردی فراگیران از تشویق بهره وافر را می برند آنها با استفاده از وسایل آموزشی وکمک آموزشی شیوه استفاده فراگیران از رایانه را آموزش میدهند وبا گروه بندی کردن دانش آموزان انگیزه فعالیتهای گروهی ومشارکت را در آنها تقویت می کنند .

مقدمه

نقش معلم امروزه در آموزش و پرورش با نقش او در گذشته تفاوت چشمگیری دارد این تفاوت به خاطر آن است که هدفهای آموزشی امروزه با گذشته متفاوت است امروزه هدف آموزش تنها از بر کردن مطالب و بازگو کردن آنها نیست بلکه تمام جنبه های شخصیت دانش آموزمورد نظر است در هر نظام آموزشی از میان همه عناصرآن معلمان نقش مهم تری راایفا می کنند چرا که آنان مهمترین عامل اثر بخشی نظام آموزش و پرورش هستند . معلمان می توانند با بکارگیری شیوه ها و الگوهای مناسب تدریس ،برخوردهای مناسب و برقراری روابط صحیح انسانی با فرا گیران زمینه رشد فکری،اجتماعی ،عاطفی اخلاقی وخلاقیت آنها را فراهم نمایند .ازسوی دیگر در کلاس درس ،موقعیت ها و مسائلی برای معلمان پیش می آید که اگر معلمان تبحر و مدیریت لازم را نداشته باشند با اتخاذ تصمیمات غلط مواجه شده و مشکلات ونتایج نامطلوبی را بوجود می آورند در این مقاله بر آنیم که برای اثر بخش کردن آموزش و بهبود بخشیدن به کار معلم شمارا بامدیریت کلاس و مهارتهای معلمی آشنا سازیم .

آموزش و یادگیری:


آموزش عبارت است از ایجاد انگیزه هایی که پاسخ معین و لازم را دنبال خود می آورد به این معنی که معلم محرکهایی را ایجاد می کند و  دانش آموز پاسخهایی را به این محرکها می دهد .


امروزه در آموزش وپرورش نسبت به دانش آموزتوجه خاصی مبذول  می گردد.بیشترین کوشش روانشناسان و علمای آموزش و پرورش برای آن است که در یابند یادگیری چگونه انجام می پذیرد ودر جهت تسریع و تاثیر بیشتر آن چه اقداماتی باید صورت گیرد در این خصوص مطالعات زیادی صورت گرفته است بطور کلی برای اینکه یادگیری بهتر وسریعتر انجام شود اصول زیر باید مراعات شود:   


تعیین هدف : هدف آموزش باید برای معلم و فراگیر روشن باشد .


آمادگی : فراگیر باید از نظر جسمانی وروانی آمادگی یادگیری را داشته باشد .


انگیزش : دانش آموز باید علاقمند به یادگیری باشد .


تمرکز حواس : دانش آموز باید روی موضوع تمرکز داشته باشد.


فعالیت فراگیر : دانش آموز باید فعالانه در امر یادگیری شرکت کند.


ارتباط مطالب : مطالب آموزشی باید باهمدیگر ارتباط منطقی داشته باشند .


تمرین وتکرار : آنچه که آموخته می شود باید توسط فراگیر تمرین وتکرار شود .


سیستماتیک بودن مراحل آموزش برای هر موضوع ودر هر شرایطی اززمان ومکان یکی از عوامل موفقیت در آموزش است . معلم می بایست ابتدا هدفهای آموزشی را به صراحت وروشنی به صورت هدفهای رفتاری بیان ومشخص نماید آنگاه مفاهیم واصولی راکه برای رسیدن به هدفهای آموزشی بکار می برد صریحا" مشخص ومعرفی کند معلم باید وسایل آموزشی وکمک آموزشی لازم که برای رسیدن به هدفهای تدریس مهم می باشد را تهیه نماید وهدفهای آموزشی را در قسمتهای مختلف برنامه توزیع کند معلم خوب از آزمون مقدماتی بهره می گیرد وآموزش را بصورت قدم به قدم پیش می برد ونهایتا" به ارزشیابی می پردازد وچنانچه هدفهای مورد نظر تامین نشده بود بایدآموزش ویا مراحل دیگر را مجددا" انجام دهد .


نظریه های مختلف در مورد کلاس


          خوشبختانه علاوه بر روانشناسان وعلمای آموزش وپرورش ، جامعه شناسان ، روانشناسان اجتماعی وسایر متخصصان در مورد کلاس ومدرسه توجه نمود ونظریات سودمندی را ارائه نموده اند .


جامعه شناسان روی گروه تمرکز می کنند وکلاس  را در درون محتوای بزرگتر یعنی اجتماع مورد مطالعه قرار می دهند آنها معتقدند که کلاس مکانی است که در آن دانش آموز خود را عضوی از اجتماع در نظر می گیرد وبه این ترتیب اجتماعی شدن را می آموزد . روانشناسی اجتماعی رابطه ی معلم وکلاس را مورد مطالعه قرار می دهد. وکلاس را سیستمی در نظر می گیرد که کودک را برای مقابله با سیستمهای بزرگتر آماده می کند .


اکولوژیست ها تعامل میان معلم وفراگیر را در رابطه بامحیطی که این تعامل در آن صورت می گیرد مورد مطالعه قرار می دهند ومعتقدند که رفتار معلم ودانش‌ آموز قبلا" به وسیله مقررات تعیین شده است .


متخصصان علوم ارتباطی هم کلاس را یک سیستم ارتباطی می دانند که دانش آموزان تحت تاثیر منابع وپیامهای آن قرار می گیرند .


ویژگیهای یک معلم خوب


           در مورد این پرسش که معلم خوب وموفق چه کسی است نمی توان پاسخ قاطعی دادزیرا این امر کاملا" بستگی به فرهنگ وارزشهای یک ملت دارد وقبل از اینکه درمورد خوبی یا بدی معلم قضاوت شود ، باید معیارهایی تعیین گردد تا براین اساس معلم ارزشیابی شود این معیار ها باید با هدفهای آموزشی بستگی تام داشته باشد هرچند مشخصات یک معلم خوب وموفق در موقعیتهای مختلف متفاوت است ، با این حال معلمان خوب باید بطور کلی خصوصیات   زیر را دارا باشند :


علاقه مندی به تدریس ، ثبات عاطفی وروانی ، مطالعه مستمر وادامه به یادگیری ، مهربانی وهمدردی با دانش آموزان ، داشتن روحیه همکاری بادیگر همکاران ، صبر و بردباری ، رعایت انصاب در ارزشیابی ها ، آشنایی با اصول روانشناسی ، قدرت بیان ، ارزشیابی از کارخود ، آراستگی ظاهری ومشخصات دیگر از جمله خصوصیات یک معلم خوب وموفق است .


معلم نقش مهمی در سلامت فکری وروانی دانش آموزان دارد به طوری که مطالعات نشان داده است دانش آموزان معلمان متعادل از تعادل روانی وآرامش بیشتری برخوردارند لذا معلم خوب کسی است که ضمن دارا بودن ویژگی های فوق تلاش نماید مهارتهای لازم جهت تدریس وکلاسداری را بدست آورده وبکار بندد .


مسوولیت اداره کلاس


          برخلاف گذشته که معلم مرکز ونقطه اتکایی برای دانش آموز بود وهمیشه به عنوان دریایی از معلومات در برابر دانش آموزان کلاس ظاهر می شد ، امروزه در سیستم آموزش وپرورش دانش آموزان خود مسوولیت یادگیری را به عهده می گیرند وبا کمک وراهنمایی معلم دانستنیها را فراگیری می نمایند درواقع سیستم قدیمی معلم مداری به سیستم دانش آموز مداری تغییر یافته است .


گرچه درسیستم دانش آموز مداری نیازهای دانش آموزان در درجه اول اهمیت است وآنها در طرح واجرای برنامه فعالانه سهیم هستند اما اجرای چنین روشی به آن معنی نیست که مسوولیت کلیه امور بادانش آموز باشد . معلم باید برای کلاس خود به خوبی برنامه ریزی نماید وبرای رسیدن به تمامی هدفها. کلاس خودرا به خوبی اداره کند ، روی تمام مسائل دقت ونظارت داشته باشد ، به خوبی دانش آموزان را هدایت کند و هر ازچند گاه از آموخته های آنها ارزیابی بعمل آورد . در واقع اگر معلم در اداره کلاس خوب عمل کند وبه تمام جنبه های روانی ، اجتماعی فراگیران توجه نموده وبه شخصیت آنها احترام بگذارد دیگر آنها برای نمره گرفتن و امتحان دادن مطالب را نمی آموزند بلکه آنها کاربرد معلومات خود را می دانند وبه هنگام مواجهه بامشکلات توانایی حل آنها را دارند . حال این سئوال را مطرح می نماییم که معلم برای اداره کلاس خود چه مهارتهایی را باید داشته باشد ویا چگونه در کلاس خود مدیریت کند ؟ درزیر به چند نمونه اشاره می نماییم :


1-   برقراری ارتباط اولیه


اولین شروع معلم در آغازین روز تحصیلی بسیار مهم وبا ارزش است معلم درحین ورود باید ضمن معرفی خود ونوشتن نام ونام خانوادگی خود روی تابلوکلاس ، نام درس ، روزها و ساعات تشکیل کلاس خود را برای فراگیران ذکر کند واهداف درس را برای آنها روشن کند زیرا هرچه اهداف درس بیشتر مشخص شود شوق وانگیزه فراگیران برای یادگیری ومطالعه   بیشتر خواهد شد همچنین معلم باید ارزش وفواید درس را نیز توضیح دهد . دراین جلسه معلم از دانش آموزان می خواهد که تک تک خود را معرفی نمایند ودر ادامه روش تدریس خودو شیوه ی ارزشیابی از درس را برای دانش آموزان بیان کند .


نحوه ورود معلم در هر جلسه به کلاس هم مهم است بولمر می گوید  « بیشتر قضاوت افراد ( فراگیران ) متاثر از اولین برخوردها است (1)


اگر معلم باانگیزه ، بانشاط وصمیمانه واردکلاس شود اثر مثبت روانی برفراگیران خواهد داشت اما اگر با حالت کسلی وخستگی وارد شود قطعا" این اثر منفی خواهد بود بنابراین معلم در هنگام ورود به کلاس به گونه ای باید وارد شود که فراگیران متوجه حضور او شوند یعنی در هنگام ورود با عجله وارد نمی شود درب می زند باچهره گشاده به دانش آموزان لبخند می زند و پس از سلام کردن وارد   کلاس می شود ووقتی در جایگاه خود قرار گرفت ارتباط خود را بیشتر می کند با فراگیران احوالپرسی می کند ودرهنگام حضور وغیاب کمی هم با شاگردان خوش وبش می کند واز غایبین سراغ  می گیرد وعلت غیبت آنهارا جویا می شود. بهتراست معلم کلاس خود را با نام ویادالهی شروع کند واز مناسبت های هر روز بهره گیری تربیتی واخلاقی مناسب را داشته باشد .


2-داشتن طرح درس


معلم موفق   کسی است  که برای تمام ساعات کلاس خود برنامه داشته باشد واین میسر نیست مگر با نوشتن طرح درس مناسب شاید خیلی از معلمان با سابقه بگویند مانیازی به طرح درس نداریم وبه راحتی می توانیم کلاس را اداره کنیم این نکته قابل ذکر است که بسیاری از اتفاقات ورفتارهای دانش آموزان غیر قابل پیش بینی است اما در صورتی معلم می تواند جلو وقوع این مشکلات را بگیرد یا به سرعت آنها را به کمک دانش آموزان حل کند که برنامه کاری یا طرح درس داشته باشد امام علی (ع) فرمودند « التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم » یعنی تدبیر وآینده نگری قبل از عمل ، تورا از پشیمانی ایمن می سازد .(1)


معلم در طرح درس هدفهای کلی رامشخص   می کند وهدفهای رفتاری را براساس حیطه

های مختلف  ودر راستای هدف کلی مشخص می سازد به نحوی که پس از تدریس این هدفها در رفتار   دانش آموزان متبلور شود .


معلم موفق   در شیوه ی تدریس خود از الگوهای فعال یا شیوه های تلفیقی بهره می گیرد وتدریس خود را با استفاده از وسایل ورسانه های آموزشی ارائه می دهد .


3-استفاده از روشها والگوهای فعال


موضوع های درس را به روشهای گوناگون می توان آموزش داد . علمای آموزش وپرورش برای انجام این کار راههای مختلفی را پیشنهاد کرده اند وبه کار برده اند . کاربرد هر یک از روشها به هدف آموزش ، شرایط و مقتضیات کلاس ، مطلب درس وتبحر وکارایی معلم بستگی دارد بنابراین شاید نتوان یک روش را به عنوان بهترین وموثرترین روش معرفی کرد ولی آشنایی معلم با تمام روشها ومزایا ومحدودیتهای هریک از آنها ضروری به نظر می رسد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری دوم www.pichak.net کلیک کنید

- بیهوده متاز که مقصد خاک است

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

   تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید                                   

- نماز وقت خداست انرا به دیگران ندهیم

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- تنها موقعی حرف بزن که ارزش سخنت بیش از سکوت کردن باشد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- مرد بزرگ، کسی است که در سین?‌خود ، قلبی کودکانه داشته باشد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها. کی بماند برگ کاهی در میان بادها

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشارید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

1- عمومی ترین نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد.
3- مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است.
4- کلمه «ماشین تحریر» (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.
5- چشمک زدن زنان ، تقریباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمی توانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید.
7- محال است که آرنج تان را بلیسید.
8- وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.
9- خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند.
10- وقتی که به شدت عطسه می کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
11- جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است.
13- کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
14- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
15- تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 خود کنترلی را از‌دست ندهید
از دست دادن خود‌کنترلی به سرعت کفه تعادل را به نفع دیگران برهم می‌زند. بسیاری از افراد مقادیر بسیار زیادی از ثروت و قدرت خویش را به خاطر انتقام‌گیری خشم و تلاش برای بازاریابی خویش، از دست می‌دهند.

مطمئن گردید که چهره شما همواره نشانه‌ای دال بر لبخند یا تفکر داشته باشد. اگرهرگز از خود خشم، ناراحتی یا عدم کنترل نشان ندهید، همواره چهره‌ای قابل‌اعتماد خواهید بود و موقعیت را در کنترل خود خواهید داشت. وقتی کنترل خود‌را از دست بدهید همه‌چیز را از دست خواهید داد.

بنابراین از مغز خود استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که آنچه دیگران می‌گویند، فکر می‌کنند و یا انجام می‌دهند، اهمیتی ندارد، فقط آنچه شما انجام می‌دهید، مهم است.

-کار دشوار را در ابتدا انجام دهید
نکته سودمندی که در طی سال‌ها تجربه‌ام دریافتم این‌است که همواره کار دشوار را در ابتدا باید انجام داد و این‌کار نیاز به خود‌انضباطی دارد ولی بسیار آسان است. آقای شکست می‌گوید: اون رو بعد انجام بده، مشغول کاری بشو که جالب‌تر و لذت‌بخش‌تر باشه. اما آقای موفقیت می‌گوید: الان انجامش بده و وقتی تمامش کردی، احساس رضایت می‌کنی. همانند تمام عادات خوب، کمی طول خواهد کشید تا این عادات را کسب کنید ولی بزودی صورت خودکار به خود خواهد گرفت.

احتمالا این نیز یکی از مشخصه‌های افراد موفق است که ابتدا کار دشوار را انجام می‌دهند. اگر فقط یک نکته و اندرز بخواهید بگیرید، همین است. این کار پاداش بسیار فراوانی دارد و باعث کاهش استرس، افزایش احترام، موفقیت بشر، خود مدیریتی و خود کنترلی و در نهایت خوش اقبالی می‌گردد.

- به خودتان پاداش دهید
پس‌از آنکه کار دشوار را به پایان رسانیدید به خودتان پاداشی بدهید که انتظار آن‌را داشته باشید. اکثر ما در زمان کودکی و برای خوردن دارویی تلخ، قول شیرینی را از والدین خود گرفته‌ایم. همین کار را برای خودتان انجام دهید. این‌کار محرکی برای به اتمام رساندن آن‌‌کار دشوار و ادامه کار است (البته پس‌از گرفتن پاداش). پاداش من پس‌از یک تمرین ورزشی، یک دور شناست.

- از یک سیستم مدیریت زمان استفاده کنید
زمان ارزشمندترین منبع شما است. آقای شکست شما را تشویق می کند که آن را نادیده بگیرید. همین الان از خودتان صادقانه بپرسید: آیا از وقت خود با کارایی که می‌تواند باشد، استفاده می‌کنید؟ اگر جواب منفی است، آقای شکست و خود مدیریتی شما حاکمیت دارد.

- تناسب اندام خود را حفظ کنید.
معاینه کامل دوره‌ای کاری عاقلانه است، اما در میان این معاینات نیز باید بدن خود را در بهترین حالت نگه داریم. همچنان که بارها گفته‌ام، مغز در بدن سالم بهتر کار می‌کند.

در طی سالیان، من چند مرحله افسردگی راتجربه کرده‌ام، اما زمانی که ورزش منظم انجام می‌دادم و بدنم در وضعیتی مناسب، قوی و سالم بود، هرگز دچار افسردگی نشدم. اگرچه من از لحاظ پزشکی صلاحیت اظهارنظری ندارم، اما تجربه و نتایج خودم را می‌توانم بگویم. بنابراین برای‌ آنکه از زندگی لذت بیشتری ببرید، بدن خود‌را مدیریت کنید.

- زیاده‌ روی نکنید.
من عاشق خوردن و نوشیدن هستم. اعتراف می‌کنم که از انجام بسیاری از وسوسه‌های موجود، لذت می‌برم. اما زیاده‌روی در هر شکلی که باشد معلول پیام‌های آقای شکست است و نتیجه این‌‌ همان است که آقای شکست امیدوار است، یعنی رخوت و افسردگی و بیماری. مطمئن گردید که تعادل را در همه امور رعایت می‌کنید.

- با وسوسه‌ها و تعلل‌ها مقابله کنید
تعلل یعنی به تاخیر انداختن کاری که باید انجام گیرد. من پیشتر گفته بودم که هیچ فرد موفقی نبوده‌است که تعلل در کار خود نشان داده باشد. تعلل و موفقیت محال است که با هم باشند.

این چهار کلمه « همین الان انجام بده» دارای نیروی خود انگیزشی عظیمی است. این ضرب‌المثل را به خاطر داشته باشید، کار امروز را به فردا میفکن و آن‌را عمل کنید.

- به خود بگویید من اراده‌ای قوی دارم.
نگویید که من اراده ندارم و یا اراده من ضعیف است. بلکه بگویید من اراده عظیمی دارم. و به گفتن این جمله ادامه دهید! همچنانکه این کتاب را می‌خوانید اهمیت فراوان این پیام را درک می‌کنید. تاکید و تصدیق منظم و مثبت تبدیل به تصویر می‌گردد و در نهایت نتایج مطلوب را می‌آفریند ( و البته برعکس)

به همسر یا فرزندان خود بگویید «تو اراده عظیمی داری» همین باعث می‌گردد که آنان در برابر وسوسه مقاومت کنند. آن اراده‌ای که همه خواهان آن هستیم از طریق خود مدیریتی برای همه ما قابل حصول است. فقط 30 روز آن‌را تمرین کنید. هرگاه آقای شکست شروع به وسوسه کرد، بگویید: «من اراده عظیم دارم» و از دیدن نتایج این‌کار حیرت زده خواهید شد.

- خود را باور کنید
افکار، عواطف، لذت‌ها، خشم و منش و روحیه خود‌را مدیریت کنید، زیرا همه ما قادر به کنترل خود هستیم. این سناریوی کوچک را تصور کنید. زن و شوهری در حال مشاجره شدید هستند در همان حال در زده می‌شود و دو تن از دوستان آنان پشت در هستند. این زوج چگونه این موقعیت را مدیریت می‌کنند؟ شخصی که در را باز می‌کند به فوریت افکار، رفتار، روحیه و حالت چهره خود را کنترل می‌کند. زمانی که مهمانان وارد منزل می‌شوند، دیگری نیز به یقین همین تغییرات را در خود انجام داده است. اگرچه جو کلی کمی تغییر کرده‌است، اما به خاطر این وقفه، خشم واقعی به ناکهان کنترل شده‌است. همانگونه که می‌بینید ما می‌توانیم خودرا کنتل کنیم فقط بستگی به این دارد که چقدر به این کنترل نیاز داشته باشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . اُرد بزرگ

میان آدمیان چیزی نیست جز دیوار هایی که خود ساخته اند .  تولستوی

گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار

پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .  اُرد بزرگ

توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر

برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند . فردریش نیچه

گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند . به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند . جبران خلیل جبران

زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد . واشنگتن ایروینگ

الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُرد بزرگ

باور کردن دروغیکه انسان صد بار شنیده آسان تر از حقیقتی است انسان حتی یکدفعه هم آن را نشنیده است . جان کایزل

به گذشتۀ خود هرگز نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم . جواهر لعل نهرو

هنگامی که همه مانند یکدیگر می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد. والتر لیمپن

گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم  .  اُرد بزرگ

بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک. روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند. براستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت. آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال.چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دوستار بشر را میخکوب کرده اند؟اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ... . فردریش نیچه

مردان کامیاب غالبا از شکست میوه ی پیروزی چیده اند . گوته

مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.. وین دایر

انسان در موقعیکه تمام دارایی خود را از دست بدهد تمام دوستان از میان می روند . وتوشن

بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . اُرد بزرگ

آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیان سازد . نیچه

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند . تاگور

مردان مقاوم و باتجربه همیشه فرصت دارند که کارها را از اول شروع کنند . گوته

مرد با اراده مردی است که شخصیت انفرادی خود را در اجتماع گم نمی کند و شجاعت آن را دارد که عقاید خاص خود را ابراز دارد اسکار وایلد

پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ

خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است . والتر پوپ

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید  . فردریش نیچه

جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ

ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف

سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید

دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین

شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران

برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت . فردریش نیچه

از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی

آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت

میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .  اُرد بزرگ

اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید . جبران خلیل جبران

هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسیله تفکر توام با عمل ، تمایل اکثر فضلا به مطالعه شبیه تلمبه است ، خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند؛ هرکس زیاد  مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر را از دست می دهد. شوپنهاور

اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر

امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش .  اُرد بزرگ

با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی . اِریک کِستنِر

مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر ، به جان هم می افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می گذارند . ویلیام تن

انسان باید بهتر و شریرتر شود  : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است . فردریش نیچه

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران

به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . اُرد بزرگ

کسانیکه حقیقت را درک کرده اند با افرادی که حقیقت را دوست دارند برابر نیستند . شاتوبریان

رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . اُرد بزرگ

مردها به سه دسته تقسیم می‌شوند: خوش قیافه‌ها ، باهوش‌ها و اکثریت. اف. جی. بنسون

به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی ، تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی  . شوپنهاور

ابرانسان است که می آفریند . فردریش نیچه
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

مسئله پدری و عهده داری سرپرستی فرزندان ، مسئولیتی خطیر و موفقیت در آن مستلزم آگاهی ، فداکاری و اخلاق و اعتقاد است . به فرموده پیامبر پدر مسئول است. او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بیاورد، مراقب فرزندان باشد و زمینه را برای استقلال و آزادی فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد. از همان دوران جنینی پدر باید زمینه ساز تربیت فرزند باشد تا روزی که او به دنیا آمد دچار گرفتاری و سردرگمی نباشد.

وظیفه و نقش پدر
پدر مسئول دادن آگاهیهای لازم و پرورش فرهنگی فرزندان است. از نظر کودک اوست که همه چیز را می‌داند، به همه سؤالات پاسخ می‌گوید. از هر واقعه‌ای ، در هر جا که اتفاق افتد خبر دارد، آینده و گذشته را اوست که باید خبر دهد، و بالاخره اوست که دریچه‌ای از اطلاعات را به روی کودک می‌گشاید. شاید تصور کودک از پدر اغراق آمیز باشد ولی در کل این نکته درست است که افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربی هستند که کودکان فاقد آنند و اگر آنها از کودک مضایقه نمایند از موقعیت شایسته و مناسبی محروم می‌گردند. پدر در این رابطه متعهد انجام نقشی است که دیگران از آن عاجزند.

پدر از یک دید ، معلم خانواده ، رهبر و قانون دان است. از طریق پدر است که کودک به گفته خواجه نصیر طوسی از تدبیر و کمالات نفسانی ، چون آداب و فرهنگ ، هنر و صناعات و علوم و طریق زندگی که اسباب بقاء و کمال نفس او هستند، برخوردار می‌شود. این خطاست که تصور شود نقش فرهنگی فقط به عهده مدرسه است، زیرا پایه‌های صحیح علم و اطلاع را پدر در خانواده می‌گذارد و اوست که فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سلیقه و جهت دادن آنها یاری می‌کند. پدر ممکن است بسیاری از آنچه را که خود می‌داند به فرزند خویش منتقل نماید و بسیاری از مسائل مورد نیاز و مشکلات و معماهای او را حل کند و از این دید وضع راهنمایی را برای کودک ایفا کند و راهی برای زندگی او عرضه نماید.
اهمیت پدر در جنبه الگویی
کودک در مسیر رشد از افراد بسیاری اثر می‌پذیرد و تحت تأثیر دیده‌ها و شنیده‌های بسیاری است. همه آنهایی که اطراف او هستند و به نحوی در او اثر دارند مدل و الگوی کودکند. اما پدر از همه آنها مهمتر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی همچنان بر جای خویش است. رفتار پدر در سنین خردسالی فرزند برای او همه چیز است : درس ، اخلاق ، تربیت ، سازندگی یا ویرانگری. طفل همه چیز را از او کسب می‌کند: محبت ، شفقت ، وفاداری ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجایای اخلاقی ، درستکاری ، پشتکار ، سربلندی ، شرافت ، صداقت و ... . این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته‌اند و گفته‌اند : تو اول کودک خود را به من بنمای تا بگویم تو که هستی. نحوه استدلال پدر ، بکارگیری وسایل و ابزار ، کینه توزی و خود خواهی او و ... همه در کودک مؤثر است. بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت می‌دهند، و موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند.
شرط اثر گذاری پدر
شرایط اثرگذاری پدر در کودک این است که پدر در خانه باشد و در حضور کودک باشد، همدم و همبازی او باشد، به او محبت کند، از نظر کودک عادل باشد، در برخوردها هیچگونه تبعیضی نداشته باشد تا به نظر کودک کسی آید که به رفع نیازهای او اقدام می‌کند و در کل ، او پدر را دوست داشته باشد. فرزند در چنین شرایطی است که از پدر الگو می‌گیرد و می‌کوشد کردار و رفتارش را با او موافق سازد. در غیر این صورت ممکن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگیرد ولی چنین جنبه الگویی هرگز پایدار نیست. طفل جبراً راه و روش پدر را تکرار می‌کند. ولی در دل هرگز عشقی نسبت به او احساس نخواهد کرد و هرگز نخواهد اندیشید که چون او باشد و حرکات و رفتارش را بر اساس خواسته او شکل بدهد. طبیعی است هرگونه تلاش و اقدامی که در این راه به عمل آید بی ثمر خواهد بود. 
                    تربیت از راه الگو

پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شیوه و روشی خاص جهت دهند باید مدل و الگوی راه و روشی باشند که برای فرزند خویش خواستارند. پدرانی که بین عمل و گفتارشان ، تفاوت است و پدرانی که فرصتی کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند، هرگز الگوی خوبی برای فرزندان خود نخواهند بود.
یک روش تربیتی
پدر در طریق سازندگی کودک ، آشنا کردن او به ضوابط و شرایط محیط و زمانی هم برای دادن آموزشهای لازم و کافی در یک امر نیاز دارد، فرزندان خود را به سفر ببرد. لذا از شما پدران می‌خواهیم برنامه سیر و سفر و گشت و گذار خود را کلاس درس کنید و خود معلم این کلاس باشید. حالا که بناست مثلاً پنج روزی در مسافرت باشید از قبل برای آن برنامه ریزی کنید. ببینید در قطار و در کوپه خود چه چیزهایی را می‌توانید بگویید، چه قصه‌های قابل ذکری دارید که در آن نکات آموزنده و سازنده‌ای باشد و چگونه می‌توانید بسیاری از اهداف و مقاصد تربیتی را پیاده کنید. هرچه که در مسیر با آن برخورد می‌کنید به فرزندتان معرفی کنید. از تاریخ آن بگویید، در مورد فواید و مضار آن بحث کنید، از نکاتی که می‌تواند مایه عبرت آموزی باشد بحث به میان آورید چون این فرصتها کمتر پیش می آیند و حتی گاهی ممکن است فرصت پدید آید، ولی دیگر دیر شده باشد. مثل زمانی که فرزندان شما به سنین نوجوانی ، بلوغ و جوانی رسیده‌اند. شما با گردش دادن فرزند و همراه کردن آنها با خود ، مخصوصاً در هفت سال سوم زندگی او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده می‌خواهید کاری کنید که او اولاً غم و رنج خود را فراموش کند، ثانیاً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفید و سازنده‌ای با شما برقرار کند. بر این اساس باید مراقب باشید و سعی کنید روابط شما با او سالم و طبیعی و به دور از آشفتگی ها باشد. در طول همراهی با او ، سعی کنید از او کمتر ایراد بگیرید، کمتر انتقاد کنید و خاطر او را کمتر مشوش سازید. تذکر اشتباهات او به صورت غیر مستقیم ، مشفقانه و حتی در خفا باشد. صبر و تحمل شما در همراهی فرزند بسیار کارساز است. خود دار و مسلط باشید. بکوشید به گونه‌ای برخورد کنید که دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگی فرد ، که در آن صورت ترمیم دل شکسته و تحت کنترل درآوردن او بسیار مشکل است. در این صورت او حال غزالی را دارد که اگر بگریزد به زحمت ممکن است با شما مأنوس گردد.
زیان جدایی ها
پدر باید زمینه ساز انس و الفت از طریق ایجاد رابطه با فرزند باشد. این رابطه از طرق مختلف در محیط خانه و زندگی فراهم می‌شود. مثلاً از طریق تشکیل جلسات مشاوره خانوادگی و شرکت دادن کودک در تصمیم گیری ها. وجود چنین نزدیکیهایی سبب می‌شوند که طفل با پدر احساس صمیمت و انس کرده و خود را نسبت به او نزدیک بیابد. عدم توجه وعدم همکاری و هم کلامی نسبت به فرزند سبب می‌شود که کودکان به تدریج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه کنند، با آنها راز دل بگویند و به تدریج دست خود را از دست پدر بیرون بکشند. گاهی چنین کودکانی به سوی معلمان و یا افرادی که دارای مقامی برترند روی آورده و از پدر می‌گریزند. این امر ممکن است از جهاتی و یا در مواردی به نفع کودک باشد ولی از خطرات و عوارض آن نباید غافل شد. وجود شکاف بین پدر و کودک و در عوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهی ممکن است به قیمت رسوایی و آلودگی فرزند تمام شود و دامنه آلودگی را به مرز خانواده بکشاند.
وقت گذاری پدر
فرزندان شما نیاز به وقت گذاری شما دارند تا از وجود شما و از زمینه‌های انس و الفت شما بهره‌ای گیرند. راه و روش زندگی را از شما فرا گرفته و طریق زندگی خود را هموار سازند. شما هرچند که سرگرم و مشغول کار باشید بازهم به صلاح و مصلحت شماست که در شبانه روز لااقل نیم ساعت با فرزندتان همراه باشید، با او حرف بزنید، بگویید و بخندید، استراحت و تفریح کنید. در سایه این وقت گذاری قادر خواهید شد رفتار فرزندتان را دریابید، از ریشه و منشاء آن باخبر شوید، اگر رفتاری ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پیدا کنید. از تمایلات و خواسته‌های او آگاه شوید و در این رابطه تصمیم بگیرید. کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهد شد که با او سابقه انس و ارتباط بیشتری داشته باشد. و حرف و سخن آن کس را بیشتر پذیرا خواهد شد که باب
رفافت و ملاحظات با او گشاده باشد. شما در سایه این وقت گذاری موفق خواهید شد. رابطه او را با خود ، با اعضای خانواده و از آن مهم تر با خدا محکم‌تر سازیدمشاوره خانواده به ارائه خدمات مشاوره‌ای در زمینه مسائلی می‌پردازد که به نحوی با خانواده و مسائل آن مرتبط است. نمونه‌ای از این مسائل عبارتند از ازدواج و تشکیل خانواده (تربیت فرزندان) شیوه‌های ارتباطی مؤثر بین همسران بررسی اختلافات خانوادگی و ارائه راه کارهای مناسب برای درمان مشکلات نوجوانی و مشاوره و شناسایی مشکلات روحی و ... .
اهمیت و لزوم مشاوره خانواده
با توجه به شیوه‌های زندگی نوین و پیچیده‌تر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم می‌سازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینه‌های مختلف را موجب می‌شود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفه‌ای را بر عهده می‌گیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت می‌ورزد.
موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده
هر چند می‌توان گفت که بطور کلی تمام زمینه‌هایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره می‌شود:
ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج
هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلی‌تری است و زمینه‌های مختلف را در جریان ازدواج در بر می‌گیرد از جمله مشاوره‌های پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیده‌های شومی چون طلاق می‌شود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است. چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب می‌شوند، می‌نمایند. به عنوان مثال ازدواج یک فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصی‌تر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده می‌کنند.
تربیت فرزندان
مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانواده‌ها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کرده‌اند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان می‌دهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع می‌کنند و در جهت حل مشکل اقدام می‌کند. به عنوان مثال خانواده‌هایی که متوجه شده‌اند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد می‌گوید.
شیوه‌های ارتباطی مناسب بین همسران
روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ می‌دهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش می‌برد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، می‌بینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش می‌کند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوه‌های مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن
و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار می‌آورد، آشنا شوند.
بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب
هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانواده‌ها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر می‌رسد، اما خانواده‌هایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانواده‌ها می‌کند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت می‌گرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر می‌سازد دور شدن خانواده‌ها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکل‌دار و حتی اعضاء غیر مشکل‌دار شرکت می‌کنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانواده‌های همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... .
مشکلات روحی اعضاء خانواده
وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را می‌تواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر می‌رسد. به عنوان مثال آموزش خانواده‌ای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه می‌کند.
وضعیت فعلی مشاوره خانواده در ایران
امروزه در کشور ایران ما این فرآیند گسترش فراوانتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. مردم اطلاعات بیشتری در زمینه انواع مشکلات پیدا کرده‌اند و به لزوم انجام مشاوره تمایل بیشتری نشان می‌دهند. با افزایش گرایش مردم به انجام مشاوره‌های خانواده در زمینه‌های گوناگون ، مراکزی که چنین خدماتی را ارائه می‌دهند نیز افزایش چشم گیری داشته‌اند. این مراکز در دو دسته دولتی و خصوصی انجام وظیفه می‌کنند. استفاده از خدمات دولتی به علت پایین بودن هزینه جلسات که اغلب تعداد جلسات هم زیاد است طرفداران بیشتری پیدا کرده است. مراکز وابسته به بهزیستی ، بیمارستانها ، ادارات بیمه و کارخانجات معمولا چنین خدماتی را ارائه می‌کنند. 
  مادر و تربیت فرزندان1
هنر و تربيت‏
جواد محدثى‏
رابطه هنر و تربيت، رابطه‏ اى ديرين است.
گاهى محتواى آثار هنرى، «پيام تربيتى» دارد، گاهى پيام‏هاى تربيتى در «قالب هنرى» مطرح مى‏شود و بر ماندگارى و اثرگذارى آن مى‏افزايد.
از اينجاست كه دو مقوله جداگانهش، اما به هم پيوسته رخ مى‏نمايد:
1- تربيت هنرى؛
2- هنر تربيتى؛
و اين بحث نيز درخور تأمّل است كه آيا بايد تربيت را هنرى كرد، يا هنر را تربيتى ساخت؟
تربيت هنرى‏
مقصود از اين عنوان، بهره‏گيرى از شيوه‏هاى هنرمندانه و اثرگذار در فعاليت‏هاى تربيتى است. در سازندگى، ابتدايى‏ترين و نخستين مسئله، «ارتباط» است. برقرار كردن رابطه فكرى و روحى با يك فرد، با جامعه، با افراد يك كلاس، با فرزندان يك خانواده، با جوانان يك محله، با كاركنانِ يك مجموعه، با قشرى خاص از اقشار جامعه، مرحله نخست انتقال ايده‏ها و پيام‏هاى تربيتى است.
پس از برقرارى رابطه، «ابلاغ پيام» است. اين، مكمّل آن ارتباط و به ثمر رساننده آن است.
مثل يك «تماس تلفنى» كه ابتدا بايد خطى بين مبدأ و مقصد وجود داشته باشد، سپس امكان ارتباط و برقرارى تماس باشد و مانعى بر سر
راه نباشد و خط، آزاد باشد تا بتوانيد تماس بگيريد. پس از گرفتن شماره و برقرارى تماس، كار اصلى، ردّ و بدل كردن پيام و مطلب و خبر است.
تأثيرگذار بودن تماس با ديگران، در گرو ملاحظات و مراعات شرايط و ويژگى‏ها در پيام‏دهنده، پيام‏گيرنده، ابزار پيام‏رسانى و محتواى پيام و استمرار تأثير است. پس مى‏توان چهار مرحله «ارتباط سازنده» را كه در مقوله تربيت هنرى بايد لحاظ كرد، چنين برشمرد:
1- ايجاد رابطه؛
2- ابلاغ پيام؛
3- تأثيرگذارى بر مخاطب؛
4- استمرار اثر پيام؛
در هنرى ساختن تربيت، تأكيد بر دو مقوله اخير است و مربيان هنرمند، بر «بُعد زمانى» كار خويش مى‏افزايند.
بسيارى از حرف‏ها گفته مى‏شود و پيام‏ها به مخاطبين رسانده مى‏شود، اما چند درصد از پيام‏ها «اثرگذار» است؟ و چه مقدار از آن اثرها «استمرار» دارد؟
كار هنر و شيوه يك مربى هنرمند در مهارت او نسبت به «تأثير مستمر تربيتى» بر روح و جان افرادى است كه مخاطب پيام‏اند. به موازات اين مقصود، حيات مربى هم در توالى زمان‏ها و نسل‏ها استمرار مى‏يابد.
دست يافتن به زبانى هنرى، بيانى بليغ و شيوا، شيوه‏اى اثرگذار و نافذ، پيام‏هايى نو و مفاهيمى بديع، مى‏تواند بخشى از اين شيوه‏ها به شمار آيد. رسيدن به اين مرتبه و قوّت هم يك تعهّد محسوب مى‏شود.
جبهه‏هاى فرهنگى‏
بی شک تلاش در عرصه «انسان‏سازى» و «تربيت شايسته»، نوعى جهاد است. عرصه تلاش و مجاهدت هم بسيار گسترده است، دشمنان بشريت هم از محورهاى مختلف هجوم مى‏آورند و ابزار نو به نو و پيشرفته به كار مى‏گيرند، تا به اهداف شيطانى خود و «افساد حرث و نسل» برسند.
اگر جبهه‏ ها و محورهايى را كه از آنها مورد هجوم قرار مى‏گيريم نشناسيم، «دفاع فرهنگى» شايسته‏اى هم نخواهيم كرد و اگر دشمنان پيدا و پنهانى را كه نقاب‏زده يا عريان به جنگ ارزش‏ها و مبانى اخلاقى وارد ميدان مى‏شوند نشناسيم و حركات و برنامه‏هايشان را تيزبينانه رصد نكنيم، باز هم از شكست‏خوردگان اين عرصه خواهيم بود. شرايط مكانى و زمانى و ويژگى‏هاى فرهنگى و اجتماعى جامعه امروز را هم اگر ارزيابى درست و دقيقى نداشته باشيم، از ارائه برنامه‏هاى درست و مؤثر تربيتى ناتوان خواهيم بود و «نسل امروز» را از دست خواهيم داد.
پس، شناخت عنصر زمان، شيوه‏هاى دشمنى دشمنان، زمينه‏هاى موجود براى تهاجم بيگانه، محورهاى آسيب‏پذير در جامعه، چهره‏هاى مرموز و پشت صحنه، از عوامل موفقيت در تربيت است.
در يك تقسيم ‏بندى، مى‏توان افراد جامعه را به سه گروه تقسيم كرد:
الف - گروهى كه از زمان خودشان عقب‏ترند و فكر و روش و كارشان متناسب با صدها سال قبل است.
ب - گروهى كه معاصر با زمانند، كه بايد بكوشيم حدّاقل از اينان باشيم.
ج - گروهى كه جلوتر از زمان خويشند و آينده‏هاى دورتر را هم مى‏بينند و به تناسب آن عمل مى‏كنند و برنامه مى‏دهند و حرف‏هايشان ماندگار و رهنمودهايشان جاودانه است و تاريخ مصرف ندارد.
اگر زمان‏شناس باشيم، آمادگى‏هاى لازم و شيوه‏هاى متناسب با زمان هم خواهيم داشت.
به تعبير حضرت على(ع): «مَنْ عَرَفَ الزّمانَ لم يَغْفُل عَنِ الأِستعداد؛
كسى كه زمان را بشناسد، از آمادگى و آماده‏سازى غافل نمى‏شود.» (الحياة، ج‏1، ص‏135)
اگر درك درستى از زمان داشته باشيم، مسئله سرعت و شتاب، ارتباطات جهانى، بى‏حوصلگى نسل حاضر، راحت‏گزينى و دورى از پيچيدگى و دشوارى، تكيه بيشتر بر رسانه‏هاى تصويرى و ... را هم مدّنظر قرار خواهيم داد و در برنامه‏هاى تربيتى، «ابزار و شرايط» را به استخدام «اهداف تربيتى» خواهيم گرفت.
رشد از درون‏
اگر «آموزش»، انتقال معلومات و دانش‏هايى از بيرون به ذهن افراد تحت تعليم است، «پرورش»، عبارت است از روياندن از ريشه و رشد دادن از درون و به فعليّت رساندن قوا و استعدادهاى نهفته در انسان‏ها.
استعدادهاى بشرى، تنها در زمينه علوم و فنون و مهارت‏ها نيست، بلكه عرصه اخلاق و معنويت و كمال‏جويى هم قلمروى است كه بايد
استعدادهاى افراد را شناخت و آن را همچون بذرى روياند و آبيارى و مراقبت كرد تا به مراحل بالاتر رشد برسد.
نقش هنر در اين زمينه، مى‏تواند توجه دادن انسان به فطريات و جاذبه‏هاى معنوى و راز خلقت و چرايى زيستن و هدف آفرينش باشد و مربى هنرمند، حركت‏هاى درونى و رشد باطنى در افراد را سامان مى‏دهد.
هنر مى‏تواند در ذهن افراد، «سؤال» پديد آورد و در پى آن، آنان را براى يافتن «جواب»، برانگيزد. سؤال‏هاى اساسى براى حيات انسانى چيست؟ كيستم و چيستم و كجايم و چرا زندگى مى‏كنم و چگونه‏ام و چگونه بايد باشم؟ اينها سؤالاتى است كه گاهى مورد غفلت انسان است و يادآورى آنها نشان بيدارى است.
اگر روش‏هاى هنرى بتواند اين سؤال‏ها را براى انسان «عمده و اساسى» كند، يك گام به جلو برداشته است. و اگر بتواند شوق و انگيزه «يافتن جواب» را هم پديد آورد، گامى ديگر برداشته است و اگر پاسخ‏ها را هم به كمك تلاش و حركت درونى انسان‏ها بيابد، گام سوم تحقق يافته است.
طرح سؤال تازه در ذهن، و كمك به حلّ آن و يافتن پاسخ درست، كار ارزنده و تحول‏آفرينى است كه از هنر ساخته است و هنر است كه انسان را در آستانه «حقيقت‏هاى پنهان» به درنگ و تأمّل وا مى‏دارد.
ورزيدگى فكر انسان در اثر نوعى «ورزش خودجوش» و دست و پنجه نرم كردن با ابهام‏ها، سؤال‏ها، مشكلات و راه حل‏ها، در سايه هنر، عملى است. روشن است كه نوآورى و خلاقيت و ابداع، در نحوه پرداختن به موضوع نيز دامنه تأثيرگذارى و رشد از درون را مى‏افزايد.
جهت‏ دهى به حبّ و بغض‏
از قوى‏ترين عوامل برانگيزاننده، دوست داشتن و نفرت داشتن است. به تعبير ديگر، «حبّ و بغض»، در ايجاد انگيزه براى انجام يا ترك كارى بسيار نيرومند است. بهره‏گيرى از تشويق هم بر همين پايه استوار است.
«الگو» و نقش آن در «جذب» نيز آشكار است و تأثير قهرمانان و اسوه‏ها و زندگى‏نامه آنان بيش از «موعظه مستقيم» است.
محبت‏ها و بغض و كينه‏ها اگر در مسير خوب هدايت شود، زمينه‏ساز تعالى روحى و اخلاقى انسان‏هاست. در تربيت، الگوى مثبت و شايسته، ديگران را در پى خود مى‏كشد و الگوهاى منفى، انحطاطآور و ابتذال‏آفرين است. رمز دعوت به «تبعيّت از اسوه‏ها» كه در قرآن است و نهى از پيروى از سران تباهى در همين حقيقت نهفته است. از دست هنر چه برمى‏آيد؟
گزافه نيست اگر نقش هنر را بالاترين نقش در ايجاد «كشش» و «كوشش» در انسان‏ها بدانيم. از اين‏رو به كارگيرى هنر در برنامه‏هاى تربيتى، مى‏تواند تأثير تربيت را عميق‏تر و ماندگارتر سازد و بستر تأثيرپذيرى از هدايت‏ها و حكمت‏هاى متعالى را گسترده‏تر گرداند.
همان گونه كه در يك سوپرماركت يا مغازه، «ويترين» و «دكور»، تأثير بسزايى در «جذب مشترى» دارد، ارزش‏هاى معنوى و تربيت‏هاى اخلاقى هم كم‏ارزش‏تر از كالاها و اجناس نيستند. براى عرضه آنها هم، بايد از ذوق و هنر بهره گرفت و جاذبه آفريد و ابداع داشت.
معرفى قهرمان‏هاى خوب و الگوهاى شايسته، در قالب فيلم، تئاتر، داستان، نقاشى و خط، طراحى، آموزش، شعر و سرود، در راسخ‏تر كردن ملكات اخلاقى در انسان‏ها مؤثر است.
در ميان جوانان هم الگوهاى خوب، فراوان يافت مى‏شود، آنان كه براى لحظه لحظه عمرشان برنامه‏ريزى مى‏كنند، آنان كه هر كارى را در شأن و شايسته جايگاه انسانى خود نمى‏دانند، آنان كه در زندگى فردى و اجتماعى به «حريم»ها و «خط قرمز»هايى معتقدند و رفتار خود را بر اساس آنها تنظيم مى‏كنند، آنان كه «خلاء روحى» خود را با «عبادت» پر مى‏كنند، اينان همه تابلوهاى «كمال‏نما»يند و نقش الگويى دارند.
مى‏توان با ابزار و شيوه‏هاى هنرى، اين گونه افراد و چنين صفات و حالاتى را به صورت «سرمشق» در آورد و هنرمندانه «الگوهاى ارزشى» ارائه نمود و به «تكثير خوبى‏ها» پرداخت.
ايجاد نفرت از ستم و ريا و تبعيض و اعتياد و بيكارى و دروغ و مفاسد اخلاقى هم كه در بخش دوم (بُغض و عداوت) مى‏تواند زمينه فاصله گرفتن جوانان را از اين رذايل فراهم سازد، در سايه كار هنرى، عملى است و نقش‏آفرين‏تر.
ابداع و نوآورى‏
«سخن نو آر، كه نو را حلاوتى دگر است.»
اگر در امر تربيت، در پى تأثيرگذارى و جذب مخاطبانيم، از «نوآورى» به عنوان يكى از اهرم‏هاى جذب، نبايد غفلت كنيم.
گريز از تكرار و يكنواختى كه در افراد است، ضرورت ابداع و شيوه‏هاى نو را در تربيت الزامى مى‏سازد و هنر مى‏تواند به تربيت هم جاذبه ببخشد.
طبعاً كسانى توانايى «نوآورى» دارند كه با شيوه‏هاى كهن و نمونه‏هاى قديم و قالب‏هاى متداول و مرسوم آشنا باشند و نارسايى‏ها و ضعف
جاذبه‏هاى آنها را بشناسند و در پى نوآورى براى تحت پوشش قرار دادن گروههاى بيشتر و متنوع‏ترى باشند.از اين جهت، كار مربى بايد پيوسته از تحول و نو شدن و ابداع برخوردار باشد. به كارگيرى هنر در مورد تربيت از اين رهگذر است كه هم ضرورت مى‏يابد، هم افق‏هاى جديدترى را مى‏گشايد.
كنار گذاشتن قالب‏هاى سنّتى و ديرين، درست نيست، اما بهره‏گيرى از آنها هم هرگز كافى نيست. مثل شيوه‏هاى تبليغى كه اكتفا به رسم كهن پاسخگو نيست، بلكه در كنار آنها از روش‏هاى نو هم بايد بهره گرفت، چون نوآورى و نوگرايى، بر دامنه مخاطبان پيام تبليغى و تربيتى مى‏افزايد.
بارى، «هنر تربيتى»، شاخصه ارزشى بودن هنر است، و ... «تربيت هنرى»، عامل ديرپايى و گستردگى و نفوذ بيشتر محتواى تربيت است.
مادر و تربیت فرزندان2
خلاقيت را در بچه‏هايتان درك و تقويت كنيد
موضوع «خلاقيت» همواره موضوعى جالب توجه و گيرا براى مردم بوده است. از يك طرف همه، خلاقيت را ارزش و نوعى امتياز مى‏دانيم و از سوى ديگر، مردم در زمان خود رفتار مناسبى با افراد خلاق نداشته‏اند. اين امر شايد به دليل خلاقيت و ويژگى غير عادى و غير معمولى «خلاقيت» باشد.
به راستى خلاقيت چيست و خلاق كيست؟ بچه‏هايى كه راه حل‏هاى جديد و مناسب پيدا مى‏كنند، بچه‏هايى خلاق هستند. اما بايد دانست كه خلاقيت هوش نيست. بسيارى از بچه‏هاى باهوش خلاق نيستند، اما گاهى با بچه‏هايى سر و كار داريم كه به ظاهر بازيگوش و معمولى‏اند، اما انديشه‏هاى خلاقى دارند. اين دسته از بچه‏ها بر خلاف ظاهرشان ذهن پيچيده‏اى دارند.
..سه ويژگى دارد:
1 - بچه‏هاى خلاق آمادگى دارند كه در پى راه حل‏هاى غير معمول باشند؛
2 - آنان از ابراز عقايد و مفاهيم جديد لذت مى‏برند؛
3 - آنان از اشتباه كردن نمى‏ترسند.
بچه‏هاى خلاق به تمسخرى كه ممكن است متعاقب اشتباه‏شان پيش بيايد، بى‏اعتنا بوده و مشتاقند راه‏حل‏هايى كه احتمال شكست در آن زياد است را بياموزند. شايد مهم‏ترين تفاوت بچه‏هاى خلاق با ساير بچه‏ها در نوع تفكر آنان باشد. بچه‏هاى عادى و معمولى معمولاً از تفكر هم‏گرا استفاده مى‏كنند يعنى براى حل مسئله، ذهن‏شان را معطوف يافتن پاسخ صحيح مى‏نمايند. در عوض تفكر واگرا كه اساس خلاقيت به شمار مى‏آيد نوعى فكر كردن است كه وقتى يك مسئله داراى چندين پاسخ باشد به كار گرفته مى‏شود.
موانع شكوفايى خلاقيت
1 - اجبار به همنوايى:
اگر فرزندان به اطلاعات و دنباله‏روى از روش‏هاى متداول و قواعد خشك و انعطاف‏ناپذير مجبور و ملزم باشند، به طور چشمگيرى خلاقيت در آنان نقصان مى‏يابد. والدين مسلط و قدرت‏طلب، معلمان و مديرانى كه نظم و انضباط افراطى را بر بچه‏ها تحميل مى‏كنند، به طور نادانسته و ناخواسته زمينه‏ساز زوال خلاقيت مى‏شوند.
2 - نكوهش:
ابراز عقيده و ابراز راه حل‏هاى غير معمول و خارق‏العاده يكى از نشانه‏ها و مؤلفه‏هاى خلاقيت است. بنابراين نكوهش و تمسخر بچه‏هاى خلاق باعث خواهد شد كه احساس ارزشمندى آنان كاهش يابد و حالت وسواسى به خود بگيرد. با نكوهش ابراز عقايد بچه‏ها، آنها را مجبور خواهيم كرد كه از بيان افكارشان دست برداشته و رفتار جرئت‏ ورزانه ‏شان را كاهش دهند.
3 - انتظار پيروزى:
انتظار پيروزى هميشگى و مدام و توقع زيادى والدين، آفت پيشرفت و ترقى بچه‏ها خواهد بود. انتظار پيروزى از هر كوشش، اغلب باعث خواهد شد كه بچه‏ها از شكست‏هايشان دلسرد شده و به دنبال راه حل‏هاى نو و بديع نروند. از طرف ديگر، انتظار تشويق و پاداش زياد نيز باعث افزايش توقع بچه‏ها در هر بار موفقيت خواهد شد. در بلندمدت اين امر ديد را از شناسايى واقعيت‏ها تحريف كرده و قدرت خلاق ذهن بچه‏ها را از بين مى‏برد.
4 - عدم تحمل والدين:
خلاقيت به عبارتى نوعى بازى بيان عقايد و راه حل‏ها، همراه با تمايل به خيال‏پردازى، ادعا، جسارت‏ورزى و دستكارى در مفاهيم پذيرفته
شده است. اغلب بچه‏هاى خلاق حالتى كودكانه دارند و كارهايشان توأم با ريخت و پاش است اما اينها تنها ظاهر قضيه است.
راههاى كمك به رشد خلاقيت
1 - شركت در يادگيرى خودانگيخته:
بسيارى از بچه‏ها تحت فشار ديگران (مديران، معلمان، والدين) هستند. بنابراين تشويق‏شان براى جهت دادن به يادگيرى چندان آسان نخواهد بود. از اين گذشته بسيارى از والدين با شيوه‏هاى يادگيرى خودانگيخته آشنايى ندارند. در برخى موارد هم مى‏ترسند اگر به بچه‏هايشان آزادى بيشترى بدهند تا آنان به شيوه خودشان واقعيت‏ها را كشف و دريافت كنند، چيزهاى اشتباهى را ياد گرفته و يا بچه‏ها آنچه را هدف آنان است نياموزند. والدين، در حقيقت وظيفه دارند بياموزند كه چگونه مى‏توان آموخت.
2 - قانع نباشند:
بچه‏ها بايد اجازه داشته باشند نظرات و افكارشان را تغيير دهند و تا مى‏توانند حدس بزنند. بگذاريد ذهن و توانايى تجسم و تصور بچه‏هايتان وحشى باشد و به هر سو كه مى‏خواهد برود. از اين راه بچه‏ها مى‏توانند روابط دست‏نيافتنى و بعيد را دستكارى نموده و به احتمالات ذهنى متعدد دست يابند. بايد ذهن بچه‏ها عادت كند كه خيلى زود قضاوت نكرده و به اولين و راحت‏ترين راه حل قانع نباشند.
3 - انعطاف‏پذيرى:
بايد به بچه‏ها اجازه داد تا ديدگاههاى خود را عرضه كرده و از زاويه‏هاى مختلف به موضوع نگاه كنند، به فرزندانتان بياموزيد براى هر موضوع، نظرات جديدى يافته و براى هر مسئله راه حل‏هاى زيادى را در نظر گيرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

               چه غذاهایی بخوریم تا تمرکز فکری بیشتری داشته باشیم ، نظریه های مختلفی درباره نوشیدنی ها و غذاهایی که تمرکز را بالا می برند، وجود دارد. از کافئین قهوه گرفته تا شکر و پروتئین که معتقدند تمرکز را افزایش می دهد. حتی کار به جایی رسیده است که مکمل های غذایی خاصی برای این منظور به بازار آمده اند تا حافظه ، توجه و عملکرد مغز را بهبود ببخشند. اما واقعا در شرایطی که باید تمام ذهن متمرکز یک موضوع مهم باشد چه کمکی می توان به مغز و ذهن رساند؟     آیا واقعا مواد غذایی خاصی باعث تقویت هشیاری و آگاهی می شوند و ما می توانیم با مصرف آنها و با خیال راحت در امتحان ، مصاحبه شغلی یا کنفرانس شرکت کنیم؟! اگر به صحبتها و گزارش های متخصصان توجه کنیم ، با اخبار خوب و بدی در این باره مواجه می شویم. اول این که نمی توان از تاثیر غذا روی ذهن و قدرت تفکر چشم پوشی کرد و حتما تاثیراتی وجود دارد و اما دوم این که هیچ غذای جادویی خاصی وجود ندارد که بتواند قدرت ذهنی افراد را به صورت معجزه آسا افزایش دهد. بنابراین باید واقعگرا بود و به صورت مبالغه آمیز با این مساله برخورد نکرد. اما یک خبر خوب و تازه در این زمینه وجود دارد و آن ، این که بعضی غذاها برای کوتاه مدت باعث افزایش تمرکز فرد می شود و تحقیقات انجام شده نشان می دهد فواید بعضی مواد مغذی و اثرات آنها روی عملکرد مغزی مشخص شده و بررسی ها برای اعلام نتایج نهایی ادامه دارد. بعضی موارد که به نظر می رسد اثرات مثبتی روی ذهن دارند، به شرحی است که توضیح داده می شود اما این که اثرات آنها چقدر مثبت یا منفی است ، جای بحث دارد. یک فنجان قهوه به همراه شکر بسیاری از مردم حاضرند سقم بخورند که قهوه همراه با شکر در شرایطی که آنها به تمرکز فراوانی نیاز داشته اند به کمک آنها آمده و کاملا موثر بوده است. افراد زیادی به این مساله و مسائلی از این قبیل باور دارند و معتقدند موادی مثل قهوه ، چای ، مواد شیرین مثل بستنی یا شیرینی جات و یا مواد غذایی که از هر دو ماده مذکور دارند، مانند شکلات و نوشیدنی های مقوی مثل لیموناد ذهن آنها را باز و آماده تفکر بهتر می کند. دکتر ویلسون ، سخنگوی انجمن رژیم غذایی امریکا معتقد است کافئین موجود در قهوه می تواند در رفع خستگی مفید باشد و به فرد انرژی بدهد؛ اما این اثر کاملا کوتاه مدت است و در اصل خصوصیات فردی است که طول مدت اثر و یا واکنش نسبت به چنین موادی را تعیین می کند. بعضی از مردم با مصرف این مواد احساس بهتری دارند و به علت اثرات تحریکی این مواد، میزان ضربان قلب آنها افزایش می یابد، در حالی که بعضی دیگر احساس ناراحتی می کنند و عصبی می شوند. همین حالات ناراحتی و عصبی شدن می تواند تمرکز فرد را مختل و مساله را بغرنج تر کند. حتی اگر فردی با مصرف این گونه مواد غذایی احساس بهتری داشته باشد، به هر حال بعد از رفع اثرات این مواد غذایی دوباره به حالت قبلی برمی گردد و گاهی اگر این مواد بیش از حد مصرف شود، مشکل ساز می شود؛ چراکه اثبات شده مصرف بیش از حد قهوه به دلیل داشتن کافئین زیاد باعث از بین رفتن تمرکز می شود. از سوی دیگر، اثر شکر بر هشیاری و آگاهی کمی پیچیده تر به نظر می رسد. این واقعیت وجود دارد که مغز از گلوکز به عنوان منبع اصلی سوخت استفاده می کند.  در یک مطالعه که روی 20 نفر انجام شد، از نوشیدنی شیرین یا کربوهیدرات ها استفاده شد و در هیچ کدام از آنها وضعیت حافظه به طور مشخص بهتر نشد. تنها نتیجه ای که به نفع مواد شیرین تمام شد، این بود که غذاهای بسیار شیرین اثراتی سریع ، کوتاه مدت و مثبت بر توانایی ذهنی دارند. پروفسورگلد، استاد روان شناسی و علوم اعصاب دانشگاه ایلینویز معتقد است در کل گلوکز (قند) اثراتی بر حافظه و یادگیری دارد، اما دخالت دیگر فرآیندها مثل استرس و تفاوت فردی سوزاندن گلوکز را نباید نادیده گرفت. او در آزمایش های خود به این نتیجه رسیده است که هر چه مقدار مصرف گلوکز بالاتر باشد، اثرات بر روی حافظه بهتر و بیشتر می شود، اما وقتی به یک مقدار خاصی می رسیم ، دیگر شرایط بهتر نمی شود و حتی بدتر می شود و حتی اگر گلوکز از یک حد بالاتر بود، حافظه مختل می شود. برای صبحانه چه میل دارید: استیک یا شیرینی؟! این روزها نبرد بین کربوهیدرات و پروتئین بسیار زیاد شده است و بخصوص رژیم های پرپروتئین و کم کربوهیدرات اثرات مطلوبی در کاهش وزن و افزایش هشیاری از خود نشان داده اند. البته نه قندها و نه پروتئین ها نقش مستقیمی در توانایی فرد برای تمرکز ایفا نکرده اند و به عنوان منبع قدرت مغزی به حساب نمی آیند. اما نباید کل تاثیرات را نادیده گرفت. در بدن ، کربوهیدرات ها (قندها) به گلوکز تبدیل می شوند که این کار حداقل 2 تا 4 ساعت طول می کشد، در حالی که تجزیه پروتئین ها حداقل به 4 ساعت زمان لازم دارد. بنابراین نمی توان گفت یک ماده غذایی اثرات معجزه آسایی بر حافظه داشته باشد، بلکه متخصصان تغذیه معتقدند ترکیبی از غذاها مثل میوه جات ، سبزیجات ، غلات و دیگر مواد غذایی در کل باعث بهبود سلامت جسم و ذهن می شوند و اگر فردی رژیم غذایی سالمی داشته باشد، کل فعالیت های جسمی و ذهنی او در حد مطلوب و مورد نظر قرار می گیرند. عامل دیگری که ممکن است با تمرکز ذهن افراد رابطه داشته باشد، پرخوری یا کم خوری است.                                                               

 اگر فردی قبل از انجام یک کار مهم ، پرخوری کند، احساس خواب آلودگی می کند؛ زیرا گردش خون از مغز به سمت معده منحرف می شود تا عمل هضم غذا به بهترین نحو صورت گیرد. از سوی دیگر افرادی که کالری کافی دریافت نمی کنند و از وعده غذایی خود صرف نظر می کنند یا تحت رژیم های سخت غذایی قرار دارند، نمی توانند تمرکز خوبی داشته باشند و حواس آنها براحتی پرت می شود. بعلاوه تحقیقات نشان داده است کودکانی که صبحانه میل می کنند، حافظه کوتاه مدت بهتری نسبت به همکلاسی های خود که صبحانه نمی خورند، دارند. در ضمن کودکانی که صبحانه های پر کالری می خورند (مثل کیک ، شکلات ، شیرینی و...) تمرکز خوبی ندارند. رژیم های غذایی پرچرب نیز روی آگاهی و تمرکز، اثرات منفی دارد، به صورتی که حافظه و یادگیری تضعیف می شود پس نمی توان از افرادی که غذاهای پرچرب می خورند، انتظار هوش آنچنانی داشت. سوپ مکمل؟! قفسه های مغازه ها و یا داروخانه ها پر از قرص ها، شربت ها و مکمل های ویتامین ، املاح و موادگیاهی است که روی همه آنها قید شده که از نظر جسمی و ذهنی ، باعث تقویت شما می شوند. تعداد این مواد آنقدر زیاد است که قابل شمارش نیست ، اما مطمئن باشید این مواد آن طور هم که درباره آنها تبلیغ شده ، سودمند نیستند و اگر یک امتحان یا مصاحبه بزرگی در پیش دارید، بهتر است برای تقویت حافظه و تمرکز خود، بر روی این مواد حساب باز نکنید.    گزارش هایی وجود دارد که می گوید ویتامین های B، C، E، بتاکاروتن و منیزم می توانند قدرت مغز را تقویت کنند. اما هیچ کس ثابت نکرده که قرصهای حاوی این مواد بتوانند باعث تقویت حافظه و تمرکز شوند. در ضمن وقتی مقدار زیادی از این مواد در غذاهای طبیعی وجود دارند، چرا به سراغ قرصهای آنها برویم؟ ویتامین Cرا براحتی در مرکبات می توان یافت. بتاکاروتن در هویج ، اسفناج و دیگر سبزیجات برگدار و برگ سبز وجود دارد. قرصهای ویتامین و مکمل موارد مصرف خاصی دارند و هیچ وقت نمی توانند جای مواد غذایی را بگیرند. بتازگی نظریه هایی مطرح شده که قابل توجه است. مثل مواد غذایی حاوی اسیدهای چرب امگا3 (مثل ماهی)، وین پوستین (که در یک گیاه وجود دارد)، یا کولین (ماده مغذی اصلی موجود در لسیتین) دارای اثرات خاصی هستند و بر سلامت ذهن ، تاثیرات مثبتی دارند و محققان در تلاشند ترکیبی از این مواد را در اختیار افراد بگذارند تا قدرت حافظه آنها تقویت شود.  برای یک روز بزرگ آماده شوید فکر نکنید اگر غذای خاصی مصرف کنید، تمرکز و حافظه شما قدرت خارق العاده ای پیدا می کند. اگر امتحان یا مصاحبه ای در پیش دارید و دوست دارید حافظه و تمرکز شما قدرت خوبی داشته باشند، نکات زیر را به یاد بسپارید: - کارهای لازم را برای آمادگی خود، از قبل انجام دهید، سر فرصت و بدون عجله. - شب قبل ، خوب بخوابید. - ورزش را در برنامه زندگی خود به طور منظم در نظر بگیرید. - یک رژیم غذایی متعادل و حاوی تمامی گروههای غذایی مصرف کنید. به هیچ وجه از ماده غذایی خاصی به منظور تقویت حافظه استفاده نکنید ؛ چون ممکن است وضعیت شما را بدتر کند. از غذاهای طبیعی و سالم در حد معقول استفاده کنید تا ذهن شما برای هر کاری آماده باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

1- ايجاد شور و شوق وانگيزه دروني در فراگيرندگان

از آن‏جا كه دانش آموزان خود نقش‏هاي مورد نظر را انتخاب مي‏كنند و بر اساس وظايف محوله به ايفاي نقش مي‏پردازند ، شور و شوق فراواني براي انجام دادن آن از خودانشان مي‏دهند . تدريس به اين روش به يك صحنه تفريحي تبديل مي‏شود و طراوت ذهني خاصي بين بازيگران و مشاهده كنندگان ايجاد مي‏شود كه در يادگيري بسيار موثر و با اهميت است .

2- مشاركت و فعاليت دانش آموزان

امروزه يكي از اصول مهم درياددهي - يادگيري ، موضوع فعال بودن فراگيرندگان است . يادگيري ارتباطي دوطرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد . در اين روش ، همه افراد نقش دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند .

3- كاهش كم‏رويي و خجالت دانش آموزان

يكي از معضلات دانش ‏‏آموزان و حتي بزرگسالان ، كم‏رويي يا خجالتي بودن است . اين خصيصه سبب گوشه‏ گير شدن افراد مي‏شود و آنان ، موقعيت‏هاي اجتماعي مطلوب را از دست مي‏دهند . الگوي ايفاي نقش به گونه بسيار موفقيت آميزي روحيه تعاملي را در دانش آموزان تقويت مي‏كند و آنان را اجتماعي بار مي‏آورد .

4- افزايش مهارت‏هاي رواني - حركتي فراگيرندگان

يكي از محورهاي آموزش ، تقويت مهارت‏هاي فيزيكي دانش آموزان است و در بعضي درس‏ها هدف اصلي ، رشد اين مهارت‏هاست . در اين زمينه ، بهترين الگوي ايفاي نقش است ، زيرا يك صحنه نمايش وجود دارد و افراد مجري بايد به نحو مطلوب و با آمادگي ، روي صحنه به ايفاي نقش بپردازند . همين تمرين‏هاي موردي به تدريج موجب تقويت عضلات و هماهنگي بيشتر اعضا مي‏گردد . در نتيجه ارتباط مفيدي بين روان و حركت به وجود مي‏آيد .

5- كسب نگرش‏هاي جديد و قبول ارزش‏هاي اجتماعي

يكي از رويكردها واهداف اصلي آموزش و پرورش ، ايجاد نگرش مطلوب در طرز تفكر دانش آموزان است و انتظار مي‏رود كه ضمن كسب مهارت‏هاي ذهني ، عواطف ، نگرش‏ها و احساسات آنان نيز تقويت شود و باور و اعتقادشان در خصوص موضوع افزايش يابد . در الگوي ايفاي نقش ، بازيگران در حين انجام دادن امور محوله ، از عملكرد اندام‏هاي حسي خويش متثر مي‏شوند و گاهانه ، در مقام دفاع از رفتارهاي نمايشي خود بر‏مي‏آيند . اين اقدام از نظر آموزش و پرورش اهميت ويژه ‏اي دارد .

6- تقويت قدرت مديريت و سازماندهي افراد

مديريت و برنامه ‏ريزي يكي از مهارت‏هاي اساسي در آموزش و پرورش است و انتظار ميرود فراگيرندگان در عرصه اجتماعي ، مدير موفق و برنامه ‏ريز لايقي بشوند . در الگوي ايفاي نقش ، همه ‏امكانات ، تمهيدات و برنامه‏ ها از طريق يكايك دانش آموزان فراهم ‏مي‏آيد و حتي سازمان دهي و گزينش نقش‏ها با راهنمايي معلم و به وسيله خود دانش آموزان صورت مي‏گيرد . اين امر باعث مي‏شود كه آنان جريان‏ها و فعاليت‏ها را به خوبي برنامه‏ ريزي و برآن‏ها مديريت كنند » (فضلي خاني ، 1378 ، ص 93 ) .

شركت كنندگان در الگوي ايفاي نقش

الف ) معلم يا مربي در مقام مسئول اجرا وهماهنگ كننده فعاليت‏ها .

ب ) عده ‏اي از دانش آموزان در نقش بازيگران اصلي ( يك نفر در هر گروه به سمت كارگردان انتخاب مي‏شود . )

ث ) مشاهده كنندگان : بقيه دانش ‏آموزان تماشاچي‏ اند و در پايان اجراي نقش‏ها ، ارزشياب و تحليل گر نمايش خواهند بود .

مراحل الگوي ايفاي نقش

مرحله اول : انتخاب موضــوع

شناسايي وانتخاب موضوع اولين قدم براي الگوي ايفاي نقش است و انتخاب آن به دو صورت انجام مي‏شود : موضوع درس ( مورد تدريس ) يا موضوعات دلخواه كه دانش آموزان كلاس بر اساس علايق خود انتخاب مي‏كنند در هر دوصورت ، بايد ابعاد گونگون آن تشريح و به كليه فرگيرندگان تفهيم گردد تا ايفگران نقش‏ها ، مفهوم اصلي را درك كنند . در اين مرحله ، موارد زير بايد رعايت شود :

1.        واضح و روشن كردن موضوع ، به نحوي كه براي همه قابل فهم باشد .

2.       موضع كلي ، مورد علاقه وتوافق بچه‏ها باشد .

3.      موضوع داراي اهداف مهم اجتماعي باشد .

4.       موضوع قابل اجرا و در ساختار الگوي ايفاي نقش قابل بحث باشد.

5.      واؤه‏هاي موجود در موضوع تعريف و مشخص گردد .

6.       موضوع جذاب و متناسب با توانايي‏هاي ذهني و رواني دانش آموزان باشد .يادگيري ارتباطي دو طرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد. در اين روش ، همه افراد نقش‏دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند.

مرحله دوم : نوشتن نمايش نامه

نگارش نمايش نامه‏ ، پيكره اصلي الگوي ايفاي نقش است . در اين مرحله ، كليه فعاليت‏ها از شروع تا پايان به صورت محاوره‏اي نوشته مي‏شود و دانش آموزان با كمك و همكاري مربي ، مراحل را مي‏نويسند . اهداف اصلي موضوع درس بايد در يكايك مراحل گنجانده شود . رعايت ارزش‏هاي اجتماعي و پرهيز از عادت‏هاي نامطلوب و محتواهاي نامناسب الزامي است . بنابراين ، محتواي اصلي در ايفاي نقش ، همين مرحله است وپيام اصلي درس بايد در اين قسمت مطرح واز طريق اجراي آن به دانش ‏آموزان منتقل شود . دانش‏ آموزان بايد راه‏كارهاي اجرايي را در مراحل بعد اجرا كنند . در اين مرحله ، رعايت توان دانش آموزان ، اطلاعات و زمينه‏هاي فكري آنان اهميت بسيار دارد .

نمايش نامه بايد داراي ابتدا و انتها باشد و متن ، آموزش‏هاي لازم را بدهد . گر نمايش‏نامه مورد نظر خوب تنظيم نشود ، انگيزه دانش آموزان براي اجرا كاهش مي‏يابد و ممكن است نمايش جذابيت مورد نظر را نداشته باشد . جملات بايد حتي‏الامكان كوتاه و قابل فهم باشد و براساس بينش دانش آموزان تنظيم شود . بين جملات و تنظيم محتوا بايد ارتباط و توالي منطقي وجود داشته باشد و موضوعات به صورت اصولي هم جهت باشند .

مرحله سوم : تعيين نقش‏ها

انتخاب بازيگران بر اساس توانايي وعلاقه آنان به نقش‏هاي مورد نظر ، مهم‏ترين بخش الگوي ايفاي نقش است . فعاليت‏هاي لازم براي مراحل الگو ، دراين مرحله مشخص مي‏گردد و تعداد نقش‏ها و گزينش افراد وديگر موارد اجرايي بايد مد نظر باشد                                                                                                                             

شناخت شخصيت افراد و ويؤگي‏هاي رفتاري ، ساختار بدني ( قد ، وزن ، سن و .......) اهميت زيادي دارد . معلم يا مربي در مقام كارگران نمايش ، قبل از هر چيز بايد بازيگران را خوب بسنجد ، توانايي‏هاي آنان را بشناسد وبراي ايفاي نقش‏هاي مورد نظر پيشنهاد كند. نظر دانش آموزان ديگر ، مشاهده گران ،نيز در اين انتخاب موثر است .

گفتني است كه تفسير و تبيين نقش‏هاي مثبت ومنفي ارزش بسيار دارد ، زير ممكن است بعضي نقش‏ها كه به ظاهر منفي باشد ، ثار سوإـي برفرگيرندگان بگذارد . بنابراين نبايد شخصيت افراد را براساس نقش‏ها تعريف كرد . به علاوه ، در درس‏هاي ديگر نقش‏‏ها بايد عوض شود و يك نفر ، هميشه بازيگر يك نوع نقش نباشد .

مرحله چهارم : تهيه امكانات و تجهيزات لازم

براساس نمايش‏نامه تدوين شده ، امكانات مورد نظر بايد شناسايي و فراهم گردد . نقش اين وسايل در تكوين و تقويت روند اجرا و ثر گذاري نمايش‏نامه ، بسيار مهم است و به ويؤه براي فرگيرندگان جذابيت و كشش خاصي دارد . ساخت فضا ، صحنه‏آرايي مناسب و ديگر ملزومات يا امكانات ، بايد فراهم آيد و نحوه كاربردآن‏ها براي بازيگران تشريـح شود . بهتر است از وسايل ساده و قابل دسترس استفاده شود و وسايل صحنه را حتي الامكان خود دانش آموزان بسازند .

مرحله پنجم : آمادگي وتمرين مقدماتي

پس از تعيين نقش‏ها و تشريح وظايف ، بايد آمادگي هايي كسب شود . باراهنمايي مربي گروه ، بازيگران بايد به تمرين مقدماتي بپردازند و از جمله اين آمادگي‏ها مي‏توان به موارد زير اشاره كرد :

7.      حفظ كردن نقش‏ مربوط به خود .

8.      مطالعه دقيق تمام نمايش‏نامه براي اطلاع از نقش ديگران .

9.       شناخت چهره‏ها و گريم صورت و ديگر اعضا در صورت نياز .

10.     شناخت و ساخت وسايل و امكانات .

11.     شناخت و تمرين مراحل اجرايي به صورت متوالي .

مرحله ششم : اجرا و دادن نمايـش

در اين مرحله ، گروه بازيگران در حضور بقيه دانش آموزان و مربي ، نقش‏هاي خود را اجرا مي‏كنند .حضور مربي در مقام هدايت كننده و كارگردان ، اهميت بسيار دارد . او بايد بازيگران را به صورت غير مستقيم هدايت كند . مرحله اجرايي الگوي ايفاي نقش و انجام دادن نمايش در كلاس ، مرحله اصلي است . در اين مرحله ، تماشگران بادقت و رعايت دقيق نظم ، روند نمايش را تماشا و در صورت امكان ، نكات مهم و نظريات اصلاحي خويش را يادداشت مي‏كنند . گفتني است كه ديگر اهداف و انتظارات آموزش و پرورش بايد در رفتار و گفتار بازيگران نمايان شود. همچنين توجه شود كه روند اجرايي نمايش ، اهداف را تحت الشعاع قرار ندهد و روش از اهداف دور نشود .

مرحله هفتم : بحث ، بررسي و ارزشيابي

پس از اتمام مرحله اجرايي ، تماشگران به صورت گروهي و با هدايت معلم به ارزشيابي و بررسي كليه مراحل اجرا مي‏پردازند و انتقادات و پيشنهادهاي خود را اراإـه مي‏دهند . هدف از اين مرحله اصلاح وتقويت نكات مثبت و رفع نكات منفي نمايش‏نامه و اجراي نقش‏هاست . پس كليه نظريات بايد در تصميمات بعدي ملحوظ شود .

اين پيشنهاد‏ها ، براي معلم ، كه كارگردان نمايش‏نامه است ، اهميت بسيار دارد . زيرا با رعايت آن‏ها ، ثر بخشي روش افزايش مي‏يابد . در اين مرحله ، دريافت و تثير نمايش‏نامه و روند اجرايي آن بر دانش آموزان نيز بايد بررسي و تحليل گردد و گر آزمــــوني از محتواي فعاليت ، برنامـــه‏ريـــزي و اجرا شــــود ، بسيار مفيد خواهد بــــــود »

اين الگو براي ياددادن نحوه طبقه بندي كردن ، نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد ، در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه‏ هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه‏هاي مثبت ومنفي سازمان مي‏دهد و فرگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي‏كند . اين الگو دانش آموزان را قادر به ، مفهوم سازي پيشرفته ، مفاهيم خاص ، استدلال استقرايي ، تسلط و گاهي به چشم اندازها ، دور نما ، تحمل ابهام ، و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي‏نمايد (

« دريافت مفهوم عبارت از جستجو و فهرست نمودهايي است كه از آن براي تميز نمونه‏ها از غير نمونه‏هاي طبقات استفاده مي‏شود . در اين الگو از دانش آموز مي‏خواهد مثالهايي كه شامل ويؤگي‏هايي از آن مفهــوم است را با مثال‏هاي ديگري كه شامل آن نمودها نيست مقايسه و مقابله كند و بدينوسيله نمودهاي مقوله‏اي را كه در حال حاضر در ذهن فرد ديگر وجود دارد كشف نمايد . الگوي دريافت مفهوم براي معلمان در زماني وسيله ارزشيابي خوبي است كه بخواهند تعيين كنند كه افكار مهم اراإـه شده قبلي بخوبي آموخته شده باشد . اين الگو به سرعت عمق فهم دانش‏ آموزان را آشكار مي‏سازد و دانش‏ قبلي آنان را تقويت مي‏كند . اين الگو نه تنها مي‏تواند مجموعه‏اي وسيع از كاوشگريهاي را به درون زمينه‏هاي مهم آموزشي وارد سازد ، بلكه مي‏تواند بررسي‏هاي استقرايي موجود را اعتلا بخشد

مراحل الگوي دريافت مفهوم در جدول زير خلاصه شده است .

                                                                                   مراحل الگوي دريافت مفهوم

گام اول

عرضه مطالب و شناسايي مفهوم

گام دوم

آزمون دستيابي به مفهوم

معلم مثالهاي نشانه‏ گذاري شده‏اي عرضه مي‏كند .

دانش آموزان نمودهاي نمونه‏ هاو غير نمونه ‏ها را با هم مقايسه مي‏كنند .

دانش آموزان به فرضيه سازي و آزمودن آن مي‏پردازند .

دانش آموزان برحسب نمودهاي لازم تعريفي ارائه مي‏دهند .

دانش آموزان مثالهاي اضافي بدون نشانه را با عنوان نمونه ‏هاي با نمود وغير نمونه ‏ها معين‏ مي‏كنند .

معلم فرضيه‏ ها را تأييد ، مفهوم را نامگذاري و تعاريف را بر حسب نمودهاي لازم دوباره بيان‏ مي‏كند .

دانش آموزان مثالهايي ارائه مي‏دهند .

گام سوم

تحليل راهبردهاي تفكر

دانش آموزان درباره تفكرات خود شرح مي‏دهند.

دانش آموزان نقش فرضيه‏ها ونمودها را به بحث مي‏گذارند .

دانش آموزان درباره نوع و تعداد فرضيه‏ها بحث مي‏كنند .

                                                                                                                        

گام اول شامل عرضه مطالب به فرگير است . هر يك از مطالب ، مثالي مجزا ، از مفهوم است و مطالب به صورت جفت داده مي‏شوند . در گام اول به فرگيران مي‏گويند ، نظري مشترك در همه مثالهاي مثبت وجود دارد ، وآنان وظيفه دارند فرضيه‏اي درباره ماهيت آن مفهوم بسازند . موارد از پيش منظم شده با معرفهاي با نمود وبي‏نمود عرضه مي‏شوند . از فرگيران مي‏خواهند نمودهاي مثالهاي مختلف را مقايسه و توجيه كنند . سرانجام معلم از آنان مي‏خواهد مفاهيم خود را نام‏گذاري كنند و قواعد و تعاريف مفاهيم را بر حسب نمودهاي لازم بيان دارند . دانش آموزان در گام دوم دريافت خود از مفهوم را ابتدا توسط اراإـه مثالهاي بدون نشان از مفهوم و سپس با اراإـه مثالهايي از خود ، ارزيابي‏مي‏كنند . معلم پس از اين در صورت لزوم فرضيه‏هاي اوليه خود را تاإيد يا ردمي‏كند ودر انتخاب خود از مفاهيم يا نمودها تجديد نظر بعمل مي‏آورد . در گام سوم دانش آموزان راهبردهاي تفكري را كه توسط آنها به مفاهيم دست يافته‏اند تحليل مي‏كنند و نتايج راهبردهاي مختلف را مقايسه مي‏كنند

 ساده‏ ترين شكلهاي يادگيري توام با تشريك مساعي شاگردان را چنان سازمان‏ مي‏دهد كه بتوانند در پاسخ به تكاليف شناختي و اجتماعي الگوهاي تدريس پردازش اطلاعات به يكديگر كمك كنند . اين الگوهاي تدريس مبتني برتشريك مساعي كه كاربردشان برحسب تلاشها و تحقيقات روبرت‏اسلاوبين ، ديويد و راجرجانسون و همكارانشان به طور وسيعي گسترش يافته است به طور مثبت بريادگيري تحصيلي ، توسعه اجتماعي و عزت نفس يادگيرنده ثر مي‏گذارند . جان ديويي پيشنهاد مي‏كند كه تفحص گروهي بايد الگوي اساسي يادگيري اجتماعي و تحصيلي در يك جامعه مردم سالار باشد . دامنه اين الگو به شگردان از انجام تكاليف ساده يادگيري به صورت دو نفره تا الگوي پيچيده براي سازماندهي كلاسها و مدارس كه به صورت جمعهاي يادگيري در تلاش آموختن به خود هستند گسترده است . روال يادگيري مبتني برتشريك مساعي ، يادگيري در همه زمينه‏هاي برنامه تحصيلي و سنين مختلف را آسان ساخته ، موجب بهبود عزت نفس ، مهارت اجتماعي وهم پيوستگي وهدفهاي يادگيري تحصيلي در دامنه‏اي از كسب اطلاعات ومهارتها تا نمودهاي كاوشگري رشته‏هاي تحصيلي مي‏شود . اين الگو بسيار جامع و متنوع است وهدفهاي كاوشگري علمي ، يكپرچگي اجتماعي و يادگيري جريان اجتماعي را با هم تركيب‏مي‏كند . مي‏توان از اين الگو در تمام زمينه‏هاي درسي ، براي تمام سنين ، در هنگامي كه معلم مي‏خواهد پيش از پذيرش اطلاعات از قبل تعيين شده و پيش سازمان يافته به تدوين و جنبه‏هاي مشكل گشايي دانش تاكيد كند استفاده كرد . معلم در اين الگو نقش تسهيلگر جريان گروهي و فراهم آورنده وسايل مورد نياز كاوشگري دارد . او بايد همچون يك مشاور تحصيلي عمل كند . دانش آموزان در اين الگو به موقعيت مبهم واكنش نشان مي‏دهند و ماهيت واكنشهاي متفاوت و مشترك خودشان را بررسي مي‏كنند . آنان نوع اطلاعات مورد نياز براي روي‏‏آوري به مسإله را تعيين و براي گردآوري اطلاعات لازم براي آزمون آن را گردمي‏آورند . همچنين محصولات خود را ارزشيابي مي‏كنند و به كاوشگري خود ادامه مي‏دهند يا كاوشگري جديدي را آغاز مي‏كنند . آنها مهارتهاي مذاكره و حل تعارضات كه مورد نياز مشكل گشايي به شيوه مردم سالاري است را مي‏آموزند . معلم نيز بايد به دانش آموزان درساختن فرضيه‏هاي قابل آزمون كمك نمايد

مراحل الگوي تدريس ياران در يادگيري

اين الگو با روبروساختن دانش آموزان با مساله‏اي برانگيزنده شروع مي‏شود . ممكن است اين روبروساختن در صحبت يا بايك تجربه ، بطور طبيعي يا ضمن ارائه مطالب توسط معلم صورت گيرد . اگر دانش آموزان عكس ‏العمل نشان دهند ، معلم توجه آنان را به تفاوتهاي موجود در عكس ‏العمل هايشان ، يعني موضوع ، درك ، نحوه‏ سازماندهي به موارد واحساسشان جلب مي‏كند . معلم با علاقمند شدن دانش آموزان به تفاوت در عكس‏المعل‏هـاي خود ، آنان را به سوي قانونمند كردن و سازمان دادن به مساله براي خود مي‏كشاند . دانش آموزان ، سپس با توجه به نقش‏هاي مقرر گزارش نتايج خود را تحليل مي‏كنند . سرانجام گروه برحسب منظورهاي اوليه راه ‏حل‏ خود را از ارزشيابي مي‏كند . اين دور با رو بروشدن با مثاله‏اي ديگر يا بامساله جديدتري كه از خود تفحص برمي‏آيد تكرار مي‏شود .

                                                                 جـــدول مراحل الگوي يــاران در يارگيري

مرحله اول

مرحله دوم

شاگردان با موقعيت مبهمي مواجه مي‏شوند

شگردان واكنش به آن موقعيت را كشف مي‏كنند

مرحله سوم

مرحله چهارم

شاگردان طرح وظيفه بررسي را تدوين و براي بررسي سازمان دهي ( تعريف مسأله ، نقش ، تعيين تكليف ) مي‏كنند

بررسي مستقل و گروهي

مرحله پنجم

مرحله ششم

دانش آموزان پيشرفت و جريان را تحليل ‏مي‏كنند

فعاليت با برخورداري از نتايج مجددا" از سرگرفته مي‏شود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

اصولي كه پيش از مطالعه بايد در نظر گرفت شامل مواردي چون تعيين هدف و انگيزه مطالعه , تعيين مدت زمان لازم تعين مقدار مورد مطالعه و اجتناب از برخي موارد از جمله پر بودن معده , اظطراب هاي نابجا و تخيلات است .

ــ اصولي كه در هنگام يا حين مطالعه بايد رعايت شود شامل مواردي چون مطالعه فعال و جدي , حفظ آرامش , دوري از عوامل اخلالگر ( جلسات خانوادگي , صداي تلويزيون و راديو و محيط پر سر و صدا و . . . ) ياداشت برداري از نكات مهم , برخورد سوالي با مطالب آموختني , ترك افكار منفي از طريق تمكز حواس , دادن استراحت به خود هنگام مطالعه ( هر 45 دقيقه تا يك ساعت 10 دقيقه لازم است ) و علامت گذاري نكات معهم و مفاهيم كليدي است .

ــ اصولي كه بايد بعد از پايان مطالعه مد نظر قرار گيرد مواردي چون تكرار مفاهيم و نكات مهم آموخته ها و مرور آنها از طريق شفاهي و كتبي , تاكيد بيشتر بر نكات علامت گذاري شده و در صورت امكان مباحثه است .

ــ داشتن هدف و انگيزه از عوامل مهم روند يادگيري هستند امام صادق (ع) مي فرمايد : انسان بي هدف دور خود مي چرخد ولي از جاي خود دور نمي شود . ( اصطلاحاً نرمش ذهني ) چهار كليد طلايي مطالعه شامل برنامه ريزي ـ روش هاي صحح مطالعه ـ مرور مطالب ـ علاقه , فعاليت و اعتماد به نفس هستند .

ــ‌ در موارد و حالات ذكر شده فرايند يادگيري مختل خواهد بود : ( در هنگام ناراحتي جسمي و عاطفي و روحي و احساس غمگيني و عصبانيت و پرخاشگري , در جا هاي شلوغ كه محل رفت و آمد ديگران است پس از ديدن فيلم هاي پر هيجان , در مكاني كه هوا خيلي گرم يا خيلي سرد است , نور شديد يا نور كم است , مواقعي كه فوق العاده سير يا گرسنه هستند , در حالت خواب آلودگي و خستگي و چرت زدن , بلافاصله بعد از صرف غذا در حاليكه مجبوريد به حرف ديگران گوش دهيد و گوش دادن به موسيقي و . . . و صرف تنقلات ـ مطالعه در جاي گرم و نرم كه به درد استراحت مي خورد .

ــ بهترين برنامه ريزي به وسيله خود فرد نوشته مي شود چراكه هيچ كس به اندازه شما از جزعيات كارتان , عادات , روش مطالعه , محيط , شرايط زندگي و تحصيلتان آگاه نيست .

ــ يكي از روش هاي موفق بهبود مطالعه و يادگيري روش          ( پس ختام ) است شامل : خواندن اجمالي يا پيش خواني ـ سوال كردن ـ خواندن ـ تفكر ـ از حفظ گفتن ـ مرور كردن مي باشد .

ــ‌ فنون اساسي روش دقيق خواني شامل : سازمان دادن مطالب ـ حاشيه نويسي و علامت گزاري و خلاصه كردن مي باشد .

ــ در مطالعه فعال و جدي آغاز مطالعه با دقت و اصطلاحاً آرام و بدون شتاب و در صورت امكان صفحات نخست دو بار خوانده شود تا ذهن آمادگي لازم را پيدا كند .

ــ يكي از راه هاي مقابله با حواس پرتي اين است كه به هنگام مطالعه يك تكه كاغذ در دسترس قرار دهيد و هر گاه مطلبي ذهن شما را اشغال كرد فوري يكي دو كلمه در مورد آن بر روي كاغذ بنويسيد و زماني را هم كه تصميم داريد به آن مطلب يا مشكل رسيدگي كنيد يادداشت كنيد.

ــ كليد اساسي تمركز حواس شامل سوال كردن ـ استنباط كردن ـ تجسم كردن ـ علامت گزاري و حاشيه نويسي ربط دادن و عبارت خواني مي باشد .

                                                                                                   

ــ در برنامه ريزي درسي , برنامه بايد قابل انعطاف باشد و براي هر درسي وقت كافي منظور شود .

( هر ساعت درس مدرسه نياز به دو ساعت مطالعه دارد )

ــ فاصله ميان آموزش هر درس در محيط آموزشي با مطالعه آن در منزل تا حد ممكن كم باشد .

تنوع آموزشي بهتر از تراكم آموزشي است .

ــ مطالعه مطالب مشابه پشت سر هم يك عامل براي تداخل اطلاعات است .

ــ زمان مناسب براي مطالع درسي مشكل پس از مطالعه يك درس ساده است .

ــ حتماً خود را به مطالعه منظم و مداوم روزانه عادت دهيد .

ــ جدي خواندن و جستجو گرانه خواندن مطالب و فعال بودن در حين مطالعه ( يادداشت برداري , خلاصه كردن , مطالب مهم و كليدي را مشخص كردن و سوال كردن از خود و . . . ) كمك زيادي به يادگيري مي كند .

ــ به كيفيت يادگيري و مطالعه بينديشيد نه به كميت آن  ( درك و فهم كامل مطالب ) .

ــ عمدتاً انسان مطالب عميق واستدلاي را در اوايل روز بعد از استراحت بهتر ياد مي گيرد ( مثل رياضي , آمار , حسابداري ) مطالب نظري را بعدازظهر بهتر ياد مي گيرد ( مثل فلسفه , زيست شناسي , منطق ) و مطالب ذوقي مثل زبان , قواعد دستوري و نظري صرف را در شب بهتر ياد مي گير مانند ( ادبيات فارسي , زبان انگليسي ,        تاريخ و جغرافيا ) .

ــ به ياد داشته باشيد هوشمندانه ترين شيوه مبارزه با ترس و اضطراب امتحان آماده ساختن خودتان است بهترين  تضمين در برابر نگراني و دلهره امتحانات همانا معرفت و آگاهي كامل از مورد درسي است و اين امر آنگاه ميسر مي شود كه مطالعه مداوم روزانه و مرور مرتب درس ها را پيش از امتحانات انجام داده باشيد .

ــ به نظر بعضي متخصصان ساعات صبح و چهار تا شش بعدازظهر از ايده ال ترين ساعات مطالعه است .

ــ پس از گذشت 24 ساعت از مطالعه و يادگيري تقريباً %80 مطالب فراموش مي شود با مرور صحيح از فراموشي جلوگيري كنيد.

ــ لازم است مرور و مطالعه را چند و حتي چندين ساعت قبل از شروع امتحانات قطع كنيد تا فكر و ذهن از حالت فعاليت و برانگيختگي خارج شده و استراحت كوتاهي داشته باشد .

ــ در تغذيه روزانه از مواد غذايي تازه و سبك مانند سبزيها و ميوه ها استفاده كنيد ؛ از تفقلات طبيعي از جمله كشمش كه اثر عجيبي بر حافظه دارد استفاده شود . تا حد امكان مواد نشاسته اي مصرف كنيد . مصرف ماست و دوغ موجب خواب آلودگي مي شود كه لازم است كاسته شود .

ــ سعي كنيد تا حد امكان در يك مكان مطالعه كنيد , خود را نسبت به يك مكان شرطي كنيد زيرا محيط آشناي يك مكان موجب تمركز حواس مي شود .

ــ بهترين وضعيت براي مطالعه نشستن پشت ميز مطالعه است

ــ به اندازه كافي 6 تا 8 ساعت بخوابيد ؛ بيش از اندازه هم نخوابيد .                                                                                                    

ــ نكات مهم درسي و كلاسي را به صورت كليدي يادداشت كنيد . كلمات كليدي در واقع كوتاه ترين و پر معناترين كلمه اي است كه با ديدن آن مفهوم جمله تداعي شده به خاطر آورده مي شود .

ــ يادداشت برداري باعث نظم يافتن مطالب وخاطر سپردن بهتر و تمركز حواس مي شود .

 ــ با علاقه و اشتياق براي رسيدن به هدف درس بخوانيد نه از روي اجبار .

ــ پيش از خوابيدن آنچه را كه خوانده ايد يكبار مرور كنيد .

ــ مرور فعال و صحيح : بلافاصله + يك روز بعد + يك هفته بعد + يك ماه بعد +4 ماه بعد .

ــ استعداد و اعتماد به نفس دو سرباز هستند كه به اتفاق هم مي توانند چند لشكر را شكست دهند . به گفته ارشميدس : نقطه اتكايي به من بدهيد كره زمين را بر سر اهرمي بلند خواهم كرد .

ــ در طول مطالعه حافظه تصويري ( چشمي ) را فعال كنيد . كد گذاري , رمز گذاري , علامت گذاري و واژه سازي روش هاي خوبي هستند .

ــ فراموش نكنيد معمولاً 24 ساعت مانده به موعد امتحان بيشترين ساماندهي و نظم بخشي ذهن و يادگيري صورت مي گيرد لذا از دغدغه ها , اضطراب ها , كارهاي غير ضروري , دخالت ها و مشغوليات كاذب , رسانه ها , مجلات و . . . دوري كنيد .

ــ بهترين آماده سازي در شب قبل از امتحان مرور و تكرار الگوهاي سازماندهي شده است .

ــ علت اصلي و اساسي اغلب اضطراب ها و تنش ها در دوره امتحان و آزمون ها مي تواند ناشي از عوامل چندي باشد كه برخي از آنها شامل نداشتن ديد مثبت و سازنده نسبت به امتحان ,برنامه ريزي گسيخته هنگام مطالعات , عدم تغذيه مناسب , توهمات و ابهام ذهني , سلب اعتماد از خويشتن , خستگي و فرسودگي دستگاه اعصاب و عدم توجه به اهتمام به ايجاد و مقدمات امتحان از جهت روحي , رواني و جسمي است .

ــ با كمك استعداد و اعتماد به نفس بالا و اراده و پشتكار , موفقيت تحصيلي كسب مي شود .

ــ به گفته اديسون : نبوغ نتيجه %99 فعاليت + %1 استعداد است

دانش آموز گرامي بهتر است اين جملات را مرتب تكرار كنيد و تصور مثبتي از خود داشته باشيد و تلقین کنید :

ـ من مي توانم در تحصيل موفق بشوم .

ـ من  توان آموختن درس هايم را دارم .

ـ من مي توانم آنچه را كه مي خوانم به ياد بسپارم .

ـ من مي توانم بر افكار پريشان خود مسلط شوم .

آسيب شناسي مطالعه در دانش آموزان و شيوه هاي كنترل آن

معمولاً همه مي گويند : مطالعه كنيد ,مطالعه مهم است , زياد بخوانيد و . . . اما كمتر به ما شيوه مطالعه را مي آموزند . يكي از عواملي كه باعث افت تحصيلي مي شود , مشكلات نحوه مطالعه و يادگيري است . يكي هنگام مطالعه راه مي رود , يكي بلند مي خواند , يكي با چشم مي خواند و . . . . خيلي ها اعتراض دارند كه وقت زيادي صرف مطالعه مي كنيم ولي چيزي ياد نمي گيريم ! به اختصار برخي آسيب هاي عمده مطالعه آورده مي شود .

1 ـ بلند خواني هنگام مطالعه : بلند خواني باعث مي شود ماهيچه هاي زبان و فك مدام حركت كنند , تار هاي صوتي پيوسته منقبض و منبسط مي شود و اين فعاليت ها فرد را خسته مي كند و در اثر تكرار , موجب زدگي نسبت به مطالعه خواهد شد . 

2 ـ مطالعه كردن در حين راه رفتن  عامل خستگي زود هنگام و كاهش زمان مطالعه است . كاهش تمركز , مهمترين مشكل در در اين مو رد مي باشد چرا كه فرد بايد مواظب ديوار , جداول , سنگ و غيره باشد و اين موجب عدم تمركز هنگام مطالعه است .

3ـ مطالعه در كنار وسايل صوتي : واقعيت اين است كه گوش دادن به برنامه هاي صوتي مثل يك قطعه موسيقي كه از ضبط صوت پخش مي شود يا برنامه اي كه از تلويزيون دريافت مي گردد , باعث تقسيم فعاليت هاي ذهني آدمي به دو بخش مي شود يكي متوجه مطالعه كتاب و ديگري متوجه برنامه اي كه مي شنود . به هر حال هر نوع سر و صداي مزاحم , عامل عدم تمركز حواس هنگام مطالعه مي باشد .

4ـ خواندن بيش از حد : دختران معمولاً بيش از پسران درس مي خوانند و شايد يكي از عوامل موفقيت آنان باشد اما افرادي كه بيش از حد درس مي خوانند از شدت حالات عصبي خود رنج مي برند و اظهار خستگي و زدگي مي نمايد . علت خواندن بيش ازحد مي تواند , رقابت زياد , جواب دادن عين مطالب كتاب در امتحان , احتمال تصحيح برگه ها توسط دبيران سختگير و . . . باشد كه با توضيح دبيران مبني بر اينكه رساندن مفهوم و يادگيري ارزشمند تر از حفظ مطالب است , رفع مي گردد .                                                                                                  

5ـ در شروع مطالعه از ساده به مشكل خواندن : فردي كه ابتدا خسته نيست دروس يا مطالب ساده را مي خواند و هنگامي كه خسته مي شود سراغ مطالب و دروس مشكلتر مي رود و اين باعث مي شود كه در اثر درك نكردن , از مطالعه دلسرد شود . اينجا مناسبتر است ابتدا مطالب سنگين تر خوانده شود تا در صورت خسته شدن , مطالعه مواد دروس ساده , مشكل را افزايش ندهد .

6ـ بي وقفه خواندن : اين گونه افراد , زمان استراحت كردن را اشتباهاً به معناي زمان از دست رفته مي دانند نه فرصتي براي تمدد اعصاب و افزايش بازدهي . همچنين از تاثير استراحت در امر يادگيري غافلند . زمان استراحت بين مطالعه در افراد مختلف ممكن است به نتيجه مطلوبي رسيد مثلاً بار اول يك ساعت و نيم وطالعه و 20 دقيقه استراحت , بار دوم يك ساعت و ربع مطالعه و 30 دقيقه استراحت , بار سوم يك ساعت مطالعه و 40 دقيقه استراحت .

7ـ حفظ كردن طوطي وار :

معمولاً مطالبي كه فهميده مي شود پايدار تر از مطالب حفظ شده است . همچنين در مطالب فهميده شده , تفكر و تعقل دخالت دارند و در مطالب حفظ شده تكرار .

8ـ وجود اضطراب : اضطراب ترس مبهم است و در صورت غير معمول , مشكلي جدي براي امر مطالعه و يادگيري است .

9ـ وسواس در مطالعه : فرد يك بار مطلبي را مي خواند و بعد دچار ترديد مي شود كه آيا آن را خوب فهميده است يا نه . مجدداً به مطالعه همان مطلب مي پردازد و ترديد مجدد او را به مطالعه دوباره سوق مي دهد و اين جريان آنقدر ادامه مي يابد تا فرد را خسته مي كند . كاهش فشار هاي رواني اين افراد توسط والدين و معلمان و مشاوران , مفيد است .

10 ابتلا به افسردگي : افسردگي نوعي بيماري خلقي مي باشد كه همراه با افت فعاليت ها و تلاش هاي فرد مبتلا , خستگي و ياس است . فرد افسرده به سمت كتاب درسي مي رود و آن را باز مي كند , ولي حوصله خواندن را در خود نمي يابد و دچار كاهش تمركز است با درمان افسردگي , تمايل به مطالعه و يادگيري افزايش مي يابد

نقره ضد ميكرب  است!    "لا تختموا بغير الفضه فان رسول الله عليه و آله قال" جز انگشتر نقره بدست مكنيد زيرا پيامبر فرمود خدا پاك نكند دستي كه در آن انگشتر آهن باشد.

نقره صد ها بار بيش از ساير مواد ضد عفوني كننده موثر است و 650 ميكرب را از بين مي برد . شايد خود شما كه هميشه يك انگشتر نقره با نگين عقيق در دست داريد ,اطلاع نداشته باشيد كه چه خاصيت بزرگي در اين فلز گرانبها هست وچگونه بدون اينكه خود بدانيد  مراقب سلامت شماست.اخيرا"  دكتر هاري ماركراف استاد  پزشكي دانشگاه سانت دويس  پس از آزمايشهاي متعدد اعلام كرد كه نقره صدها بار بيش از ساير داروهاي ضد عفوني و ضد ميكرب , ميكربها را از بين مي برد در حاليكه  نقره به تنهايي مي تواند   650  ميكرب را نابود كند  بدون اينكه مانند 

ديگر ضد عفونيها عوارض بعدي بر جاي گذارد.استاد ديگري بنام  چالز  فوكس  دارويي از نقره تهيه كرده است  به نام   سولفاديازين نقره , كه در معالجه سر ما خوردگي و جوش هاي پوستي و در  هفتاد در صد سوختگيهاي جلدي مورد استفاده قرار مي گيرد .همچنين شر كت هاي هواپيمايي انگلستان , سويس , آلمان , اسكانديناوي, فرانسه ,كانادا , ايتاليا  , ژاپن  و... از آن در داخل هواپيما به عنوان يك ميكرب كش قوي استفاده مي كنند  . حتي در سويس براي ضد عفوني كردن آب آشاميدني شهر از نقره استفاده مي كنند. فضه ( نقره ) در تفريح و دلگشايي قلب , نزديك به  يا قوت  است . براي بد بويي دهان  و رفع رطوبتهاي لزج و عفونت بلغم و ماليخوليا , ديوانگي , وسواس , سرفه , استسقا , طحال , سنگ مثانه و كليه ها سودمند است . ضمادش تحليل  برنده  ورمها  و با جيوه كشته شده براي رفع بواسير  مفيد است .نقره در  داروهاي  چشم جهت روشنايي  و تقويت  چشم سودمند است  , مصلح ضرر   نقره ,   كتيرا  است . گوگرد خام باعث  سياهي آن مي شود  اما  ماليدن نمك رفع سياهي آن كند  فلز سيم با گوگرد در حرارت سولفور دارژان بوجود مي آيد  ارنگ اين واكنش شيميايي  به   شرح زير  است  ,

2Ag+S>Ag2S

 

      راز سخنگويان موفق

صحبت و گفتگو اساسي ترين و ضروري ترين مشكل ارتباط ميان انسانهاست به طوري كه يك فرد عادي به طور متوسط در طول روز 18 هزار كلمه بر زبان مي آورد البته در برخي از افراد اين رقم بيشتر است از اين رو مهارتهاي خود را براي اينكه جزو بهترين سخنگويان و بهترين و مو فقترين گويندگان چرا ارتقاء نبخشيم ؟ پس اصول گفت گوي موفق در چهار چيز است : 1- صداقت 2- نگرش مثبت 3- علاقه به طرف گفت وگو 4- بي ريايي يعني رك و بي پرده صحبت كردن

هشت ويژگي مشترك موفقترين سخنگويان : بيشتر افراد موفق سخنگويان موفقي نيز  هستنند جا ي تعجبي ندارد كه بر عكس اين نيز صادق است اگر شما احساس مي كنيد كه تا كنون فرد موفقي بوده ايد  مي توانيد با بهترين سخن گفتن خود را موفقتر كنيد براي بسياري از ما مهمترين كار تاثير گزاري در گفت وگوي روز مره است بنابراين سخنگويان داراي چند ويژگي مشترك اند

1- آنها به هر چند از زاويه اي ديگر مي نگرند و ديدگاههاي غير قابل پيش بيني اي در باره ي موضوعات ارايه مي دهند

2- در صحبت كردن سبك خاص خود را دنبال مي كنند

3- آنها در تمام مدت درباره ي خود صحبت نمي كنند

4- شوخ طبع هستنند و برايشان دشوار نيست كه آن را در باره خود به كار ببرند در حقيقت بهترين گفت و گو كنندگان اغلب ماجراهاي درباره ي خود تعريف مي كنند

5- آنها كنجكاو هستنند و مي پرسند چرا ؟ آنها مي كوشند درباره ي مطلبي كه به آنها مي گوييد بيشتر بدانند

6- اظهار همدردي مي كنند مي كوشند خود را به جاي شما بگذارند تا با صحبت هاي شما ارتباط پيدا نمايند                                                                                                   

7- افراد احساساتي هستنند . نسبت به آنچه درزندگي خود انجام مي دهند احساس خود را بروز مي دهند و نسبت به آنچه شما در آن لحظه به آنها مي گوييد علاقه نشان مي دهند 

8- افق هاي فكر ي گسترده اي پيش روي آنها قرار  داد و درباره ي مسائل و تجربيات بي شماري وراي زندگي روزمره خود به تفكر و صحبت مي پردازند

البته مهم نيست تا چه اندازه سخنگوي برجسته اي هستيد اما موقعي پيش مي آيد كه بهتر است ساكت بمانيد حتي اگر تحت هر شرايطي قرار داريد و احساس مي كنيد كه بايد حرف بزنيد چنانچه مي شنويد كه غريزه به شما مي گويد ساكت بمانيد به آن توجه كنيد و سكوت اختيار  كنيد .

صحبت كردن به گونه امروزي : اين نوع صحبت كردن ناشي از مدهاي كوتاه مدت و رويدادها و شخصيت ها است واژگان وعبارات اين نوع صحبت كردن به صورت كليشه هاي فوري در مي آيند گاهي اوقات اين عبارات به شما كمك مي كنند كه با فردي كفت و گو كنيد اما اغلب انجام اين كارها باعث مي شود نحوه ي صحبت كردن شما مصنوعي به نظر برسد و گويي نمي توان با فكر و اراده خود جمله هايتان را بسازيد وادا كنيد از اين رو از بكار بردن عبارات كليشه اي يا امروزي بپرهيزيد كه سر انجام درمي يابيد كه گفت و گوي شما موثر و جذاب تر است البته سعي كنيد كه در صحبت كردن از واژگان بي ارزش ( تكه كلام ها )دوري كنيد كه اين واژگان يا اصوات هيچ چيزي به سخنان ما اضافه نمي كنند بلكه فقط صحبت ما را بهم مي ريزند اين واژگان ئاصوات تا زماني كه ايستاده ايد براي تكيه دادن سود مند است اما اگر بدان وابسته شويد گفت وگوي شما كنگ مي ماند از جمله اين واژگان مي توان به ((مثلا ، در واقع ، احساسا و ...)) يا اصواتي چون ((اِوم )) اشاره كرد در زبان انگليسي پركاربردترين عبارت  you know ( مي دانيد ) است براي از ميان بردن عادتهاي بد درصحبت كردن به آموزش نياز داريد اولين روش گوش دادن به صحبت هاي خود است يعني همين طور كه صحبت مي كنيم توجه به كلماتي كه از دهانتان خارج مي شود موثر واقع مي شود تمرين اين روش مي تواند سخنان شما را اصلاح كند

دومين پيشنهاد اينكه از يك نفر كمك بگيريد تا به گفته هاي شما گوش دهد و هنگامي كه از واژه اي بي ارزش و زايد يا كليشه استفاده مي كنيد با نشان دادن حركتي سريع اين موضوع را به شما گوشزد كند اين كار تاثير چشمگيري را درپي دارد شما از همسر ، دوست يا همكارتان بخواهيد هر بار از اين واژگان استفاده كرديد با گفتن كلمه اي كوتاه مانند صبر كن ، گفتن شما را متوقف كند اين فرد دست كم چند ساعتي از روز را با شما بگذراند البته تضمين مي كنم كه پس از گذشت چند روز از تمرين ديگر از اين واژگان استفاده نخواهيد كرد

شما در گفت گو با غريبه ها بايد چند نكته را مد نظر بگيريد كه عبارتند از : غلبه بر خجالت و كمرويي خود و ديگران ، شروع كردن صحبت ، قانون اول گفت و گو : گوش دادن ، زبان غيركلاسي ( اشاره ) و دوري از برخي پرسشها و صحبت ها است .                                                                                                     

در واقع اگر شما مي خواهيد چيزهاي جديدي بياموزيد ناچار هستيد به صحبت ديگران گوش دهيد و اگر دوست داريد مورد علاقه همه باشيد بايد به همه علاقمند باشيد و آنها را به صحبت درباره ي كمالاتشان تشويق كنيد 

 

ضرب المثل  به زبانهای فارسی و انگليسی                ز

 

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود                              No pains , no gains

کوه به کوه نمی رسد  آدم به آدم می رسد   Absence makes the  heart grow fonder

گر صبر کنی  زغوره حلوا سازی                     All things come to those who wait

سالی که نکوست از بهارش پيداست               April and may the keysoft the year

از آن نترس که  های و هوی دارد از آن بترس که سر به زير دارد    Barking dogs seldom bite

حسود هرگز نياسود                                           Envy never enriched any man

عجله کار شيطان است                                     More haste , less speed

توا نا بود هر که دانا بود                                       Knowledge is power

دندان اسب پيشکشی را نمی شمارند        Dont look at a gift horse in the mouth

مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد می ترسد        A durnt child dreads the fire

 

توصيه هاي مهم براي افراد با افزايش وزن ( چاقي )

ظرف غذا خوري در صورت مصرف برنج بشقاب ميوه خوري باشد , هر لقمه غذا را 10 تا 15 بار بجويد و در وسط هر لقمه غذا قاشق و چنگال را روي زمين بگذاريد . حد اقل زمان غذا خوردن بايد 20 دقيقه باشد و در ميان غذا و حتي الانكان از نوشيدن مايعات خودداري كنيد . موقع صرف غذا از مشاهده تلويزيون و خواندن كتاب و مجله و صحبت با تلفن خودداري كنيد . سعي كنيد پس از صرف غذا از مصرف انواع شيريني و شكلات و مواد قندي كه در بدن تبديل به چربي مي شوند خودداري كنيد . از مصرف انواع چربي ها يا غذا هايي كه چربي زياد دارند خودداريكنيد . مثل : كره و خامه و سرشير و گوشت هاي چرب و نان هاي روغني . در صورتي كه در منزل برنج پخت مي كنيد آن را به صورت كته بدون روغن يا حد اكثر با يك قاشق مربا خوري روغن مايع ميل نمائيد . از مصرف ته ديگ به همراه آب خورش جداً خودداري كنيد . هميشه در يك مكان مشخص غذا بخوريد . مثلاً در آشپزخانه و چون تغيير محل غذا خوردن و مراجعه به محل هاي صرف غذا موجب باز شدن اشتها و مصرف زياد مواد غذايي مي شود . غذا هاي مصرفي به صورت آب پز يا كبابي باشند و از مصرف سرخ كردني خودداري كنيد . از جوانان و افراد ميان سال حد اقل 4 وعده در هفته گوشت قرمز ( گوساله ي بدون چربي ) و اشخاص با سن بالاتر بيشتر از سينه مرغ بدون پوست و ماهي به اندازه ذكر شده در برنامه غذايي آنان استفاده بشود . سعي كنيد ميوه هاي شيرين مثل توت , انگور , خربزه , كمتر و ميوه هاي كم شيرين مثل :

هندوانه , هلو , سيب مصرف بشود . از مصرف سس هاي با چربي زياد خودداري كرده و سعي كنيد به عنوان سس از آب ليموترش تازه يا آب غوره به همراه يك قاشق مربا خوري و روغن زيتون جهت سالاد استفاده كنيد .

   

با گياهان خود را درمان كنيم

هدف از اين مطالعه اين است كه مي توانيم با استفاده از داروهاي گياهان براي  درمان انواع بيماريها و امراض  به مقدار بسيار زياد رابطه خود را با داروهاي شيميايي و مصرف آن قطع كنيم. همچنين در مورد تقويت كننده ها ، دردها ، رطوبت بخش ها ،عرقيات ،عفونت هاي بدني و برخي بيماريها با استفاده از منابع معتبر مطالب مفيدي نوشته شده است . قسمتي از خواص گياهان دارويي كه در منطقه بيجار موجود است ذكرمي شود . گل سرخ (گل محمدي ) ضد تشنج مقوي قلب ، كم كننده فشار خون ، كاهش تحريكات عصبي ،ضد تصلب شراين خون و برطرف كننده سرگيجه مي باشد .

سيسمبر (شاه نسترن ) رفع دل درد ،تقويت كننده معده ، كمك به هضم غذا ، ضد نفخ و اسهال و استفراغ  ، مقدار كمي از آن به رفع دل درد نوزادان و كودكان مؤثر است . چهار عرقه ، تقويت كننده معده ، رفع ناراحتي هاي روده ، مفيد براي هضم غذا ،آرام بخش ، رفع خستگي ، خواب آور و تصفيه كننده خون مي باشد.


 درآمدي بر  موسيقي

موسيقي در عصر مادها

متأ سفانه ازموسيقي اين قوم اطلاع زيادي در دست نيست ، فقط بر اساس اسناد تدريجي مي توان چنين استنباط نمود كه موسيقي در زمان مادها مقام والا و شامخي داشته و در بسياري از مراسم اين دوره بكار مي رفته است. بطوريكه در كتب تاريخ آمده است : « هنگامي كه ديااكو نخستين شاه ماد بر تخت نشست شادي و سرور بر پا شد و نواهاي كوس و شاخ هاي شيپوري در فضاي ايران به صدا در آمد و زماني كه فره ورتيش در نبردي نا برابر ، در زير ارابه هاي داس دار آشوري ها از پاي در آمد ، ايران در سوگواري فرو رفت و به نواختن كوس و شاخ هاي شيپوري پرداختند » اين گفتة تاريخي نشان مي دهد كه رساترين زبان جشن و سوگواري در آن دوره موسيقي بوده است . از موسيقي دانان اين دوره نام « اوگارس » در كتب تاريخي ذكر گرديده كه از موسيقيدانان بزرگ دربار بوده است . همچنين در كتب تاريخي به خواب آستياك آخرين پادشاه ماد اشاره شده كه پس از تغيير آن به انقراض حكومت ماد توسط كوروش آگاه مي شود .

موسيقي مذهبي و نقش كتاب اوستا در آن

 كتاب مقدس ايرانيان « اوستا » قديميترين و غني ترين گنجينه اي است كه بيانگر و نشانه انديشه و افكار نيكان ماست . عالي ترين نمونه شعر را مي توان در اين كتاب به خصوص در گاتها و شينها جستجو كرد كه قرنها پيش از اسلام و پس از آن توسط نياكان ما با آهنگي موزون سروده شده است . در آئين زرتشت نيايش به در گاه خدا عموماً با آواز معني مي دهد . در كل به معني سرودهاي ديني كه با آهنگ و لحن موزون خوانده

مي شود و در آهنگهاي موسيقي قديم دوگاه ، سه گاه و چهار گاه ناميده شده است . اين سرودها حدود 3500 سال پيش ( 1500 سال قبل ازميلاد ) در ايران سروده شده است كه اكنون نيز موجود است و از اسناد بسيار با ارزش و مهم تاريخي بشر است كه حكايت از هماهنگي كامل شعر و موسيقي در آن عصر دارد و كهن ترين ميراث مدون ما در « شعر و موسيقي » به شمار مي رود . چنانكه ملاحظه مي كنيد مذهب زرتشت داراي عناصري بوده است كه به هنر و شعر سازگاري داشته است . در دين زرتشت بهترين و زيباترين ستايشها و نيايشها كه نثار اهورامزدا ، هفت امشاپسند ، ايزدان و فرشتگان مي شود ، با سرود همراه است . مهمتزين قسمت آن سينا ( آداب نيايش ) است كه مشتمل بر گات ها و بخش شينهاي آن نيز نغمه هاي ستايش است . در واقع زرتشت خود مبتكر و بنيانگذار سرود گويي براي خداوند نبوده است و در مذاهب اولية ايرانيان يا آرياييان كهن ، سرد خواني و سرود گويي رواج فراوان داشته است . در آيين زرتشت ، سروش (سروشه ) نام فرشته سرود و ستايش بوده و از مقام والايي بر خوردار بوده است ، به طوري كه روز هفدهم هر ماه را به او نسبت مي دادند و در پرستش گاهها به نيايش او مي پرداختند . از اين نوشته اوستا بر مي آيد كه نياكان ما شش قرن و نيم پيش از ميلاد چه مقام والاو مقدسي براي موسيقي قائل بودند .

زندواف ( زند باف ) و زند خوان

زند تفسير اوستا به زبان پهلوي مي باشد چنانكه دقيقي چنين سروده است :

يكي زرتشت وارم آرزوهاست                                كه پيشت زند را بر خوانم ازبر 

فصل دوم :

هخامنشيان

 بعد از شكست آستياك پادشاه ماد توسط كوروش سلسلة هخامنشي تأسيس گرديد و تاريخ شاهنشاهي ايران آغاز شد . نوشته هاي مورخين و تاريخ نويسان به خصوص هرودوت و گزُنفون مورخين يوناني حاكي است كه در اين دوره نيز موسيقي به سه شكل درباري ( بزمي ) ، مذهبي ، مردمي ، نظامي وجود داشته است .

موسيقي درباري

اين نوع موسيقي كه در دستگاه حكومت مقام والا و شامخي داشته است هنري غير پويا محسوب مي شده است به طوريكه هنرمندان را بصورت ابزاري در جهت بر گزاري مراسم گوناگون جشنها و سرودها و آيين هاي مذهبي و غيره به انحصار خود در مي آورده است ، هرودوت مورخ يوناني مي گويد : ايرا نبها هنگام غذاي شا ها نه مو سيقي نمي نواخته اند ولي عده زيادي موسيقيدان در بار مي زيسته اند. درروزهاي جشن خوا نندگان در در بار گرد مي آ مدند و در محا فل سرور و شا د ماني به خواندن ونواختن مي پرداختند . در اين دوره پادشاهان هنگام شكار به منظور گيج كردن شكار طبل مي زدند نعره مي كشيدند و بوق مي نوا ختند . چنانكه گز نفون در كوروش نامه (ص49) از قول كمبوجيه خطاب به كوروش نوشته است «خود تو كه پي شكار مي روي ،نعره مي كشيدي تا حيوان گيج شود وبدام افتد».                                                                                                               

متا سفانه اين نوع موسيقي ( درباري ) مو سيقي مر دمي نيز جريان داشت چنانكه مري بويس علاوه بر خنيا گران حرفه اي (در باري ) اين دو ره به خنيا گران غيرحر فه اي نيز اشاره مي كند و مي نويسد : ( خنيا گرا ن در ز مينه هاي مدا حي ، ند به ،جشن و سرو ر ودر ترانه هاي عا شقا نه و مو سيقي شكار ، جنگها و نيز ( رزم با ستان ) به ثبو ت رسيده است .  از آنجا مشخص مي شود كه خنياگري غير حرفه اي را در برمي گرفت .

موسيقي مذهبي و مردمي 

موسيقي مردمي ، اين نوع موسيقي از عميقترين تأثرات مردم از زندگي و جريان هستي سر چشمه مي گيرد و از غمها ، شاديها ، شكستها ، پيروزي ها ، شادكاميها و ناكاميهاي آنها سخن مي گويد . موسيقي مذهبي آنچه در مورد سرودن گاتها در عصر مادها ذكر گرديد . در مورد هخامنشي نيز همواره با تغيراتي متداول بود زيرا دين اين دوره هم « زرتشت » بود و كيله مراسم و مناسك ديني به همان شيوه اجرا مي گرديد .

موسيقي اين دوره دنباله موسيقي مذهبي عصر مادها ست و با وجود اينكه از آهنگهاي اين دوره نشاني باقي نمانده است ولي با در دست داشتن كتاب ديني اوستا و اشعار آن مي توان به عمق انديشه و بلندي افكار آنها پي برد .

موسيقي نظام       

اين نوع موسيقي داراي ويژ گيهايي بود كه به منظور تهييج و بر انگيخته شدن روحيه سر بازان نواخته ميشد . در آن قواعد و اصول خا صي را به كار مي بردند وبيشتر از الحال رزمي استفاده مي كردند . از آنجا كه موسيقي از شرايط اجتماعي و اقتصا دي كشور بر مي خاست و شكل مي گرفت، به علت كشور گشاييها، رزمها و جنگهاي پي در پي پادشاهان.موسيقي به سازمانهاي حكو متي راه يافت و در اثر همين جنگها سرودهاي حماسي و جنگي ساخته شد.

 

سازهاي اين دوره

سازهاي دوره هخا منشي عبا رتند از : عود ، چنگ ، ني .، نوعي  ار غنون ( ساز دهني ) چغانه (نوعي قا شقك) با دو دست .سازهاي مو سيقي نظام شامل :

شيپور ، نقاره، كوس ،خر مهره ، دكامه ، دوناي ، دهل ، گادم ، جام ، جلجل ، نو عي ، نوعي طبل    ( تبير يا تبيره ) كرنا و سرنا .

فردوسي در حماسه هاي اين دوره كه به تاريخ نزديك است در توصيف پادشاهي چهارده ساله دارا سپر داراب آخرين پادشاه هخامنشي ، به سازهاي بزمي و زرمي اشاره مي كند .

سلوكيه   

در دوره سلوكيه چون يونانيان بر ايران حكومت مي كردند موسيقي اين عصر در تاريخ موسيقي ايران جايگاهي ندارد  از اين رو نگاهي گذرا به اين دوره داريم . پادشاهي يوناني نژاد سلوكي نيز به پيروي از اسكندر مقدوني به رواج موسيقي و ادبيات يونان در ايران پرداختند .  در نتيجه تمدن يونان وارد  ايران شد و اين دو تمدن در هم ادغام گرديد . در اين دوره يونان متمدنترين كشور غربي به شمار مي رفت ، در خصوص موسيقي و نت نگاري رشد بسياري يافته و در همين زمينه هم قوانين مهمي را تدوين كرده بودند ، و همين امر تاثير متقابل عميقي را بين موسيقي ايران و يونان ايجاد كرد .

سازه هاي اين دوره در شاهنامه 

فردوسي در شاهنامه تحت عنوان (( پادشاهي اسكندر 14 سال بود . )) به سازهاي بزمي و رزمي اشاره مي كند :

در ((آزمودن اسكندر پزشك هندوستان را )) مي سرايد :

بفرمود تا خون بياراستند                                                     نوازنده رود و مي خواستند

در ديدن (( اسكندر شگفتي ها شهر هروم )) سروده :

بپرسيد كاندر جهان بانگ رود                                      شنيدي و آواز مست و سرود

*********

نه من جنگ را آمدم با زنان                                                 بپيلان و كوس و تبيره زنان

فصل سوم :

رضا شاه از جمله كساني بود كه در تضعيف فرهنگ و موسيقي محلي و ملي ايران و جايگزيني فرهنگ غرب كوشا بود . رضا شاه پس از تغيراتي كه در ارتش ايجاد نمود ( اداره كل موزيك قشون ) را منحل و سازمان ( اداره كل موزيك ) به رياست سالار معزز جايگزين آن شد . اداره موزيك ارتش در سال 1300شمسي تشكيل شد و يكي از اقدامات مهم سالار معزز بود .

 

تحولات موسيقي در اين دوره :

سال 1300 تدريس سرود در استان هاي پايتخت آغاز گرديد . سال 1301 علي اكبر شهنازي ( تار) همراه آوز ميرزا حسين قلي تفرشي در گراند هتل به اجراي كنسرت مي پرداخت . اسفند 1302 علي نقي وزيري مدرسه موسيقي شخصي خود را با  نظامت سليمان سپانلو داير نمود . سال 1303 كلوپ موزيكال و اركستر موسيقي توسط وزيري تشكيل گرديد . در اين برنامه ها بيشتر قطعات وزيري اجرا مي شد كه گاه با خواندن خود او نيز همراه بود . سال 1304 اولين كنسرت هاي عمومي مدرسه موسيقي آغاز شد . سال 1305 اولين كنسرت مدرسه در سالن عمومي گراند هتل به مرحله اجرا در آمد در يازدهم اسفند همين سال دو پانتوميم به نام رقص دختر من و دزدي بوسه در سالن گراند هتل اجرا گرديد . سال 1306 اركستر مدرسه رهسپار رشت گرديد و مدرسه موسيقي تحت سرپرستي ابوالحسن صبا در اين شهر تاسيس گرديد در همين سال دوره دوم ضبط صفحه در ايران آغاز شد . در سال 1306 دومين دوره ضبط صفحه در ايران توسط كمپاني هاي ضبط صفحه آغاز شد . فروردين 1307 (  اپرت گلوخ ) وزيري با صداي روح انگيز و اشعاري از حسين گل گلاب در رشت و سالن گراند هتل به اجرا در آمد . اواسط سال 1307 بر اساس پيشنهاد مسيو ميلسپو مستشار مالي وزارت ماليه قانوني مبني بر ممنوعيت دريافت حقوق كارمندان از دو صندوق دولت در مجلس شوراي ملي تصويب شد . طبق اين قانون سالار معزز و سايرين خدمت نظام را بر وزارت معارف ترجيح دادند و استعفاي خود را نوشتند .

در سال 1307 رياست مدرسه موزيك به علي نقي وزيري واگذار شد و نام آن به مدرسه موسيقي دولتي تبديل شد و با حدود چهل هنر جو كار خود را آغاز كرد . سال1309 به منظور تدريس هنرهاي ملي هنرستان تاسيس شد . 8  ارديبهشت 1310 آخرين كنسرت عمومي وزيري اپرت شوهر بد گمان با اشعار حسين گل گلاب در گراند هتل به مرحله اجرا در آمد . بعد از 1310 كلاس هاي ابو الحسن صبا ( ويلن، ستار ، سنتور ) و پرويز ايرانپور ( پيانو ) و چند كلاس ديگر گشايش يافت . سال 1311 مهدي قلي هدايت ( مخبر السلطنه ) از مدرسه موسيقي بازديد كرد و پيشرفت كار مدرسه مورد تحسين نخست وزير قرار گرفت و اعتباري به مدرسه بخشيد و نام مدرسه موسيقي دولتي به موسيقي موسيقا تغيير يافت . از اول سال 1313 بر اساس قانون تربيت معلم نام مدرسه موسيقي به هنرستان موسيقي تغيير يافت . اوايل سال 1313 غلام حسين مين باشيان كه تازه از اروپا برگشته بود سرپرست اركستر بلديه شد . سال 1315 تعليم آواز كلاسيك غربي به برنامه هاي دوره متوسطه هنرستان عالي افزوده شد . سال 1317 اولين دوره مجله موسيقي (1320ـ1317) با حضور صادق هدايت ، نيما يوشيج و عبد الحسين نوشين تاسيس گرديد و هر سه نفر آنها تا شهريور 1320 با اين  مجله همكاري كردند . انتشار مجله موسيقي از اقدامات مثبت سال 1317 بود . در اين سال به تدريج كلاس هاي تعليم موسيقي سرود در تهران و ساير شهر ها  داير گشت . سال 1319 دورسيتال توسط روبيك گريگوريان نوازنده ويلن و خانم

فصل چهارم : موسيقي محلي(فولكلور)

(( ترانه هاي عاميانه با احنتياج هنري ملت تطبيق مي كند حسن هنر و زيبايي انحصار طبقات عالي و تربيت شده نيست نابقه هاي ساده نيز وجود دارند كه در محيط هاي ابتدايي تولد يافته ، احساسات خود را بي تكلف با تشبيهات ساده به شكل آهنگ ها و ترانه هاي ساده و عاميانه

 

بيان مي كنند گاهي به قدري ماهرانه از عهده اين كار بر مي آيند كه اثر آنها جاودانه مي شود اين نابغه هاي گمنام مؤلفين ترانه هاي عاميانه مي باشند ..))                                                                                                         صادق هدايت

 

ترانه هاي محلي اولين پايه تجربي موسيقي هر كشوري به شمار مي رود . غمها و شادي ها ، شكست ها و پيروزي ها ، قهرمانان و شخصيت هاي برجسته مردم  به اين موسيقي راه مي يابد  از اين رو از ارزش ويژه اي برخوردار است به عبارت ديگر سرمايه اصلي موسيقي يك كشور را مي توان نغمه هاي بومي و محلي آن كشور دانست همانطور كه هر گروه و جمعيتي از بشر براي بيان هدف و مقصود خود به ايجاد زبان و حرفه ويژه اي مبادرت ورزيده اند كه با يكديگر دسته هاي جامعه انساني فرق كلي دارد موسيقي هر قوم و ملتي به همين شيوه اختلاف يافته است متفاوت است . تراه و آواز مهمترين گونه موسيقي است كه معرف و بيانگر فرهنگ و خلق و خوور و حينه ويژه هر قوم و ملتي مي باشند و از نظر بين المللي در سطح پايين تري از موسيقي سازي قرار دارد .

كردستان :  

از آنجا كه موسيقي از ريشه هاي سنتي و مسايل كه مردم بر آن تكيه دارند سرچشمه مي گيرد موسيقي كردستان به دليل تارخ آنجا حالتي رزمي و كوبنده دارد و مردم آنجا موسيقي را جزئي از خود مي دانند و در بيشتر مراسم و آيين ها ازآن استفاده مي كنند چنانكه موسيقي در زندگي آنها ريشه اي محكم و ناگسستني دارد .

موسيقي كردستان :

موسيقي اين منطقه به علت هم جواري با موسيقي كردستان عراق با آن هم ريشه مي باشد و به دو صورت است .

الف : موسيقي بدون ساز

ب : موسيقي با ساز

1- موسيقي بدون ساز : اين نوع موسيقي بدون همراهي آلات موسيقي تنها با كلام همراه است و به صورت مرثيه  يا به شكل ريتمي خوانده مي شود و اشعار آن از مسائلي كه در ارنباط مسقيم با مردم است حكايت مي كند . به اين شيوة نمايش موسيقي هوره گفته ميشود از معروفترين اين نوع موسيقي مي توان « بيت » « دوحيران » و « هورا » را نام برد هوره به دو بخش است . الف : هوره اركوازي كه مسائل پيش گفته در آن بازگو مي گردد . ب : هورة مور . به اصطلاح ديگران « لاواندن » كه در توصيف شخص از دست رفته سروده مي شود ناگفته نماند كه در هر روستا و بخش بر پاية سنت و رسوم ويژة خويش هورة مخصوص به خود را دارد .

2- موسيقي با ساز : از نظر اشعار فرق زيادي با موسيقي بدون ساز ندارد تنها الف : هوره اركوازي كه مسائل پيش گفته در آن بازگو مي گردد ب : هورة مور كه به اصطلاح ديگران « لاواندن » كه در توصيف شخص از دست رفته سروده مي شود . در اين نوع موسيقي بيشتر از وسايل ساده استفاده مي كنند مانند ني يا زلع و يا چوب هايي كه درون آنها را مي تراشند و تهي ميكنند . موسيقي كرد را از نظر قدمت به دو گروه تقسيم كرده اند : 1- موسيقي باستاني 2- ترانه هاي ملوريك .

1- موسيقي باستاني : هوره ، مور ، لوره ، سياوچماند ، سياه چوبي و نغمه هاي سماعي سنتي

2- ترانه هاي ملوريك :كه از اشعار هيجاني گاهي عروضي تشكيل يافته است

بيت خواني موسيقي ديگري است كه در كوهستان وجود دارد . در اين نوع موسيقي وزن و قافيه رعايت نشده است و متنشكل از يك نغمةساده است كه در وصف جنگ سرداران و شخصيت هاي ملي سروده مي شود و حدوداً دويست داستان ملي ، مذهبي حماسي و عاشقانه از بيت خواني وجود دارد .

ساز هاي كردستان : 1- سازهاي ضربي ( كوبه اي  ) = دف ، د ايره ، دهل ، طاس و دوطبله . 2- سازهاي بادي : ني دوزله ، شمشال ، نرمه تاي ( بالابان ) .و سورنا ( تايه ) 3- سازهاي زهي : تنبور ، تار و كمانچه           

اصيل ترين و قديمي ترين رقص هاي كردستان عبارتند از : گريان ، خان اميري ، چپي ، فنا پاشايي ( سه جار )و ژنانه ( رقص مخصوص زنان ) كه با دهل و دايره و تنبك اجرا مي شود . كردستان خوانندگان بزرگي چون سيد علي اصغر كردستاني ، حسن زيرك ، عزيز شاهرخ ، مظهر خالقي ، محمد مامله ، استاد بهزاد كرمانشاهي ، درويش نعمت ، علي خراباتي ، شيخ حسن داودي ، حاجي خان ناظري را در خود پرورش داده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد. از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این

زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .

 چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟

چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.

به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در وبلاگ"مجله علمی کاشف فردا" به نشانی   آمده است: یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کند و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.

ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هر از گاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید.

چند چهره صمیمی را که به مضمون سخنان شما واکنش نشان می‌دهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید.

صحیح ایستادن نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار می‌دهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند.

به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز می‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بی‌علاقه یا اینکه دستپاچه‌اید.

سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوه‌های متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژست‌های خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی می‌کنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید.

وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره‌ کمک می‌کند تا رابطه‌ای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خنده‌ای که شما به چهره دارید به مخاطب می‌فهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را می‌دهد که نظرات شما را بپذیرند.

حالت چهره‌ شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر می‌کند.

انتخاب خوب لباس کمک می‌کند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید.

گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قوی‌تر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید...

مسلما" استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهره گیری از تکنولوژی آموزشی مانند استفاده از اورهد،پروژکشتن،سی دی ، کامپیوتر و ... ، کمک شایانی به جذابیت و مفید بودن سخنرانی شما و ماندگاری مطالب مطرح شده  خواهد کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

در مورد اثر بخشي مدرسه بايد بپرسيم كه مدرسه در رابطه با بعضي از مجموعه استاندارد ها چگونه عمل مي‌كند در عين حال براي ايجاد معيار ها ي اثربخشي، مباني احتمالي متعدد و جايگاهاي ارزشي مختلفي وجود دارد كه اين معيار ها مي تواننذ از آنها به وجود آيند.براي مثال آنچه كه ممكن است معلمين به عنوان نتايج مهم مدرسه تلقي كنند شايد بانظرات والدين، دولتمدارها، اجتماع محلي، حكومت يارسانه ها مطابقت نكنند.

همچنين امكان دارد كه يكي يا همه اين گروهها بر سرتعريف اثربخشي مدرسه احتمالا توافق نكنند بنابراين تعريف اثربخشي مدرسه هم فوق العاده پيچيده واحتمالا جدال آميزمي باشد.

يكي ازمسايل دررابطه با اثربخشي مدرسه عبارت از اين است كه تعريف كردن آن دردنياي واقعي نه تنها يك مساله تخصصي وعلمي است بلكه يك مساله وابسته به علم اخلاق نيزاست .وقتي كه كلمه اي مثل «اثربخشي» به طورگسترده مورد استفاده قرارمي‌‌‌گيرد باز معناي متعددي به خودگرفته ومي‌تواند بصورت وسيعي مورداستفاده واقع شود كه دقت در كلمه را ازدست مي‌دهد.مشكل ديگر مربوط مي‌شود به مساله «اثربخشي براي چه كسي»

حتي اگر توافقي برسرتعريف اثربخشي پيش آيد سئوالات مربوط به ارزش تحصيلي هنوز به قوت خودباقي هستند.

دربحث آموزشي اصطلاح «اثربخشي» غالبأ باكيفيت آموزشي ارتباط پيدا مي‌كند.بعضي موُلفين با صحبت كردن از «كيفيت» كلي موسسه آموزش‌، به كلمه معني وسيعتري مي‌دهند. ساير مفاهيمي كه بعنوان كلمات هم معني بااثربخشي مورد استفاده قرارمي گيرندكارآمدي، بهره وري وبقاي يك سازمان راشامل مي‌شوند.چنين مفاهيمي بطور نزديكتري بارابطه وسيله_ هدف متناسب است كه بصورت تلويحي درقضاوت اثربخشي مدرسه وجوددارد.

وقتي اثر بخشي در يك پديده آموزشي كاربرد پيدا مي‌كند به آن ميزاني اشاره مي‌كندكه وسايل و فرايندهاي آموزشي منتج به دستيابي اهداف يا نتايج آموزشي مي‌شود. به زبان ساده در يك مدل سيستمهاي «درون داد- پردازش - برون داد» آموزشي، مي توان به اثربخشي به عنوان تبديل درون دادها به برون دادهاي مطلوب بوسيله ي پردازش اشاره كرد .در مجموع اصطلاح «اثر بخش» متضمن اين است كه نوعي اندازه گيري انجام گرفته است. در حيطه‌ي ادبيات اثر بخشي مدرسه، هدف اصلي عبارت است از قضاوت اينكه تفاوتهاي موجود در منابع، فرايندها و اصطلاحات سازماني به نتايج عملكرد شاگرد تاثير مي‌گذارد و اگر چنين است به چه طريق، تحقيقات اثر بخشي مدرسه عمدتاً به وسعت اختلاف موجود بين مدارس و سنجش دقيق اينكه مدارس چه مقدار تفاوت در عملكرد شاگردان ايجاد مي‌كنند پرداخته است.

يكي از مشكلات بارز تحقيق روي اثربخشي مدرسه عبارت است از پرداخت به قضاوت وسنجش عملكرد. كل مساله تلاش مي‌كند تا حدودي به قضاوت عيني در مورد عملكرد سازماني دست يابد اما اين مساله خالي از مشكلات اخلاقي و متدولوژي نيست . به طرز فزاينده‌اي، افراد متخصص در تعليم و تربيت اظهاراتي درباره‌ي اثر بخشي مدارس/ دانشكده‌ها انجام مي‌دهند اما غالبا معيارهايي كه آنها در انجام چنين قضاوتها به كار مي‌گيرند به طور قابل توجهي از همديگر متفاوت هستند . براي غالب پژوهشگران، مفهوم «اثر بخشي» به سنجش موفقيت هاي شاگرد كه براي تمامي محصلين حاصل شده ارتباط پيدا مي‌كند. در مطالعات انجام شده روي اثر بخشي مدرسه معمولا نتايج سنجش/ آزمون به عنوان وسيله اي براي مفايسه‌ي عملكرد شاگردان استفاده مي‌شوند. اين نتايج سنجش/ آزمون توسط پژوهشگران اثر بخشي مدرسه به عنوان مهمترين نتايج تحصيل تلقي مي‌شوند. ساير پژوهشگران مربوطه معتقدند كه نتايج با اهميت يكسان ديگري هم وجود دارند كه به رويكردهاي خيلي متفاوت منجر مي‌شوند.

ولي حول محور يك سري از شاخص هاي برون داد دور مي‌زند كه در سطح آگاهي عمومي قرار دارند‌، بنابر اين شاخص هايي كه تقريبا در هر گونه مجاورت درباره‌ي شاخص هاي اثر بخشي، به ظاهر قضيه وابسته هستند. اينها به عنوان محصولات يا برون داد سيستم آموزشي تلقي مي‌شوند. اينها شامل نتايج خام امتحاني يا نمرات آزمودني هستند كه هيچگونه توجهي به موفقيت هاي قبلي دانش آموزان ندارند .

دومي و نوع وسيعتر اندازه گيري، شامل داده هايي همچون نرخهاي مدرسه گريزي ، نرخهاي ماندن در پايه ي آموزشي و داده هاي مقصد مي‌شود‌. اين رويكرد دوم به مراتب بيشتر اجازه مي دهد تا ديدگاه التقاطي از اثر بخشي سازمان داشته باشيم.

بطور خلاصه البته تمامي اين اندازه گيريها شاخص هاي برون داد هستند به اين مفهوم كه تا حدودي آنها حاصل آن چيزي هستند كه در داخل مدرسه اتفاق مي افتد www.zibaweb.com.

بطور روشن انواع ديگري از شاخص ها وجود دارد كه ممكن است مؤسسات در نظر بگيرند. براي مثال امكان دارد كه شاخصهايي رادر نظر گرفت كه با فرآيند ها سرو كار دارند مثل ابعاد تدريس و يادگيري اگر چه تهيه و استفاده از اينها بمراتب سخت تر هستند 0

ساخت شاخص هاي فرايند كامل براي مدارس يك مشكل است همانگونه كه بيشتر توجه شد استفاده از تعدادي از شرايط لازم كسب شده توسط شاگردان بمراتب آسانتر از ساختن شاخص هاي دقيق فرايند است در عين حال پژوهشگران بحث مي كنند كه اندازه گيريهاي ارزش افزوده كه به فاكتور هاي فرايند توجه دارند شاخص هاي به مراتب معتبرتري از اثربخشي سازماني هستند تا اندازه گيريهاي خام. در واقع اثربخشي مبتني بر اندازه گيري ارزش افزوده مي‌باشد، به عبارت ديگر مدرسه اي كه در آن شاگردان و ساير عوامل بيشتر از آنچه كه در شرح وظايف سازماني آن انتظار مي‌رود و از سطح ساير مدارس هم سطح خود فراتر رفته و پيشرفت نمايد. وبه نسبت ساير مدارس شاگردان آن پيشرفت بيشتري داشته باشند.

در اين اندازه گيري بايد سوالات زير را در رابطه با محيط مدرسه در نظر گرفته و پاسخ داد.

-                           اثر بخسي مدرسه چگونه اندازه گيري مي‌شود؟

-                           چه معيارهايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد ؟

-                           چه كساني در انجام چنين قضاوت هايي دخيل اند ؟

در اكثر مطالعات انجام يافته در خصوص اثر بخشي مدارس در زمينه رفتار دانش آموزان صرفا به معيار هاي اندازه گيري تحصيلي تكيه نموده اند اما بايد دقت نمو د كه آموزش و پرورش ما در مدارس تنها منحصر به يادگيري و آموزش عتوم مختلف نيست بنابراين به اين ملاك بايد بزهكاري، نگرشها، خودپنداره ها، فوق برنامه ها ،مهارت هاي اجتماعي و بسياري از مسائل مربوط به امور تربيتي را افزود تا متوجه شد كه آيا مدارس اثربخش در مقايسه با ساير مدارس فرصت هاي زندگي بهتر را براي دانش آموز ايجاد مي‌كند. البته در اين مورد نقش خانواده و جامعه شايد بيشتر از مدرسه باشد اما بايد اين نكته را در نظر گرفت كه مدرسه خانه دوم وجزئي از جامعه اي است كه او در آن رشد مي‌كند. همچنين بايد خاطر نشان ساخت دانش آموزان در سطوح راهنمائي ودبيرستان به دليل كم شدن وابستگي شان نسبت به خانواده وتمايل به دوستان و محيط هاي اجتمائي در مقايسه به دانش آموزان كم سال تر تاثير بيشتري از اثربخشي مدارس مي‌توانند داشته باشند. موضوعات مختلف نيز از لحاظ اثر پذيري با همديگر متفاوتند كه بايد ميزان اثر پذيري آنها در طي تحقيقات مشخص گردد.

بنابراين با در نظر گرفتن سن، جنس، زمينه هاي تربيت خانوادگي و اجتماعي و موضوعات مختلف بايد اثربخشي مدارس را در زمينه هاي متفاوت مورد توجه قرار داد. هرچند كه پاسخ به اين سوال كه آيا مدارس اثر يكساني بر جنبه هاي مختلف پيشرفت و رشد شاگردان دارند بسيار سخت است وكارهاي اوليه در مورد اثر بخشي مدرسه مطرح مي شود كه در راستاي يك سري از دست آوردها بطور يكسان موثر هستند و ممكن است بطور متفاوت در زمينه هاي مختلف اثر بخشي داشته باشند كه البته اين امر در مورد نتايج تحصيلي وتربيتي نبوده در

درون مسائل تحصيلي وتربيتي نيز صدق مي‌كند همين تاثيرات اثربخش در زير گروه ها باعث گسترش مساله بررسي اثر بخشي مدارس در خصوص مسائل تربيتي وتحصيلي مي شود كه البته جدا كردن اين دو مقوله و توجه به يكي از آنها مقبول ومعقول به نظر نمي‌رسد بنابراين بر مديران مدارس است كه با نياز سنجي آگاهانه و با توجه به اهداف، مقاصد، ويژگيها، امكانات و شناختي كه از نيازها و ساخت فكري و تربيتي دانش آموزان خود دارند در سطح وسيعي از نيازهاي تربيتي و تحصيلي به فعاليت بپردازند.

خلاصه :

در اين بخش مشخص شد كه تعريف اثر بخش بودن مدرسه امري پيچيده و بسيار گسترده مي باشد كه نيازمند تحقيقات وسيع و دامنه دار ‌اشد تا مشخص شود چه مدت وبا كدام دانش آموز ودر چه محيطي، روي چه موضوعي كار انجام گيرد .تا به اثربخشي واقعي برسد.

وظايف مديران در مدارس اثر بخش در مساعل مربوط به امور تربيتي :

اثر بخشي مدارس در مسائل تربيتي را در چهار زمينه بررسي مي كنيم كه هر كدام تاثيرگذاري خود را تحت نظر  مدير مدرسه و با حمايت و هدايت او انجام مي دهند 

1-                   مديريت مدرسه و معلمان

2-                   محيط مدرسه و ابزار ووسايل

3-                   دانش آموزان

 

1- مدير و معلمان :

سبك مديريت در مدارس مهم ترين عامل در رسيدن به اثر بخشي مي‌باشد بنابراين وقتي كه تلفيقي از رهبري مستحكم باروند تصميم سازي كه در آن تمامي معلمين احساس مي‌كنند كه نظرات آنان ارايه شده اند معلوم

مي‌شود كه دست آورد هاي يادگيري مطلوب تر هستند. رهبران مدرسه ي اثربخش در مديريت افراد كاردان قابل اعتماد بوده و داراي توقعات بالايي از كادر هستند.

همچنين معلوم مي‌شود كه پاسخهاي شاگردان در كلاس مطلوبتر است وقتي كه تركيبي از مديريت قوي از سوي مدير و معلم وجود داشته باشد و همچنين از آن جا كه شاگردان احساس مي‌كنند كه نظرات آنان منعكس مي‌شود‌. مديران و معلمين اثر بخش مثل راهبران مدارس اثربخش اعتماد افراد را مي طلبند وتوقعات بالايي از موقعيت شاگردان را خوستار هستند. بعلاوه مدارسي كه اثربخش هستند تمايل دارند آن مدارسي باشند كه در آن سبك رهبري با مشاوره اي بودن و آنجا كه احساس شود نظم وهدف وجود دارد تعريف مي شود . تحقيق نشان داده است كه همچنين موفقيت شاگرد تمايل به بالا بودن در كلاس درسي دارد كه آنجا معلم با شاگردان در باره يادگيري آنان مشورت نموده واز نظرات شاگردان استقبال مي كند.

عموما مدير و معلم اثربخش به عنوان شخصي تعريف مي‌شوند كه بهروزي شاگردان را در محوريت توجه خود داده است. رهبر مدرسه‌ي اثربخش نيز به اين شيوه تعريف مي‌شود رئيس اثر‌بخش به عنوان كسي كه قادر است كادر را علاقه مند و جسور ومتهورو به چالش بكشاند ودر بهرانها مسئوليت نهايي را بر عهده بگيرد.

همچنين معلم اثر بخش كسي است كه قادر است شاگردان را علاقه مند و جسور و متهورنموده وبه چالش بكشاند اما در عين حال كسي است كه در هدايت يادگيري آنان مسئوليت نهايي را بر عهده مي

در دوران مدارس اثر بخش نشان داده شده است كه روش كار تعاوني و همراه با تشريك مساعي مشخصه بارز اين مدارس مي باشددر اين مدارس به پيشرفت كادر نقش بالاي داده مي‌شود و به عنوان وسيله اي براي ايجاد نو

آوري وتداوم پيشرفت برنامه درسي تلقي مي شود . در مدارس اثر بخش تك تك معلمين تشويق مي شوند كه خود يادگيرنده باشند و كادر تشويق مي‌شود كه در يادگيري از همديگر وباهمديگر تشريك مساعي نمايند. معلوم شده است كه اين رويكرد گروهي محيطي را فراهم

مي‌كند كه در آن مي‌توان يادگيري معلم را ايجاد كرد مورد آزمايش قرار داد پالايش نمود ودر مقابل نيازهاي سازمان ودر متن يادگيري ديگران مورد بررسي قرارداد.

همكاري و كار كردن با ديگران به همان نسبت براي يادگيري اثر بخش مهم مي باشد كه در كلاس درس اثربخش مهم است و يادگيري شاگرد از منظر وسيعتري ملاحظه مي‌شود تا يادگيري فردي وكار گروهي كه اساسا در پرورش ورشد مهارتهاي اجتماعي مهم مي‌باشد. در كلاسهاي درس اثربخش معلم يادگيري را رهبري مي‌كند يعني با فراهم آوردن انواع مختلف تكاليف كه به موقعيت هاي فردي گروه كوچك وگروه بزرگ مي‌پردازد تمامي شاگردان را در امر ياد گيري وارد مي‌كند.

يادگيري اثربخش حمايت و پاداش در انگيزش يادگيري و موفقيت را طلب مي كند .كلاس درس اثر بخش شاگردان را در مشاركت تشويق نموده و نشانه‌ي مثبتي براي شاگردان فراهم مي‌آورد . مبتني بر اينكه به آنها ارزش داده مي‌شود. براي اينكه يادگيري اثربخش اتفاق افتد تشويق همراه با توازن موجود بين حمايت و چالش اساسي و ضروري مي‌باشد. همچنين حفظ توازن ما بين حمايت و چالش در پيشرفت معلم مهم مي‌باشد. در مدارس اثربخش كادر احساس علاقه مندي كرده ودر يادگيري و پيشرفت شغلي خودشان حمايت مي‌شوند. در كلاسهاي اثربخش لازم است كه به شاگردان به منظور يادگيري بهينه حمايت و تشويق مثبت داده شود .

يافته هاي پژوهشي نشان مي‌دهد كه بهبود مداوم مدارس از طريق تحول فرهنگي و نگرش جديد از مدرسه به عنوان مؤسسه‌ي يادگيري به بهترين وجه حاصل مي‌شود . اين نظرات قبلا توسط نويسندگاني كه براهميت پيشرفت كار در توسعه ي مدرسه تاكيد مي كنند رواج پيدا كرده است مفهوم مؤسسه‌ي يادگيري مفهومي است كه بر اين تفكر استوار است كه مدرسه راهش به طرف جلو ((ياد مي‌گيرد)) يعني مدرسه يك سيستم يادگيري است يافته

هاي تحقيقي نشان مي‌دهد كه مؤسسات يادگيري نياز به جو يادگيري دارند كه پيشرفت كادر و همكاري را حمايت  وپشتيباني مي‌نمايند. مدارس اثربخش تاكيد اصلي رابر يادگيري فردي و تشكيلاتي قرار مي‌دهند .درقياس با مدارس كلاس هاي اثر بخش جو يادگيري متمايزي دارند در درون كلاس هاي اثر بخش تمركز روشني بر تدريس و يادگيري وجود دارد. معلمين وقتي در كلاسها قادر به فعال نمودن و اداره كردن فرايند يادگيري به طرق مختلف هستند خيلي موفق و اثربخش هستند . براي مثال تاكيد بر تفكيك و سبكهاي تدريس و يادگيري درسترسي وسيع تر به برنامه‌ي درسي را در اختيار شاگردان مي‌گذارند كه به روشني امكانات بيشتري براي يادگيري و موفقيت فراهم مي آورد . خلاصه، كلاسهاي اثر بخش و مدارس اثربخش جو يادگيري را بوجود ‌آورد

مدارس اثر بخش آن مدارسي هستند كه تاسيس شده اند تا چرخه‌ي برنامه ريزي مداوم اجراء و كنترل و ارزيابي كه كادر را در بر گرفته و آنهارا حمايت مي كند را تثبيت نمايد. اين كار هدايت و راهنمايي كادر را در طول زمان فراهم مي آورد .معلمين اثر بخش همچنين برنامه ريزي مداوم و اجرء و نظارت و چرخه‌ي يادگيري تعمقي را بر قرار مي‌كنند كه شاگردان را در فرايند يادگيري حمايت كنند چنين سيستم هاي كنترل و ارزيابي در كيفيت آموزشي كه توسط مدرسه و توسط تك تك معلمين در حال ارائه شدن است اساسي ‌مي‌باشند. هم مدارس اثر بخش و هم كلاسهاي اثر بخش آنهايي هستند كه به طور قوي شيوه هاي باز خورد در آن بر قرار است.

مقايسه بين فرايندهاي مديريتي در درون مدارس اثر بخش و مديريت كلاسهاي اثر بخش شباهت هاي تكان دهنده اي را نشان مي‌دهد، از نقطه نظر رهبري، برنامه ريزي، بازنگري، و يادگيري، اعمال مديريت اثر بخش مدرسه در درون مديريت كلاس اثر بخش منعكس مي‌شود. وجود اين توازن منطق ارتباط دادن تحول در سطح- مدرسه و تحول در سطح كلاس درس را تقويت مي‌كند.معمولا اشاره به نياز مضاعف برتاكيد و بر پيشرفت

معلم و توسعه‌ي مدرسه براي تحول تشكيلاتي اثر بخش دارند .مهم تر از همه، مقايسه نشان مي‌دهد كه تحصيل اثر‌بخش به مراتب بيشتر در دست حرفه‌ي تدريس قرار دارد تا در تئوري توسعه و تحقيق تجربي. نهايتا اين شخص معلم است كه تفاوت در عملكرد مدرسه را بوجود خواهد آورد.

تحقيق در مورد اثر بخشي مدرسه نشانه‌ي روشني از اينكه مدرسه‌ي اثربخش به چه چيزي شباهت دارد را فراهم كرده است و تحقيق در اثر بخشي معلم در تفصيل آن راهبردهاي تدريسي كه به موفقيت فزاينده‌ي شاگرد منتهي مي‌شوند خيلي دقيق بوده است. در نتيجه، اقدام بعدي

براي مدارس بايد مبناي استفاده‌ي فعال از دانش اثربخشي معلم و مدرسه به منظور اهداف بهبود سازي مدرسه باشد. اما واضح است كه كار عملي و تجربي بيشتري مورد نياز است . در اذعان به اهميت معلمين در اثر بخشي مدرسه و بهبود به حركت فراسوي يافته هاي لفظي تحقيق به واقعيت بكار گرفتن مدير و معلم نياز است. چالشي كه در هر دو مورد فرا روي محققين قرار دارد عبارت است از چكونگي تقويت  مديران و معلمين براي انجام كمك واقعي به بحث بهبود مدرسه و اثربخشي مدرسه. اگر قرار است كه آنان  بيشتر در اين كار كشيده شوند بايد حركتي از الگوهاي ايستاي تحقيقي به طرف شيوه ي پوياي نگرش نسبت به مدارس و كلاسهاي درس بوجود آيد.

بعلاوه، هر دو زمينه نياز به تشويق و تسهيل تحقيق معلممداري دارد كه در زمينه ي تحول كلي در سطح كلاس و در سطح مدرسه پژوهش و جستجو مي كند .موفقيت آتي تحقيق در اثر بخشي مدرسه و بهبود مدرسه در پذيرش امر ايجاد مشاركتهاي تحقيق با مديران و معلمين قرار دارد . امكان واقعي و اميد به بهبود مداوم مدرسه در آنجا واقع است .

2-  محيط مدرسه و ابزار و وسايل :

كليه‌ي فعاليت هاي رهبري و هدايت مديران، تلاشهاي معلمان و يادگيري دانش آموزان مي‌بايست در محيط مدرسه و به كمك وسايل و ابزاري باشد كه لازمه‌ي فعاليت و ياري دهنده آن خواهد بود. چون مدرسه‌ي اثربخش مي‌خواهد برون داد و نتايجي فراتر از مدارس معمولي داشته باشد بنابر اين بايد از نظر كمي و كيفي نيز جوابگوي برنامه هاي اجرايي در جهت اهداف والاي تربيتي را داشته باشد . از جمله اين ملزومات مي‌توان به ساختن محيطي واقعي از جامعه اي پويا در مدرسه و تبديل آن به محلي براي رشد و بالندگي و جذب دانش آموزان و انجام فعاليت هاي پرورشي بجاي جذب شدن به مراكز و منابعي خارج از مدرسه كه همه روزه با زرق و برق هاي مختلف مي‌باشد كه بر روي علايق و سليقه هاي مختلف برنامه ريزي‌هاي خاص دارد . همچنين در تهيه‌ي مواد و وسايلي كه در فناوري اطلاعات و ارتباطات مورد استفاده قرار مي‌گيرد نيز از لحاظ كيفي و كمي توجه صورت پذيرد.

3- دانش آموزان

در ايجاد يك مدرسه‌ي اثر بخش تمام فعاليت ها و عوامل دخيل در آن حول محور دانش آموز در حركتند اگر اين حركت همراه و همگام با دانش آموزاني اثر پذير باشد حصول نتيجه لازم دور از انتظار نيست در غير اينصورت مدرسه‌ي اثر‌بخش بدون دانش آموز اثر‌پذير بي‌معني خواهد بود. بنابراين بايد برنامه‌هاي لازم جهت انعطاف پذيري دانش آموزان در اجراي برنامه‌هاي تربيتي را به اجرا در آورد.

پس مدرسه به اهداف اثر بخشي خود دست خواهد يافت اگر:

- مديران و معلمان در مسائل تربيتي فعال بوده و با نگاهي دقيق قسمت‌هاي مختلف برنامه‌ي خود را بررسي و براي رفع نيازهاي تربيتي دانش آموزان برنامه‌هاي مناسب را طرح‌ريزي و به اجرا در آورند .

- اگر برنامه هاي تربيتي مورد نياز با توجه به اشتياق و استعداد دانش آموزان ارائه شود جذابيت و تنوع در پي داشته و مورد قبول آنان واقع مي‌شود.

- مقدار، تكرار و زمان برنامه هاي اجرايي بايد مطابق ميل و نياز شاگردان باشد .

- برنامه ها حس خود شكوفايي، عزت نفس، محبت و امنيت را در دانش آموزان پرورش دهد .

- تفكر انتقادي، منطقي بودن و كسب تجربه را به دانش آموزان بياموزد .

- از ميزان پيشرفت دانش آموزان در امور مختلف تحصيلي وتربيتي ارزشيابي را داشته باشد

- از اوليائ دانش آموزان به عنوان ناظر و حتي ياري دهنده در امور تربيتي استفاده هاي لازم را بنمايد

- سوابق پرورشي دانش آموزان را همواره به عنوان سندي در راه كمك به پسشرفت و تعالي او به دقت ثبت ودر اختيار افراد صاحب صلاحيت داشته باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

به راستي در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفي را دنبال مي کنيم؟ چه کسي را ارزيابي مي کنيم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشي يا هر سه را؟ آيا به راستي آن که در جريان يک آزمون کتبي دو ساعته، بالاترين امتياز را مي آورد، همان است که هدف هاي آموزشي در مورد او بيشتر تحقق پيدا کرده است؟ آيا به واقع با اين شيوه آنچه را بايد اندازه گيري کنيم، اندازه مي گيريم؟
ما معلمان زماني دانش آموز بوده ايم. در آن زمان خيلي خوب احساس مي کرديم و باور داشتيم که بسياري از ارزش هاي خوب همان هايي هستند که قابل اندازه گيري نيستند، ولي امروز آن باور را فراموش کرده ايم. واژه
  ارزشيابي به معناي يافتن ارزش هاست. يافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرايند آموزش و تلاش براي يادگيري و آموختن حاصل مي شود.
به عنوان معلم بايد عميقا باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتي را که بدون توجه به تفاوت هاي فردي، به دنبال يافتن نقطه ضعف هاست، رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي هاي او را شناسايي کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس اين باور عمل کند که آموزش و ارزشيابي فرايندهايي در هم تنيده اند.
ارزشيابي يک فرايند نظام يافته (سيستماتيک) براي جمع آوري، تحليل و تفسير اطلاعات است تا تعيين شود که آيا هدف هاي موردنظر تحقق يافته اند يا در حال تحقق يافتن هستند و به چه ميزاني؟
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به نمره دادن و صدور گواهينامه خلاصه نمي شود بلکه يکي از اهداف اصلي آن کمک به معلم در شيوه هاي آموزشي خود و رفع نواقص يادگيري دانش آموزان است، در صورتي که ارزشيابي صحيح و مناسبي صورت نگيرد، تبعاتي همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمايه هاي مادي و انساني، افزايش نرخ مردودي و تکرار پايه، اختلال در رشد عاطفي دانش آموزان، از ميان رفتن خلاقيت و... را در پي خواهد داشت. بنابراين مشاهده دانش آموزان در کلاس
  درس، آزمايشگاه و ساير موقعيت هاي پرورشي، استفاده از گفت وگوهاي غيررسمي و مصاحبه، بررسي کارهاي علمي دانش آموزان، اجراي آزمون هاي مختلف و... از مهمترين فعاليت هاي آموزشي معلمان قلمداد مي شود.

پيشينه

طي قرن هاي متمادي در آموزش و پرورش سراسر جهان انتخاب بهترين استعدادها براي تحصيل صورت مي گرفت.
قسمت اعظم نيروي معلمان و مديران هم بدين کار اختصاص مي يافت که در هر يک از مقاطع تحصيلي تعيين کنند کدام دانش آموز را بايد از ارتقا به مراحل بالاتر بازداشت و آنان را از دستگاه آموزش و پرورش طرد کرد. عالي ترين مرحله تحصيل را ورود به دانشگاه و گذراندن دوره آن مي دانستند و بدين ترتيب از هر 100 دانش آموزي که تحصيلات رسمي را آغاز مي کرد، فقط در حدود 5 نفر، از نظر خصوصيات طبيعي و پرورشي، شايسته ورود به دانشگاه تشخيص داده مي شد. در مورد 95 نفر ديگر هم علاقه چنداني از طرف متخصصان تعليم و تربيت ابراز نمي شد و نتيجه اين جريان انتخاب، به ويژه هنگامي که اين تصميم خيلي زود (در حدود 12 و 13 سالگي) اتخاذ مي شد، آن بود که بيشتر کودکان طبقه کارگر هر چه زودتر از صحنه مدارس خارج شوند. در گذشته در سراسر جهان، آموزش و پرورش را مجموعه اي از يادگيري ها مي دانستند که ظاهرا مي بايست به تدريج از سال اول تا آخر از آسان به مشکل تنظيم مي شد. قرن ها آموزش و پرورش را به صورت مخروطي تصور مي کردند که تقريبا تمام افراد گروه هاي سني ابتدايي در قاعده آن قرار مي گرفتند و هر چه بالاتر مي رفتيم، تعداد افراد تقليل مي يافت و فقط عده
  معدودي به راس هرم مي رسيدند.
هر نوع آزمايش و امتحاني را بدان جهت به کار مي بردند که تعيين کنند به چه کساني مي توان حق ارتقا به مرتبه بالاتر را داد. در اين جا امتحان يا هر نوع ارزشيابي ديگر، به منظور اتخاذ تصميم هاي مهم و غالباغير قابل تغيير در مورد وضع آينده هر يک از دانش آموزان در دستگاه آموزش و پرورش به کار برده مي شد. نتيجه حاصل از اجراي اين نظام، اثر نامطلوب آن بر امر آموزش و بر رفاه دانش آموزان بود.

ارزشيابي معتبر به همراه آموزش معتبر امکان پذير است

علماي فن آموزش  و ارزشيابي معتقدند که قبل از اين که معلم در طراحي يک سيستم  ارزشيابي معتبر بکوشد، بايد شيوه آموزش خود را اصلا ح کند. آنان معتقدند که تنها زماني معلم مي تواند به شيوه معتبر ارزشيابي رو کند که شيوه آموزش او اعتبار داشته باشد. آنان براي چنين

آموزشي  ويژگي هاي زير را قايل  اند.
 

1- آموزش بايد با پژوهش همراه باشد: دانش آموز هنگامي که عملا  تحقيق مي کند، در ساخت مفاهيم سهيم مي شود.
2-آموزش
  بايد سعي  در تلفيق دانش داشته باشد: آموزش  دانش هاي  مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز  باعث  مي شود تا او نتواند از آموخته ها در زندگي  روزمره خود که  کاربرد تلفيقي آموخته ها  را مي طلبد، استفاده کند.
3- ارزشيابي ارزشي
  بيش از  موفقيت در جلسات امتحان داشته باشد: علماي  آموزش معتقدند که آموزش هاي رسمي بايد در خارج از کلا س  و در زندگي  روزمره کاربرد داشته باشد. بنا بر اين دانش آموزان بايد مهارت هاي لا زم براي زندگي کردن را در مدرسه فرا بگيرند.
4- زندگي گروهي فرد
  را  اصل قرار دهد: توجه به کار گروهي، بايد جاي خود  را در برنامه آموزش و نيز ارزشيابي باز کند تا به آنها اعتبار ببخشد.
5 - افراد را به يک فراگير مادام العمر تبديل کند: آموزش بايد شيوه هاي يادگيري را به فراگير بياموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آن چه را نياز دارد بياموزد، بدون آن
  که نيازمند آموزگاري باشد.

انواع شيوه هاي نوين ارزشيابي

1- سنجش و ارزشيابي با رويکرد پويا و رشد دهنده = ارزشيابي مستمر
خصلت عمده اين
  نوع ارزشيابي در پويايي  و گستردگي  آن است و از معلم   انتظار اقداماتي فراتر از آزمون هاي سنتي را دارد، تا تصويري کلي  از تماميت شخصيت  دانش آموز ارائه دهد. از نتايج اين نوع سنجش و ارزشيابي در جهت رشد و ارتقاي دانش آموز استفاده مي شود و مهم تر از همه اين که از هر دانش آموز توقع رشد و بالندگي را د رحد توان خود او دارد.  در اين رويکرد فرايند ارزشيابي با فرايند آموزش در هم تنيده، جاري و مستمر است. از نتايج  اين سنجش براي مقايسه  يا نمره دادن به دانش  آموزان استفاده نمي شود. امروزه اين شيوه سنجش که تفاوت هاي فردي دانش آموزان را مي پذيرد و به قابليت رشد هر يک اعتقاد دارد، در نظام هاي پيشرفته آموزشي  مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشيابي هاي معتبر شده است. 

نقش ارزشيابي مستمر در فرايند آموزش  چيست ؟www.zibaweb.com

ارزشيابي مستمر يا سازنده بخشي از فرايند  آموزش تلقي  مي شود. به اين  معنا که ارزشيابي در جريان آموزش جاري است و معلم به طور مرتب با  آن درگير است. ارزشيابي مستمر  در طراحي برنامه درسي  معلم جاي خاصي دارد. يعني معلم  از نتايج سنجش مستمر در تعيين گام بعدي خود در آموزش استفاده مي کند و به اين دليل است که آموزش و ارزشيابي در هم تنيده مي شوند و دانش آموز رشد مي کند. ارزشيابي تشخيصي هم نوعي ارزشيابي مستمر و سازنده است، زيرا هدف آن دريافت کاستي ها و مشکلا ت و خطاهاي احتمالي دانش آموز است تا در طراحي مراحل بعدي آموزش مورد استفاده قرار گيرد.
درسنجش و ارزشيابي رشد دهنده، استفاده از نتايج ارزشيابي حد اقل به اندازه جمع آوري آنها اهميت دارد. در فرايند چنين ارزشيابي دانش آموزان نقش اساسي
  دارند، چون آنان هستند که در مرکز يادگيري قرار دارند و نقش  اصلي  را در پرورش يا اصلا ح  يک آموخته ايفا مي کنند. هر چه دانش آموزان   بيشتر درفرايند آموزش سهيم شوند، بهتر و بيشتر مي توانند آموخته هاي خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند يا بهبود بخشند; به عبارتي  شيوه آموختن را بهتر ياد مي گيرند.
به يک مثال که در آن به نقش ارزشيابي در فرايند آموزشي مي پردازند، توجه کنيد:
فرض کنيد معلم دانش آموز را در فعاليتي درگير کرده است تا از اين طريق اطلا عات مناسبي درمورد حدود آموخته هاي او جمع آوري کند. او در اين راه از شيوه هاي مختلف استفاده مي کند، با دانش آموز گفتگو مي کند، بر کار او نظارت دارد... سپس اطلا عاتي که جمع آوري کرده است، تفسير مي کند. در اين کار معلم ضمن توجه به هدف ها، به تجارب و يافته هاي قبلي دانش آموز نيز توجه دارد.
 
بنابراين زماني که دانش آموز را ارزشيابي مي کند، با توجه به هدف هاي آموزشي، به جزئيات پيشرفت دانش آموز و بهبود يافته هاي او نيز نظر دارد. در اين فرايند دانش آموز نيز نقش دارد، زيرا فرصت مي کند تا کار خود را ارزيابي کند و دريابند که تا چه حد رضايت بخش است يا اين که مي توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتيجه آن جزئي از فرايند تعاملي است که بين معلم و دانش آموز انجام مي شود و بخشي از هدف ارزشيابي مستمر و

رشد دهنده است.
براي ارزشيابي مستمر چهار نوع ارزشيابي پيشنهاد مي شود:
1- پرسش هاي کلاسي و آزمونک ها
2- ارزشيابي فعاليت هاي کلاسي
3- ارزشيابي خارج از کلاس
4- ارزشيابي از تکاليف
1- ارزشيابي از پرسش هاي کلاسي و آزمونک ها:
پرسش هاي کلاسي: پرسش هايي هستند که در جريان کلاس مطرح مي شود هدف از اين پرسش ها يادآوري پيش نيازهاي يادگيري براي درس کلا س، جمع آوري ايده ها و اطلاعات دانش آموزان در ارتباط با يک موضوع و مواردي از اين قبيل و يک دانش آموز طي يک دوره آموزشي چندين بار مورد پرسش قرار مي گيرد و در ليست علامت گذاري مي شود.
آزمونک ها ابزاري براي ارزشيابي تدريجي هستند در اين نوع ارزشيابي هدف نمره دادن نيست بلکه منظور اين است که در هر مرحله هدف هاي رفتاري معين ميزان پيشرفت فراگيران چگونه است و تا چه مقدار به اهداف آموزشي دست يافته اند بنابراين لازم است آزمونک ها پيشرفت گام به گام هدف ها را بسنجند و در پايان تدريس يک يا تعداد معدودي از هدف هاي رفتاري مربوط به هم انجام شوند.
2- ارزشيابي فعاليت هاي کلاسي:
فعاليت هاي کلاسي که ممکن است فردي يا گروهي انجام شوند مهمترين بخش ارزشيابي مستمر است.
بنابراين ارزشيابي فعاليت کلاسي نمره دادن به پرسش هاي کلاسي نيست بلکه ارزشيابي روند شکل گيري و پيشرفت مهارت ها و نگرش ها است و بيشتر با مشاهده رفتار دانش آموزان ممکن مي باشد و در جريان آن دانستي ها، پرورش نگرش، نظافت در کار و انضباط، توجه به صحبت هاي ديگران، قبول مسووليت در گروه، تحمل نظر مخالف، انعطاف پذيري و... مورد توجه قرار مي گيرد.
3- ارزشيابي خارج از کلاس:
فعاليت هاي خارج از کلاس فرصتي است تا فراگيران براساس علاقه موقعيت و امکانات خود، کلاس درس را به زندگي واقعي گسترش دهند و با خلاقيت هاي خود موقعيت هاي تازه اي براي يادگيري ايجاد کنند. تهيه فهرست ارزشيابي براساس نوع فعاليت مي تواند معلم را در قضاوت نهايي فعاليت ها و ارائه باز خورد مناسب به دانش آموزان ياري دهد.
4- ارزشيابي از تکاليف:
دفتر تکاليف در حقيقت کتابي است که دانش آموزان در آن موضوع درس را تدوين مي کنند. لازم است تکاليف به صورتي تدارک ديده شوند که به عنوان منبعي براي تقويت و پاداش دانش آموزان در آينده و فرصتي براي برانگيختن مشارکت و پشتکار در يادگيري فراگيران باشد و بايد از طرف معلم با توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان مورد ارزشيابي قرار گيرد
.
2- ارزشيابي از طريق فهرست مشاهدات:
استفاده از فهرست مشاهدات در برنامه آموزش شيوه نو و تازه اي است که از طريق آن معلم مي تواند در مورد حدود آموخته هاي دانش آموز يا گروهي از دانش آموزان در حيطه هاي مختلف مهارتي، نگرشي و دانشي قضاوت کند. اين يادداشت ها به معلم امکان مي دهد تا در برنامه تدريس خود ميزان حصول به هدف هاي آموزشي را تعقيب و کنترل کند و دريابد که هر دانش آموز تا چه اندازه به هدف هاي موردنظر رسيده است و احتمالا به چه کمک هايي نياز دارد و براساس آن اطلاعات، فرايند تدريس خود را بازنگري کند.
استفاده از فهرست مشاهدات روش ساده و سريعي است که از طريق آن معلم مي تواند دانش آموزان را در بسياري از هدف هاي آموزشي که در آزمون هاي پاياني امکان پذير نيست، ارزيابي کند و از نتايج آن در جهت بهبود فرايند دانش آموزان استفاده کند. اگر اين کار به صورت مستمر انجام شود و معلم به موقع از نيازهاي آموزشي هر دانش آموز مطلع شود، مي تواند در رفع آن نيازها اقدام کند، کاري که از عهده ارزشيابي پاياني بر نميآيد. مرور فهرست ارزشيابي به معلم امکان مي دهد تا نقاط ضعف مشترک دانش آموزان را هم دريابد.
3- ارزشيابي پوشه اي
يک پوشه کارنما مانند يک جورچين يا پازل مجموعه قطعاتي از کارهاي
  دانش آموز است که با اتصال آنها مي توان تصوير کامل و روشن تري از دانش آموز به عنوان يک يادگيرنده مادام العمر به نمايش گذاشت.
پوشه مي تواند شامل فهرست هاي ارزشيابي معلم، گزارش کارهاي دانش آموز، يادداشت هاي معلم، گزارش هاي گردش هاي علمي و کارهاي عملي و پروژه هاي دانش آموز باشد.
  پوشه بيش از اين که قطعاتي از کارهاي دانش آموز باشد که بي هدف جمع آوري شده است، مجموعه اي از

کارهاي مشخص، هدفدار و آگاهانه دانش آموز است که به او امکان مي دهد تا توانايي هاي خود را از جهات مختلف به نمايش بگذارد.

پوشه، چيزي بسيار فراتر از يک ظرف پر از خرت و خورت است. پوشه مجموعه اي سازماندهي شده از مدارک مستندي است که معلم و دانش آموز با استفاده از آن، ميزان پيشرفت دانش آموز را در حيطه هاي مختلف دانش، مهارت و نگرش در موضوعات معين درسي، به نمايش مي گذارند. (واوروس، 1990)
مرور پوشه
  دانش آموز به معلم امکان مي دهد تا با اطمينان بيشتر و براساس دلايل مستند در مورد دانش آموز قضاوت کند. مرور پوشه دانش آموز به معلم فرصت مي دهد تا قابليت هاي او را به درستي شناسايي و باتوجه به تئوري هوش هاي چندگانه، براي آموزش او برنامه ريزي کند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

 

ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد. از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این

 

زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .

 

************************** 

چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟

چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.

به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در وبلاگ"مجله علمی کاشف فردا" به نشانی http://kashefe-farda.blogfa.com/ آمده است: یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کند و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.

ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هر از گاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید.

چند چهره صمیمی را که به مضمون سخنان شما واکنش نشان می‌دهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید.

صحیح ایستادن نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار می‌دهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند.

به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز می‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بی‌علاقه یا اینکه دستپاچه‌اید.

سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوه‌های متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژست‌های خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی می‌کنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید.

وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره‌ کمک می‌کند تا رابطه‌ای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خنده‌ای که شما به چهره دارید به مخاطب می‌فهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را می‌دهد که نظرات شما را بپذیرند.

حالت چهره‌ شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر می‌کند.

انتخاب خوب لباس کمک می‌کند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید.

گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قوی‌تر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید...

مسلما" استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهره گیری از تکنولوژی آموزشی مانند استفاده از اورهد،پروژکشتن،سی دی ، کامپیوتر و ... ، کمک شایانی به جذابیت و مفید بودن سخنرانی شما و ماندگاری مطالب مطرح شده  خواهد کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

چكيده
با شتاب روز افزون تحولات و دگرگونيها در دنياي کنوني که عصر اطلاعات و ارتباطات است و به دليل بي‌ثباتي و تغيير پذيري و نيز غير قابل پيش‌بيني بودن اين تغييرات ، آنچه که کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه را در جهت افزايش بهره وري و پيشرفت و ترقي آنها مدد مي رساند ، همانا استفاده از فرصتها در رقابت با ساير کشورهاست و اين امر ميسر نمي گردد مگر با درايت و خلاقيت مديران و نيز تاثير مديران در پرورش خلاقيت کارکنان که با کمک يکديگر در جهت رشد و بالندگي سازمان خود و در نتيجه ، جامعه بکوشند . از خلاقيت تعاريف متعددي شده است اما خلاقيت از ديدگاه سازماني عبارت است از ارايه فکر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي کميت يا کيفيت سازمان و نوآوري.افزايش خلاقيت در سازمانها مي‌تواند به ارتقاي کميت و کيفيت خدمات ، کاهش هزينه ها، جلوگيري از اتلاف منابع ، کاهش بورو کراسي، افزايش رقابت ، افزايش کارايي و بهره وري ، ايجاد انگيزش و رضايت شغلي در کارکنان منجر گردد .نقش مدير در پرورش خلاقيت ، تحريک و تشويق کارکنان، تفويض اختيار به کارکنان ، پيدا کردن ذهنهاي خلاق و استفاده از خلاقيت ديگران است . نظام مديريت مشارکتي با تکيه بر خود کنترلي کارکنان ، مشورت ، تشويق به ابتکار و احترام به افراد ، نقش مهمي در پرورش خلاقيت کارکنان ايفا مي کند . تکنيک هاي خلاقيت گروهي شامل تحرک مغزي ، گردش تخيلي، تفکر موازي ، ارتباط اجباري ، شش کلاه تفکر ، از تکنيکهاي مؤثر در تقويت تفکر خلاق هستند. خلاقيت داراي سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگيزش که مي تواند دروني و بيروني باشد ، مديران روي هر سه اين خصوصيات مي توانند اثر گذارند ولي بر روي انگيزش کارکنان بيشتر از دو مؤلفه ديگر تأثير گذار هستند .

مقدمه
با پيشرفت روز افزون دانش و فناوري وجريان گسترده اطلاعات ، امروزه‌جامعه‌ما نيازمند آموزش‌مهارتهايي‌است‌كه با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. . هدف‌بايد پرورش‌انسانهايي‌باشد كه‌بتوانند با مغزي‌خلاق‌با مشكلات‌روبرو شده‌و به‌حل‌آنها بپردازند. به‌گونه اي‌كه‌انسانها بتوانند به خوبي‌با يكديگر ارتباط‌برقرار كرده‌و با بهره‌گيري‌از دانش جمعي‌و توليد افكار نو مشكلات‌را از ميان‌بردارند. امروزه‌مردم‌ما نيازمند آموزش‌‌خلاقيت هستندكه با خلق‌افكار نو به‌سوي‌يك‌جامعه‌سعادتمند قدم‌بردارند.
رشد فزاينده‌ اطلاعات‌، سبب‌شده‌است‌كه‌هر انساني‌از تجربه‌و علم‌و دانشي‌برخوردار باشد كه‌ ديگري ‌فرصت‌ كسب‌آنها را نداشته‌باشد، لذا به‌ جريان‌ انداختن ‌اطلاعات‌ حاوي‌ علم‌ و دانش‌ و تجربه ‌در بين‌انسانها يكي‌از رموز موفقيت‌ در دنياي‌ امروز است‌. هيچ‌كس‌قادر نيست‌ به‌ ميزان ‌اطلاعات ‌واقعي‌هر كس‌كه‌ در گوشه‌ ذهن‌او نهفته ‌است ‌پي‌ببرد. اين‌ اطلاعات ‌زماني‌به‌ حركت‌ درمي‌آيد كه‌ انگيزه‌اي ‌قوي‌‌سبب رها شدن آن به‌بيرون ‌ذهن مي شود. در اين‌مرحله‌ انسانها به ‌سرنوشت‌يكديگر حساسند و در جهت‌ رشد يكديگر مي‌كوشند و در نهايت‌ سبب‌ مي‌شود جرياني ‌از علم‌ و دانش‌و تجربيات‌ ميان‌ آنها جاري ‌شود كه‌ همين‌ امر زمينه‌ساز نوآوري‌ و خلاقيت‌ خواهد بود.
يكي‌از عوامل‌مؤثر در بروز خلاقيت‌در يك‌جامعه‌،زمينه‌سازي‌و بسترسازي‌در بين ‌انسانها جهت‌ ايجاد فرهنگي‌است‌كه‌ در آن‌ همگان‌ در تلاش‌براي‌رشد دادن ‌ديگري‌ هستند و با تاثير بر روي يکديگر به پيشرفت جامعه کمک مي کنند.
يكي از شرايط‌ لازم‌براي‌پديدار شدن‌افكار نو،وجود آرامش ‌براي ‌مغز است‌. به‌ همين ‌خاطر لازم‌ است‌ انسانها بكوشند در جامعه‌ شرايطي‌ پديد آيد كه ‌در بستر آن‌ مغز بينديشد و تكامل يابد و سبب‌ساز افكار نو شده‌ و شرايط ‌براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ مهيا شود. با افزايش‌ سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي ‌مي‌توان ‌شرايط را براي‌ شكل‌گيري‌ يك‌محيط‌آرامبخش‌ در جامعه ‌فراهم‌كرد، كاهش‌ سپرده‌گذاريهاي اخلاقي‌ در جامعه‌ سبب‌مي‌شود كه‌ زمينه ‌براي‌ گسسته‌ شدن‌ روابط‌ اجتماعي‌گسترش‌يابد و با سست‌شدن ‌پيوندهاي ‌اجتماعي‌، شرايط ‌لازم ‌براي ‌بروز خلاقيت‌ در جامعه‌ سخت‌تر مي‌شود. زيرا فرصتي ‌براي‌تفكر كردن ‌وجود نخواهد داشت‌.

تعريف خلاقيت
 
از خلاقيت "
CREATIVITY" تعريفهاي زيادي شده است . در اينجا برخي از تعاريف مهم راموردبررسي قرار مي دهيم :
خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يك تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان ؛
خلاقيت به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است ؛
خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يك انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يك محصول جديد است ؛ خلاقيت عبارت است از طي كردن راهي تازه يا پيمودن يك راه طي شده قبلي به طرزي نوين.
الف - تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي : خلاقيت يكي از جنبه هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است . تفكر عبارت است ازفرايند بازآرايي يا

تغييراطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت .تفكر بر دونوع است : 1 - تفكر همگرا 2 - تفكر واگرا
1 - تفكر همگرا عبارت است از فرايند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت .
2 - تفكر واگرا عبارت است از فرايند تركيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقيت يعني تفكر واگرا.
براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرايند تشكيل تصويرهايي از پديده هاي ادراك شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راههاي جديد براي انجام دادن بهتر كارها;
خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل ;خلاقيت يعني ارائه فكرها و طرحهاي نوين براي توليدات و خدمات جديد استمرار آن پس از غيبت آن پديده‌ها.www.zibaweb.com
ب - تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني
 
خلاقيت يعني ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي كميت يا كيفيت فعاليتهاي سازمان «مثلا افزايش بهره وري، افزايش توليدات يا خدمات، كاهش هزينه ها، توليدات ياخدمات از روش بهتر، توليدات يا خدمات جديد و...».
روبرت
  جي  استرنبرگ  و  ليندا اي  اوهارا 1 در بررسي هاي  خود شش  عامل  را در خلاقيت  افراد  موثر دانسته اند:
دانش:
  داشتن  دانش  پايه اي  در زمينه‌اي  محدود  و  كسب  تجربه  و تخصص  در ساليان  متمادي؛
توانايي عقلاني: توانايي
  ارائه  ايده  خلاق  از  طريق  تعريف  مجدد  و  برقراري ارتباطات  جديد  در مسايل؛
سبك
 فكري : افراد خلاق  عموما  در مقابل  روش  ارائه  شده  از  طرف  سازمان  و مديريت  ارشد ، سبك  فكري  ابداعي را بر مي  گزينند؛
انگيزش : افراد خلاق عموما براي به فعل درآوردن
 ايده هاي خود برانگيخته ميشوند؛
شخصيت:افرادخلاق
 عموما داراي ويژگيهاي شخصيتي مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهاي بيروني و داخلي و نيز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند؛
محيط: افراد
 خلاق عموما در داخل محيط‌هاي حمايتي بيشتر امكان ظهور مي‌يابند.
اين محققان
 مشخص كردند كه عمده‌ترين دليل عدم كارايي برنامه هاي آموزش خلاقيت تاكيد صرف اين برنامه ها بر تفكر خلاق به عنوان يكي از شش منبع موثر در خلاقيت است.جايي كه ساير عوامل نيز تاثير بسزايي در موفقيت و شكست برنامه هاي آموزش خلاقيت ايفا مي كنند(استنبرگ و اوهارا 1997)2 جورج اف نلر در كتاب هنر وعلم خلاقيت براي خلاقيت مراحل چهارگانه: آمادگي (preparation  نهفتگي، اشراق و  اثبات (Verification) را ذكر كرده است2از اين ديد، افراد خلاق ابتدا با  مسئله  يا  يك  فرصت  آشنا  شده  و  سپس از  طريق  جمع آوري  اطلاعات  با  مسئله  يا فرصت  مورد نظر درگير مي  شوند.در مرحله  بعد افراد خلاق  روي  مسئله  تمركز مي كنند.
در اين مرحله فعاليت
  ملموسي مشاهده نمي  شود  و  فرد  سعي در نظم  دادن  تفكرات ، انديشه ها،تجارب  و  زمينه هاي  قبلي  خود  جهت نيل  به  يك  ايده  دارد.درگيري ذهني  عميق فرد (خودآگاه  و ناخودآگاه )فراهم  كردن  فرصت (جهت  تفكر  بر مسئله ) به خلق و  ظهور ايده اي  جديد  و بديع  منجر مي شود. در نهايت  فرد خلاق  در صدد  برمي  آيد صلاحيت  و پتانسيل  ايده  خويش  را به اثبات  برساند.

نوآوري
منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند وخدمات جديد به بازار است؛ نوآوري به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.
خلاقيت و نوآوري چگونه با هم مرتبط شده اند؟
خلاقيت به طور عام يعني توانايي ترکيب انديشه ها به شيوه اي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها.
يک سازمان که مشوق نوآوري است ساز ماني است که ديدگاههاي ناشناخته به مسايل يا راه حلهاي منحصر براي حل مسايل را ارتقا مي دهد.نو آوري فرايند کسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يک روش عملياتي مفيد است.
سه مجموعه از متغيرها وجود دارند که مي توانند نوآوري را ايجاد کنند.آنها به ساختار سازماني، فرهنگ و توانايي منابع انساني مربوط مي‌شوند.
چگونه متغيرهاي ساختاري بر نوآوري اثر مي گذارند؟
بر اساس پژوهشهاي گسترده ،با توجه به متغيرهاي ساختاري مي توانيم سه گزاره را بيان کنيم.اول اينکه ساختارهاي مکانيکي اثري مثبت بر نوآوري دارند زيرا که تخصص کاري آنها پايين تر است، قوانين کمتري دارند و عدم تمرکز در آنها بيشتر از ساختارهاي مکانيكي است.همچنين انعطاف پذيري ، قدرت انطباق و بارور کردن را که پذيرش نوآوريها را آسان تر مي کند، بيشتر مي‌کنند.دوم اينکه دسترسي آسان به منابع فراوان عامل کليدي نوآوري است.فراواني منابع به مديران اين توانايي را مي دهد که بتوانند براي نو آوري هزينه کنند و شکستها را بپذيرند.در نهايت ارتباط بين واحدها با تسريع در کنش متقابل خطوط سازماني به شکستن سدهاي احتمالي در برابر نوآوري مدد مي رساند.البته هيچ يک از اين 
                                                                                                                                          81

سهم تغير نمي تواند وجود داشته باشد مگر اينکه مديران ارشد به اين سه عامل متعهد باشند.www.zibaweb.com
چگونه فرهنگ سازماني بر نوآوري اثر مي‌گذارد؟
سازمانهاي نو آور فرهنگي مشابه دارند.آنها تجربه کردن را تشويق مي کنند.آنها هم به موفقيتها و هم   شکستها پاداش مي‌دهند.آنها از اشتباهات تجربه کسب مي‌کنند.يک فرهنگ نوآور داراي هفت ويزگي زير است:
-1پذيرش ابهام؛
-2شكيبايي در امور غير عملي؛
-3كنترل هاي بيروني كم؛
-4بردباري در مخاطره؛
-5شكيبايي در برخوردها؛
6- تاكيد بر نتايج تا بر وسايل.؛
7-تاكيد بر نظام باز.
سازمان از نزديك محيط را كنترل مي كند و سريعا به تغييرات آنطور كه اتفاق مي‌افتند پاسخ مي‌دهد.
كدام متغيرهاي منابع انساني بر نو آوري اثر مي گذارند؟
در مقوله منابع انساني در مي‌يابيم كه سازمانهاي نوآور فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضاي خود را آن طور كه روز آمد باشد تشويق مي‌كنند.امنيت شغلي در سطح عالي براي كاركنان خود فراهم مي آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را كاهش دهند و به افراد جرأت مي دهند كه تغيير پذير باشند. زماني كه انديشه اي جديد تكامل مي يابد پيشتازان تغيير فعالانه و با شور و شوق انديشه را تعالي مي بخشند و آن را حمايت مي كنند بر مشكلات چيره مي‌شوند و اطمينان ميدهند كه نوآوري به مرحله اجرا در خواهد آمد.

ويژگيهاي افراد خلاق
روانشناسان سعي داشته اند تامشخصات افرادي كه داراي سطح بالايي از خلاقيت هستند مشخص كنند، «استيز» عوامل زير را براي افراد خلاق بيان داشته است :
1 - سلامت رواني و ادراكي : توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده به طور سريع؛
2 - انعطاف پذيري ادراك : توانايي دست كشيدن از يك قاعده و چارچوب ذهني؛
3 - ابتكار: توانايي در ايجاد و ارائه پيشنهادهاي جديد؛
4 - ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي: توجه كردن و درنظرگرفتن چالشهاي جديدمسائل پيچيده؛
5 - استقلال راي و داوري: متفاوت بودن از همكاران در ارائه نظرات و انديشه هاي نو عده اي ديگر ويژگيهاي افراد خلاق را به صورت زير دسته بندي مي كنند:
1 - خصوصيات ذهني
 - كنجكاوي - دادن ايده هاي زياد درباره يك مسئله - ارائه ايده هاي غيرعادي - توجه جدي به جزئيات - دقت و حساسيت نسبت به محيط به خصوص به نكاتي كه درنظر ديگران عادي به شمارمي روند- روحيه انتقادي - علاقه وافر به آزمايش كردن و تجربه - نگرش مثبت نسبت به نوآفريني
2 - خصوصيات عاطفي
 - آرامش و آسودگي خيال - شوخ طبعي - علاقه به سادگي و بي تكلمي در نوع لباس و جنبه‌هاي گوناگون زندگي - دلگرمي و اميد به آينده - توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه با ديگران - اعتماد به نفس و احترام به خود- شهامت
3 - خصوصيات اجتماعي
 - پيش قدمي در قبول و رويارويي با مسايل - مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليت هاي گوناگون - قدرت جلب حس اعتماد و اطمينان ديگران

فرصتهاي خلاقيت 
فرصتهاي خلاقيت در چهار گروه فرصت داخلي و سه گروه فرصتهاي خارجي تقسيم بندي شده است: وقايع غيرمنتظره : مثل شكستها يا موفقيتهاي غيرمنتظره، ناسازگاريها و نيازهاي فرايندي و تغييرات در صنايع و بازارها.
سه فرصت خارجي در محيط علمي و اجتماعي سازمان نيز عبارت است از: تغييرات جمعيتي و تغيير نگرش ودانش جديد.

اهميت خلاقيت و نوآوري 
خلاقيت و نوآوري موجب خواهدشد كه موارد ذيل تحقق يابد:

- رشد و شكوفايي استعدادها و سوق‌دهنده به سوي خودشكوفايي؛
- موفقيتهاي فردي ، شغلي و اجتماعي؛
- پيدايش سازمان؛
- توليدات و خدمات؛
- افزايش كميت، تنوع توليدات و خدمات؛
- افزايش كيفيت توليدات و خدمات و موفقيت در رقابت؛
- كاهش هزينه ها، ضايعات و اتلاف منابع؛
- افزايش انگيزش كاري كاركنان سازمان؛
- ارتقاي سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي كاركنان سازمان؛
- ارتقاي بهره وري سازمان؛
- موفقيت مجموعه مديريت و كاركنان سازمان؛
- رشد و بالندگي سازمان؛
- تحريك و تشويق حس رقابت؛
- كاهش بوروكراسي اداري «كاهش پشت ميزنشيني ومشوق عمل گرايي»؛
- تحريك و مهياكردن عوامل توليد.

ويژگيهاي سازمان خلاق 
برخي از ويژگيهاي سازمان خلاق عبارتند از:
- رقابت كامل و فشرده است : در يك سازمان درصورتي خلاقيت صورت مي‌پذيرد كه رقابت كامل در آن حاكم باشد؛
- فرهنگ : يكي از عوامل عمده اي كه به بالندگي مديريت كمك مي كند فرهنگ مردم است . برپايه يك فرهنگ خوب ، اتلاف وقت گناه محسوب مي شود. بديهي است درچنين بستر مناسبي جهت رقابت، خلاقيت يا سازمانهاي پويا بهتر شكل مي‌گيرد.
- دسترسي به مديران : سازمانهاي خلاق بر اين اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مديران به راحتي مي توانند افكار و نظرات ديگران رامستقيم و بدون واسطه دريافت كنند.
- احترام به افراد: ويژگي ديگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند كه مي توانند همگام با نيازهاي سازمان ، رشد كنند.
- ارائه خدمات مردمي : هدف نهايي در اين سازمانها توجه به نيازمنديهاي جامعه وجلب رضايت آحاد مردم است .
- در سازمان خلاق افراد داراي يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه براي قرارگرفتن درجايگاه مناسب گردش شغلي داشته باشند؛

كارگروهي
روابط دائمي و بلندمدت كاركنان با اين نوع سازمانها و درنتيجه برخورداري آنها ازامنيت شغلي از ديگر ويژگيهاي اين سازمانهاست ;
- استقبال مديران از عامل تغيير: در اين سازمانها تمامي مديران ، مسئله تغيير را به عنوان تنها عامل ثابت و گريزناپذير مي دانند و با خشنودي آن را پذيرفته و در برابر آن مقاومت نمي كنند. طبيعي است در چنين سازماني ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادي از وقت خود را براي جلوگيري برخورد با تغييرات اختصاص دهد زيرا همه به اين باور رسيده اندكه تغيير يك ارزش مثبت است .
نقش مدير در پرورش خلاقيت: نقش مديريت در مجموعه هايي كه خلاقيت و نوآوري از ضروريات و عامل اصلي است بسيار مهم و حساس است زيرا مديريت مي تواند توانايي و استعداد خلاقيت ونوآوري را در افراد ايجاد، ترويج و تشويق كند و يا رفتار و عملكرد آنها ميتواند مانع اين امر حياتي شود.هنر مدير خلاق عبارت است از استفاده از خلاقيت ديگران و پيداكردن ذهنهاي خلاق .مديرخلاق بايد فضايي بيافريند كه خود بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را هم نيزبراي خلاقيت تحريك كند و اين فضا، فضايي است كه از كار روزمره به دور است وبه نحوي تفويض اختيار مي‌كند تا هركسي خود مشكل خود را حل كند.
براي اينكه افراد در سازمان به تفكر بپردازند بايد محيطي ايجاد شود كه در آن به نظريات و انديشه ها امكان بروز داده شود. يكي از شيوه هاي

بسيار مهم و پرجاذبه پرورش شخصيت انسانها و همين طور خلاقيت و نوآوري و حتي رشد اجتماعي مشورت است وبدون ترديد افرادي كه اهل مشورت هستند از عقل و فكر بيشتري برخوردارند و آنان كه اهل آن نيستند از اين امتياز بهره اي ندارند. يك سازمان خلاق تا اندازه زيادي به خودكنترلي كاركنانش وابسته است . خودكنترلي خود را درخواستن و تمايل براي ارائه ابتكار و خلاقيت به نمايش مي‌گذارد.
‌مديران‌ مي‌توانند هر سه‌مولفه‌خلاقيت‌ يعني ‌تخصص، مهارتهاي‌تفكر خلاق‌ و انگيزش‌ را تحت‌تاثير قرار دهند. اما واقعيت‌آن‌است‌كه‌ تاثيرگذاري‌بر دو مولفه‌اول‌بسيار دشوارتر و وقت‌گيرتر از انگيزش‌است انگيزش‌دروني‌را مي‌توان‌حتي‌با تغييرات‌جزئي‌در محيط‌ سازمان‌ به‌ طور قابل‌ملاحظه‌اي‌افزايش‌داد. اين‌ بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ مديران‌ بايد بهبود تخصص‌ و مهارتهاي‌ تفكر خلاق ‌را فراموش‌كنند. اما زماني‌كه‌اولويت‌بندي‌در اقدام‌مطرح‌مي‌شود، آنها بايد بدانند كه‌اقدامات‌موثر بر انگيزش‌ دروني، نتايج‌ فوري‌تري‌ را موجب‌خواهند شد.

خلاقيت گروهي
 
سازمانها مي توانند از انواع تكنيك هاي توسعه خلاقيت گروهي به شكل جدي ومستمر استفاده كنند اين تكنيك ها از اين قرارند:
تكنيك
  تحرك مغزي (طوفان  فكري):
يكي از تكنيك هاي متداول در ايجاد خلاقيت و فعال ساختن انديشه‌ها به صورت گروهي، تكنيك تحرك مغزي است. در اين تكنيك مسئله‌اي به يك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته مي‌شود في‌البداهه و به سرعت به آن واكنش نشان داده و براي آن پاسخي بيابند. پاسخ‌ها بر روي تابلويي نوشته مي‌شوند به طوري كه همه اعضاي جلسه مي‌توانند آنها را ببينند. اين امر باعث مي‌شود تا ذهن اعضا به فعاليت بيشتري پرداخته و جرقه‌اي از يك ذهن باعث روشني ذهن ديگري شود. اولين دليل اثربخشي تحرك مغزي افزايش قدرت خلاقيت در گروه است، افراد در حالت گروهي بيسش از حالت انفرادي قدرت تصور خلاق بروز مي‌‌‌‌‌دهند. رقابت نيز عامل ديگري است كه در جلسات تحرك مغزي مومجب افزايش اثربخشي مي‌گردد. همچنين عدم وجود انتقاد و يا ارزيابي‌هاي سريع باعث مي‌شود تا اعضاي جلسه با فراغت خاطر به اظهارنظر بپردازند و محيطي مساعد براي خلاقيت ايجاد گردد. نكته ديگري كه در موثر بودن تحرك مغزي قابل ذكر است في‌البداهه بودن نظرات است.
تكنيك خلاقيت شش كلاه تفكر: «ادوارد دوبونو» پدر تفكر خلاق ‌در كتاب‌ «شش‌كلاه‌تفكر» يك‌روش‌خلاقانه ‌ارايه ‌مي‌كند و از طريق‌آن‌مي‌كوشد نشست‌افراد به‌دور يكديگر را به‌اقدامي‌ثمربخش‌و كارا تبديل‌كند.
«دوبونو» سعي‌مي‌كند به‌كساني‌كه‌به‌دور هم جمع‌ مي‌شوند، بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌در اين‌ميان‌، به‌ راههاي‌خلاقانه بينديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج ‌را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده ‌و در تصميم‌گيريها از آن استفاده‌ كنند.
گردش
 تخيلي: در سال 1691 روانشناسي به نام گوردون (W.J.Gordon) نتايج پژوهش‌هاي 10 ساله خود را در مورد افراد خلاق منشر كرد و ضمن آن اعلام داشت كه ذهن آدمي به هنگام ابراز خلاقيت و ابتكار در يك حالت خاص رواني است كه اگر بتوانيم آن حالت را ايجاد كنيم خلاقيت امكان وجود مي‌يابد. او در گروه‌هاي ايجاد خلاقيت اعضاي گروه را از طريق به كارگيري يك جريان تمثيلي و استعاره‌اي به گردشي تخيلي ترغيب مي‌كرد و در اين حالت ايده‌ها و نظرات بديعي را كشف مي‌كرد. ذهن افراد در اين گردش خيالي با دستاويز استعاره‌ها به نكاتي نو كه هدف جلسه خلاقيت بود مي‌رسيد و روابط تازه‌اي را بين پديده‌ها پيدا مي‌كرد. آنان پديده‌هايي را كه چندان تجانسي با هم نداشتند تلفيق و تركيب مي كردند و به ايده‌هاي جديدي دست مي‌يافتند. در جلسات خلاقيت به كمك استعاره و تخيل كار تلفيق و تركيب در ذهن افراد انجام مي‌گرفت و از اين رو روش «گوردون» را شيوه تلفيق نامتجانس‌ها (Synectics )  نيز ناميده اند.
تهييج‌ذهني‌يا تكنيك‌ گوردون روشي‌ است‌ بسيار مناسب‌جهت ‌يافتن ‌راه‌حلهاي‌ جديد براي‌مسئله‌ و نيز براي‌ اكتشافات‌علمي ‌و فني. اين‌روش‌ فرايندي‌ خاص‌ و منحصر به‌فرد و در عين‌حال‌موثر دارد. فرايند به كارگيري اين رويكرد عبارت است از: الف «شناسايي و تجزيه وتحليل مشكل به منظور رسيدن به ماهيت و جوهره آن‌; ب «كشف راه حلهايي براي آن جوهره ازطريق ديدگاه غيرمرتبط با موضوع ; ج «تلاش براي تبديل راه حلهاي به دست آمده به راه حل نهايي . در جلساتي كه از اين روش استفاده مي شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعي كه مطرح مي شود دقيقا اصل موضوع نيست بلكه موضوعي نزديك به آن است.
تفكر موازي: واضع اين شيوه «ادوارد دوبونو» روش معمول تفكر را همانند حفر گودالي توصيف مي كند كه با افزايش اطلاعات فرد همان گودال را عميق تر مي‌سازد و از ديدن جاهاي ديگر براي حفر كردن باز مي ماند درحالي كه
 تفكر موازي نگاه فردرا به نقاط جديد معطوف مي‌سازد و اطلاعات و تجربه‌هاي جديد صرفا به انديشه‌هاي قبلي افزوده نمي‌شود، بلكه آنهارا تغييرداده و الگو و ساختار جديدي را ايجاد مي كند.يكي از راههاي تحقق تفكر موازي ،ايجاد يك انديشه واسطه غيرممكن (Intermediate impossible) است. اين انديشه موجب طيران فكر و ذهن‌ شده و با تعديل آن مي‌توان به انديشه نووعملي دست يافت. راه ديگر درتفكرموازي پيوند تصادفي است. فرض كنيد كتاب فرهنگ لغت را مي‌گشاييد و لغاتي را مي‌خوانيد  و مي‌كوشيد تا آن را با موضوع مورد نظر پيوند داده وبه نتيجه‌اي برسيد. در اين كار شما از روش پيوند

تصادفي استفاده كرده‌ايد.

ارتباط اجباري: يكي ديگر از شيوه‌هاي آشكارساختن خلاقيتها و ظاهر ساختن توانايي ‌آفرينندگي موجود در افراد شيوه ارتباط اجباري است .د راين شيوه همان طوركه از نام آن استفاده مي‌شود بايد بين دو گروه از پديده ها ارتباطي اجباري ايجادكرد.www.zibaweb.com

نتيجه گيري
گسترش و سرعت تغييرات در سراسر جهان باعث شده که خلاقيت بيش از پيش اهميت يابد ، کشورها فقط با ابتکار و نوآوري مي توانند خود را با شرايط جديد وفق داده و همگام با دگرگونيها به پيش روند . بديهي است در دنياي پيچيده کنوني ، سازمانهايي در رقابت با سايرين موفق ترند که بتوانند از فرصتهاي پيش‌رو ، به بهترين نحو استفاده كنند و اين امر جز با افزايش خلاقيت و نو آوري امکان پذير نيست. از مهمترين راهکارهاي ايجاد و افزايش خلاقيت در کارکنان که بايد توسط مديران به کار بسته شود يکي افزايش انگيزش در ميان کارکنان است‌‌، انتصاب متناسب افراد با تخصص آنها و عدم اجبار شغل نامناسب به افراد ، ايجاد هماهنگي مناسب با کارکنان ، دادن آزادي عمل و تفويض اختيار نيز از عوامل افزايش انگيزش دروني به شمار مي‌روند همچنين در اختيار قرار دادن منابع مهمي چون زمان و تخصيص منابع مالي نيز انگيزش را در افراد افزايش مي‌دهد، ايجاد گروه‌هاي کاري و حمايت متقابل اعضاي گروه و نيز ترکيب انديشه‌هاي متفاوت مي‌تواند اشتياق افراد را به کار و دستيابي به هدف افزايش داده و در نتيجه تجربيات و مهارتهاي تفکر خلاق را ارتقا مي‌بخشد‌، پاداش و تشويق ، ارتقاي شغلي ، اعتنا و اعتماد ، عدم ارزيابيهاي بي مورد و وقت گير و ايجاد فضاي کاري آرام و بدون ترس و بيم ، حمايت سازماني‌، تقويت همکاريهاي متقابل و احساس هدف مشترک بين کارکنان و مديران و ايجاد جذابيت کاري براي کارکنان ، همه از جمله عوامل مهمي هستند که مديران با تأثير بر آنها و نيز اثرگذاري بر روي دو مؤلفه ديگر يعني تخصص و تفکر خلاق ، مي توانند به ارتقا و پيشرفت سازمان خود و در نتيجه ترقي جامعه کمک كنند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

مهارت اینترنتی و معضلات و مشکلات اینترنتی

اينترنت ، قارة ششم ! جهان جدید

ظهور فناوري‌هاي جديد ارتباطي و اطلاعاتي، چالش بزرگ نظام‌هاي سياسي در عرصة سياست‌گذاري ملي است . وفاق يا اختلاف تصميم‌گيران و سياست‌گذاران در مورد تعريف و کارکردهاي ، آينده و تأثيرات فناوري جديد بر ابعاد داخلي و خارجي امنيت سياسي و فرهنگي، منجر به اراية راهبردهاي متفاوت خواهد شد (لي، به نقل از آشنا، 1380 ص 339).
اينترنت، جهان جديدي خلق کرده است. خوش بينان مي‌گويند در اين جهان جديد که آن را جامعة اطلاعاتي ناميده‌اند، آزادي‌هاي فکري، تحقيقاتي ، آموزشي، تفريحي و شغلي رو به رشد خواهد بود و تجارت الکترونيک ، خدمات بهداشتي و پزشکي راه دور و خدمات تلفن بين‌المللي از طريق اينترنت جاي اشکال سنتي را خواهد گرفت . اما منتقدان، اينترنت را بيشتر در ترکيب‌هاي اضافي و به عنوان مضاف به مناطق جغرافيايي ، سياسي اقتصادي به کار مي‌برند. با اين وصف ، مانند ديگر پديده‌هاي وارداتي از جهان صنعتي مي‌توان از اينترنت اغنيا و فقرا، اينترنت آمريکايي ، اروپايي، آفريقايي و در سطوح ملي، مثلاً اينترنت ايراني سخن گفت . مطالعة تأثيرپذيري متقابل اينترنت و فرهنگ‌هاي مختلف را آخرين پروژه‌هاي کلان دانشگاه
UCLAدر آمريکاست. در تحليل مسائل مربوط به اينترنت در کشورهاي در حال توسعه، به رغم برخي مشابهت‌هاي ظاهري ، بايد تفاوت‌هاي ساختاري و عميق آنها را با کشورهاي صنعتي در نظر گرفت ( آشنا، 1380 ، ص 234).
به طور تقريب هر سه ماه يک بار توسعة وب، دوبرابر مي‌شود. اما اين رشد روزافزون ، کاملاً نابرابر توزيع شده است . در حالي که آمريکا و کانادا 63
٪ ، اروپا4/22 ٪ و استراليا ، ژاپن و نيوزيلند 4/6٪ از کامپيوترهاي متصل به اينترنت را در اختيار دارند ، بقيةکشورهاي آسيايي و آفريقايي تنها 9/5٪ از اين کامپيوترها را در خود جاي داده‌اند. بررسي ويژگي‌هاي کاربران اينترنت نشان مي‌دهد که تحصيلات و ثروت، دو عامل مهم در ميزان استفاده است . کاربران اينترنت بيشتر از طبقة متوسط بالا ، جوان، تحصيل کرده، مرد و شهر نشين‌اند. 83٪ کاربران اينترنت در آمريکا، 6٪ در اروپا، 3٪ در اقيانوسيه و 8٪ در بقية قاره‌هاي دنيا قرار دارند. نگاهي به وضعيت و موقعيت زبان‌هاي مختلف در اينترنت ميزان سلطة زبان هاي غربي را نشان مي ‌دهد. در ميان کساني که از اينترنت استفاده مي‌کنند و حدود 288 ميليون نفر برآورد مي‌شوند، 3/51٪ به انگليسي سخن مي‌گويند و عرب زبانان کمتر از 1٪ استفاده کنندگان را تشکيل مي‌دهند ( آشنا ، 1380

ص233). بيش از 80 درصد کل اطلاعاتي که در بيش از 100 ميليون رايانة سرتاسر جهان ذخيره شده به زبان انگليسي است ( نشرية نگاهحوزه، 1383).
ضريب نفوذ اينترنت در کشور ما 5/2 و در کشور کرة جنوبي، با جمعيت کمتر از ما ، 42 است . مقايسة شاخص‌هاي مهم توسعة فناوري ايران با متوسط مقادير شاخص‌هاي جهاني که در جدول زير آمده است ، جايگاه کشورمان را در اين زمينه بهتر نشان مي دهد ( جلالي ، 1382 ، ص 19ـ18) .

 زندگي در عصر مجازي ( شهر الکترونيک )
 جلالي (1382) به نگاه خوش بينانه در توصيف عصر مجازي مي‌نويسد: در عصر مجازي بيشتر امور زندگي انسان به صورت مجازي صورت مي‌گيرد. دفتر کار مجازي، تجارت مجازي، تفريحات مجازي، سفرهاي مجازي و موارد مشابه آن نمونه‌هايي اند که در فضاي سه بعدي شرايطي مناسب را براي خانواده در عصر اشاره شده فراهم مي‌کنند. آيا آسيب‌شناسي عصر مجازي سؤال بعدي مسئولين تربيتي عصر مجازي نخواهد بود؟ آيا اگر آن را بشناسيم ، زمينة جلوگيري از آسيب‌هاي احتمالي را قبل از وقوع مي‌توانيم فراهم کنيم ؟ نتيجة ابتدايي اين تحول آن است که فرد گرايي و ديکتاتوري از جوامع حذف،و کا ر گروهي و تفکر جمعي که از طريق رسانه‌اي مانند وب امروزين ، اما به شکلي سه بعدي سازمان‌دهي خواهد شد، جايگزين مي‌شود. دانش محوري اساس ادارة جوامع مجازي خواهد شد و آموزش در طول عمر به عنوان نياز اوليه و دائمي بشر مطرح خواهد شد و بدين ترتيب همة امور ادارة جوامع امروزي تغيير خواهد کرد و امکان تحقق عدالت و داشتن رفاه بيشتر براي همه فراهم مي‌گردد در اين عصر مجازي تغييرات اساسي در رفتار بشر به وجود خواهد آمد و برخي از صفت‌هاي ناپسند که به دلايل مختلف گريبان زندگي امروز دنياست ( مانند تجاوز به حقوق ديگران ) به دليل عيني و قانونمند بودن همة امور اجرايي از جامعه رخت خواهد بست و همة کارها قابل رؤيت و پيگيري خواهد بود. مردم در جهان مجازي شناخت بهتري از جهان و فلسفة وجودي انسان خواهند داشت و به نحو بهتري تربيت خواهند شد و با توجه به اين که از نظر تئوري در عصر مزبور مشکلات معيشتي و تهية ابزار کار حل و فصل شده، دانش و اطلاعات در سطح گسترده‌اي در همة زمينه‌ها در دسترس مردم قرار دارد، توجه به مسايل روحي ، رواني، معنويو گرايش به مذهب افزايش خواهد يافت . توسعه و ترويج سيستم‌ها بسيار مدرن فناوري در زمينه‌هاي اجرايي و عملياتي و انجام بخش اعظم

کارهاي روزمرة انساني از آن طريق، چهره‌اي از شهرهاي محل سکونت بشر يکي دو دهة آينده به نمايش خواهند نهاد که در حال حاضر ممکن است تصور آن کمي رؤيايي و مشکل باشد. چنين شهرهايي به نام شهرهاي الکترونيک ناميده مي‌شودو خانواده‌هاي ساکن در آن نيز با توجه به فرهنگ و سيستم اجرايي آن داراي فرهنگ خاصي خواهند بود که به عنوان خانواده تلقي مي‌گردد. ايجاد تحول اساسي در زندگي انساني با توجه به دستاوردهاي فناوري اطلاعات، در صورتي ميسر و امکان‌پذير خواهد بود که کلية فرايندها و تبليغات ناشي از اين نفاوري به صورت مجموعه‌اي منسجم و يکپارچه در شهرها و جوامع محل زندگي و استقلال مردم به صورت عيني و عملي قابليت اجرايي داشته باشد. شهرهاي الکترونيکي با چنين نيت و هدفي شکل گرفته‌اند و به دنبال آن شهروند الکترونيکي به عنوان يک عضو ساکن و شاغل در شهر الکترونيک مفهومي عيني مي‌يابد. ايجاد شهر الکترونيک تأثيرات بسياري در زمينه‌هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي به دنبال خواهد داشت ( جلالي ، 1382 ، ص 24 ـ22).

 آموزش خانواده، رکن توسعه 
 مؤثرترين رکن توسعة خانواده در شهر الکترونيک ، آموزش است . فناوري اطلاعات شرايطي به وجود مي آورد که امکان آموزش هر چيز به هر کس، در هر جا و هر زمان فراهم شود. با توسعة آموزش الکترونيکي و آموزش مجازي فرصت‌هاي جديدي براي خانواده به وجود مي‌آيد تا ضمن حفظ فرهنگ بومي از تجربيات مفيد سايرين هم بتواند به خوبي استفاده نمايد. اين نوع سيستم آموزشي مزاياي زيادي دارد که بعضي از آنها عبارت‌اند از :
 ـ آموزش هر کس در هر جا و هر زمان ، فارغ از هر گونه محدوديت نژادي ، سن و امثال آن .
 ـ کاهش هزينه‌هاي فيزيکي ساختمان در ارتباط با آموزش
 ـ دسترسي آني به منابع و اطلاعات در هر زمان
 ـ امکان کار جمعي و بحث‌هاي دو طرفه
 ـ فراهم بودن درس‌ها و منابع آموزشي روي خط به صورت منظم و يکپارچه با شرايطي متناسب‌تر از شيوة آموزشي سنتي 

ـ دسترسي به تجربيات ديگران در آموزش

 ـ يکنواخت کردن متون درس‌ها
ـ انتخاب متن مورد علاقه براساس امکانات و توانمندي‌هاي فرد
 ـ به روز شدن کلية متون آموزشي و درسي و سادگي روند آن
 ـ امکان ارزيابي و اندازه‌گيري آموزش خلاق
 ـ امکان ذخيره سازي تجربيات ( جلالي ، 1382 ، ص 30 ـ 28 ) .

 سواد، مهارت اينترنتي و معضلات  اخلاقي 
   کامپيوتر و به دنبال آن اينترنت ، هم نياز به نوعي خاص از سواد و مهارت دارد و هم الگوهاي فرهنگي و رفتاري ويژه‌اي به دنبال مي‌آورد. مهمترين مسال اينترنت از لحاظ فرهنگي عدم تطابق محتواي ارائه شده با الگوهاي فرهنگي و هنجارهاي رفتاري جوامع مختلف است . فناوري اينترنت براي بيشترين سرعت و کمترين کنترل، طراحي شده است . لذا اعمال کنترل‌هاي اخلاقي در آن دشوار است . حجم بالاي محتواي مستهجن تجاري و مجاني در اينترنت ، يکي از معضلات اخلاقي و خانوادگي است . مشکل فرهنگي ديگر اينترنت،غلبة زبان انگليسي و فقدان منابع غني به زبان هاي ديگر است ، در نتيجه سلطة زبان انگليسي بر زبان‌هاي ديگر به وسيلة اينترنت تقويت مي‌شود ( آشنا، 1380، ص 235) . جريان بين‌المللي اطلاعاتع جرياني است مرکز پيراموني از شمال و غرب به سوي جنوب و شرق . از کشورهاي توسعه يافته به سوي کشورهاي در حال توسعه. در واقع اين جريان به شدت يک سويه ، عمودي، تحقيرگر، منفي‌گراو سلطه جويانه است ( مولانا ، 1371 ، ص 66 ـ 60) . اين جريان ، توانايي منابع خارجي را براي اجراي اقداماتي نظير کنترل و نفوذ در کشورهاي هدف بسيار افزايش داده است کشورهاي در حال توسعه معتقدند جريان آزاد اطلاعات، آنها را در يک رقابت نابرابر و بي‌فايده با دولت‌هاي ديگر و شرکت‌هاي خارجي و چند مليتي قرار مي‌دهد و با تهديد ثبات جامعه از لحاظ فرهنگي ، ناامني فزاينده‌اي بر اين کشورها تحميل مي‌کند. فرو ريختن مرزهاي فرهنگي کشورهاي هدف، در برابر فناوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي تأثيراتي شگرف بر امنيت سياسي، اقتصادي و فرهنگي اين کشورها داشته است و تلاش‌هاي انفرادي کشورهايي نظير کانادا و فرانسه وجهت گيري‌هاي جمعي اتحاديه‌هاي بين‌المللي نظير جنبش‌ غير

متعهد‌ها و سازمان کنفرانس اسلامي در برابر سلطه جويي ارتباطي برخي کشورها که در يونسکو نيز بازتاب پردامنه‌اي داشته است ، نشانة نگراني اين دولت‌هاست ( مک برايد، 1370، به نقل از آشنا، 1380).
مزايا و عيب‌هاي اينترنت
به دليل نبود ضوابط و مقررات جهاني و الزامات ناشي از آن، متأسفانه در اينترنت هيچ گونه تضميني وجود ندارد که همة گروه‌ها و انجمن‌ها در جهت و سير اهداف انساني شکل بگيرند و فعاليت کنند، زيرا در کنار گروه‌ها و انجمن‌‌هاي خوبي مانند انجمن مبارزه با ايدز، مبارزه با سرطان ، گروه‌هاي آزادي خواه و مدافع حقوق بشر، در مواردي حضور انجمن همجنس‌بازان و گروه‌هاي خشن و جاني نيز ديده مي‌شوند ( جلالي، 1382؛ص 29).

اينترنت و امنيت فرهنگي
 امنيت فرهنگي  مهمترين مؤلفه براي ساختن مفهوم جديد مردم سالاري فرهنگي است . بنا به يک تعبير، مردم سالاري فرهنگي عبارت است از:
1ـ حفاظت و تشويق تنوع فرهنگي و حق دسترسي به فرهنگ براي همة افراد داخل کشور و جهان
2ـ تشويق مشارکت فعال در حيات فرهنگي جامعه .
3ـ توانا ساختن مردم براي مشارکت در تصميم‌سازي‌هايي که کيفيت زندگي فرهنگي آنان را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
4ـ تضمين دسترسي برابر و عادلانه به منابع و حمايت‌هاي فرهنگي .
به اين ترتيب در امنيت فرهنگي نيز بايد به دو بعد ملي و جهاني توجه کرد. نحوة نگرش به منشأ و آثار توسعة فناوري و رسانه‌هاي نو، به خصوص اينترنت، يکي از عرصه‌هاي اصلي تقابل ميان دو راهبرد ثبات گرا و تحول گرا در رويکردهاي امنيتي ايران امروز است . در راهبرد ثبات گرايي، گسترش رسانه هاي نو موجب تقدس زدايي از ارزش هاي سنتي و قديم و اختلال در حفظ ويژگي‌هاي منحصر به فرد جامعة ايراني مي‌شود. در مقابل، تحول گرايان معتقدند گسترش رسانه‌ها موجب ظهور ارزش‌هاي جديد و افزايش تطابق با فرهنگ جهاني مي‌شود. ثبات گرايان که نگران کاهش توان حاکميت سياسي، نظم ، کنترل، اقتدار، استقلال و سلطة نخبگان داخلي‌اند، رسانه هاي مرزشکن و جديد

را عامل اصلي بي‌ثباتي مي‌دانند و از طرف ديگر تحول گرايان که آزادي سياسي  تنوع ، مشروعيت غيرمتمرکز ، اقتدار اسفنجي ، به هم پيوستگي بين‌المللي و جهاني شدن را شعار خود قرار داده‌اند، اين رسانه‌هاي نو را به عنوان مهم‌ترين عامل تحول ارزيابي مي‌کنند. در اين ميان رويکرد اعتدال گرا در زمينة اولويت‌هاي فرهنگي معتقد است که مي‌توان با تفکيک ارزش‌هاي بينادي از سنت‌ها و ارزش‌هاي ابزاري ، موقتي و مصلحتي ، پندارة تقابل ميان تغييرات محيطي ناشي از تقويت رسانه هاي جهاني را با ارزش‌ها واکاوي و بازسنجي کرد و با سخت‌گيري نسبت به حفظ ارزش‌هاي بنيادي، از نوآوري‌هاي درون فرهنگي نسبت به آن دسته از سنت هاي مقدس نماي امروزي خود، که چيري جز بدعت هاي ديرپا نيستند، استقبال کرد. خط مشي اعتدال گرايانه، افزايش کارايي دولت در مقايسه با بديل‌هاي فراملي و تحمل وحدت فرهنگي ساختار در عين پاسداشت پاره فرهنگ‌هاي قومي و بومي ـ به عنوان سرچشمه‌هاي زلال آفرينش‌هاي فرهنگي ـ در سطوح فراملي ، لازمة اقتدار حکومت مي‌داند. در زمينة راهبردهاي مربوط به تمرکز قدرت مشروعيت هوشمند، به معناي اتخاذ الگوي اقتضايي و پرهيز از الگوهاي تماماً همگرا يا تماماً واگرا در قبال معادلة  مشروعيت ملي و بين‌المللي است . الگوي مديريت کلان در اين رويکرد متمايل به تفکر راهبردي و مديريت بر منباي هدف و نتيجه است . در اين ديدگاه انحرافات ناشي از فشارهاي داخلي و خارجي از طريق بازنگري مستمر اهداف و مسيرها تصحيح مي‌شود و در اين فرايند، خصوصاً بر نظريات و مشارکت نخبگان غيردولتي اعم از دانشگاهيان، فناوران حرفه‌اي و منتقدان و رقباي سياسي تاکيد مي شود ( آشنا، 1380 ، ص 241 ـ 239) .

رسانه و فرصت‌ها
يکي از مهم‌ترين کارکرد رسانه‌ها ، کمک به فرايند فرهنگ‌پذيري است . فرهنگ‌پذيري عبارت است از فرايند انتقال ارزش ها، هنجارها، عقايد، باورها ، معيارها و الگوهاي رفتاري و احساسي موجود در فرهنگ جامعه به آحاد افراد آن . نهاد خانواده و سپس نهاد تعليم و تربيت ، اولين مراکز انتقال مفاهيم فرهنگي به کودکان‌اند. اينترنت در آمريکا، نه به عنوان تهديد امنيتي، بلکه به عنوان بزرگترين فرصت ملي تلقي مي‌شود. توسعة اينترنت در داخل و استفاده از آن براي تأثيرگذاري بر ديگران ( ساير ملل ) بخشي مهم از سياست‌هاي راهبردي آمريکاست . چين رسماً اعلام کرده است درصدد برقراري توازن ميان جريان آزاد اطلاعات و صيانت فرهنگ و ارزش‌هاي اجتماعي خود است . معاون شرکت دولتي اينترنت چين گفته است : ما علاقه‌اي به قمار، پورنوگرافي و موارد حساسيت برانگيز سياسي نداريم . اما اينترنت را حتي با محتواي فيلتر شده، مهمترين نيرويي مي‌دانيم که قادر است درهاي چين را بر روي دنيا بگشايد و راه تغييرات اقتصادي را هموار کند.

تقريباً در تمام کشورهاي حاشية خليج فارس کنترل قوي دولتي بر محتوا و توزيع اطلاعات وجود دارد. اين کنترل‌هابه علل مذهبي، سياسي و فشارهاي داخلي صورت مي‌گيرد. روش اصلي کنترل اطلاعات الکترونيک در اين کشورها انحصار مخابرات در شرکت‌هاي دولتي است . يکي از پيامدهاي اصلي اين کنترل دولتي، تأخير در رسيدن اينترنت و کندي در همه گير شدن آن در اين کشورهاست . در حال حاضر اينترنت در ايران نقشي بسيار مهم از لحاظ امنيت فرهنگي ايفا مي‌کند. از نظر علمي ، افزايش توانايي دسترسي دانشجويان ، استادان و محققان ايراني به منابع الکترونيک و تماس هاي علمي با دانشمندان ديگر کشورها کاملاً مرهون اينترنت دانشگاهي است . از نظر افزايش کسب آگاهي‌هاي سياسي و اجتماعي و دريافت آراي مختلف و امکان گفت و گو و ابراز خود براي همگان، نمي‌توان نقش اينترنت را انکار کرد. امروزه سايت‌هاي مختلف ايراني با تشکيل گروه‌هاي مباحثاتي بسيار جدي در مورد مسائل جهاني و ملي عرصة وسيعي براي آگاهي جويي و اعلام‌نظرهاي تخصصي و عمومي فراهم کرده‌اند. پي‌گيري نظرسنجي‌هاي اينترنتي د رمور دانتخابات و ضرر ارتباط با آمريکا، مهمترين شخصيت قرن اخير ايران و 000 نشان مي‌دهد که اينترنت براي ايرانيان امکانات کاملاً مساعدي براي ابراز آزادنة عقايد و مشارکت سياسي و فرهنگي فراهم آورده است . حتي برخي احزاب و داوطلبان نمايندگي، براي تبليغات انتخاباتي خود از اينترنت استفاده کردند. به اين ترتيب مي‌توان نقشي مهم براي اينترنت در گسترش آزادي‌ها و مشارکت سياسي و دموکراسي فرهنگي قائل شد ( آشنا، 1380 ، ص 349).
انواع آسيب هاي فناوري اطلاعات در خانواده

جلالي (1382) آسيب‌هاي فناوري اطلاعات در خانواده را در سه بعد زير مي‌داند:

الف ) آسيب‌اخلاقي :
حدود 5/1 درصد از مجموع اطلاعات موجود در سايت‌هاي اينترنتي ، غيراخلاقي ، بيش از 90 درصد از آنها تجاري و مابقي آن با ساير امور علمي ، فرهنگي، ورزشي و ساير موضوعات مرتبط است . اين در حالي است که 11 درصد افراد روي زمين با رفتارهاي جنسي ناسالم مواجه‌اند که اصولاً ربطي به اينترنت ندارد. بنابراين آسيب‌هاي ناشي از اينترنت ، در مقابسه با شرايط عادي فساد اخلاقي در جامعة چندين برابر کمتراست . اما آن چه مي‌تواند در اينترنت خطرناک‌تر تلقي گردد، ارتباطي است که از طريق اتاق‌هاي گفت و گو بين افراد مختلف

برقرار مي‌شود و در برخي موارد صدمات زياد به وجود مي آورد. اين اتاق‌هاي گفت و گو که معمولاً با نام هاي جعلي و مجهول امکان ارتباط در آن وجود دارد، مي‌تواند زمينه‌هاي لازم را براي ايجاد برخي از مفاسد اجتماعي به وجود آورد و تقريباً راهي هم براي جلوگيري از آن وجود ندارد. در يک اتاق گفت و گو ، مردي 60 ساله مي تواند خود را 20 ساله معرفي کند و به اذيت و آزار ديگران بپردازد. به جرئت مي‌توان گفت که خطر اتاق‌هاي گفت و گو به مراتب بيشتر از سايت‌هاي غيراخلاقي موجود در اينترنت است ، زيرا بي‌اطلاعي خانواده‌ها از اين موضوع خطرهايي را به خانواده‌ها تحميل مي‌کند. از سوي ديگر ، از جمله چالش هاي اساسي گسترش فناوري ارتباطات در‌جهان مخصوصاً کشورهاي در حال توسعه، آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي است . قرار گرفتن در معرض فرهنگ‌هاي گوناگون، آزادي‌هاي زياد در يک دورة زماني نسبتاً کوتاه و امکان دسترسي به اطلاعات غيراخلاقي گوناگون از طريق اينترنت ، برخي از نمونه‌هاي اين خطرها مي‌باشند. در کشورهاي در حال توسعه، از جمله کشورما، بنابر شرايط فرهنگي و اجتماعي، احتمال آسيب‌پذيري زيادي در اثر تعامل گسترده با ديگر فرهنگ ها وجود دارد. به رغم پيشرفت‌هاي حاصل شده در سازوکارهاي امنيتي و کنترلي در اينترنت ، قابليت‌هاي کنترلي در اين گونه موارد کم‌تر مؤثر واقع مي‌شوند. بنابراين توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي کشورها يا مناطق جغرافيايي خاص، قبل از ايجاد شهر الکترونيک، آماده کردن خانواده‌ها از بعد فرهنگي ، اجتماعي و اخلاقي ضروري است .

ب ) آسيب‌هاي پزشکي :
1ـ بازي‌هاي کامپيوتري به سبب داشتن صفحات گرافيکي ، تنوع رنگ و سرعت زياد تعويض صفحات، تأثيرات منفي بر روي مغز و اعصاب کودکان و حتي بزرگترها مي‌گذارد و از اين ر اه برخي اختلالات را موجب مي‌شوند.
2ـ استفادة زياد از کامپيوتر آثار منفي بر بينايي افراد به جاي مي‌گذارد و موجب سوزش چشم‌ها مي‌شود.
3ـ تأثيرات منفي کامپيوتر بر بدن افراد عبارت‌اند از : دردهاي شديد کمر، دست، گردن و سر که به صورت آرتروز ظاهر مي‌شود و گاهي موجب ايجاد کيست مفصلي در مچ دست مي‌شود. افتادن سرشانه ها و خارج شدن ستون فقرات از حالت طبيعي مشکلات ديگر مرتبط با آسيب‌هاي پزشکي کامپيوتر است . که به دليل نشستن به مدت طولاني در پشت کامپيوتر و تايپ و کار زياد با آن به وجود مي آيد
.

ج ) آسيب فرهنگي ـ اجتماعي :
از بعد فرهنگي و اجتماعي موارد زير را مي‌توان به عنوان اساسي‌ترين و مهم‌ترين پيامدهاي ناشي از توسعة فناوري اطلاعات قلمداد کرد :
1ـ منزوي کردن بسياري از کودکان : کودکاني که از بدو زندگي و در دوران کودکي به دليل کمبود فضاهاي تفريحي و آموزشي در منزل با

بازي‌هاي کامپيوتري مشغول مي‌شوند به مرور نوعي انزواطلبي را پيش مي‌گيرند که در نهايت باعث منزوي شدن آنان از اجتماع مي‌شود. حال آن که کودکان در دوران رشد مي‌بايست با همنوعان و کودکان همسن خود بازي‌هاي دسته جمعي انجام دهند. تا ارتباطات اجتماعي را فرا گيرند. منزوي شدن کودک و بازي با افرادي که در دنياي واقعي وجود خارجي ندارد، در آينده ممکن است آثار بسيار منفي و نامطلوب در رفتارهاي اجتماعي کودک ايجاد کند.
2ـ قهرماناني که در بازي‌هاي رايانه‌اي ظاهر مي شوند با تصاوير و صحنه‌هاي خشونت آميز همراه‌اند که تأثيرات منفي فرهنگي ـ اجتماعي را به دنبال دارد ( جلالي ، 1382 ، ص ( 60ـ 57 ).

ملاحظات اساسي فرهنگي 
گسترش اينترنت در کشور ايران بايد به گونه‌اي باشد که به خلاقيت گستري، مدد رساند، نه اين که موجبات خلاقيت زدايي را فراهم آورد. سياست‌گذاري درمورد توسعة اينترنت نبايد به توسعة مصرف يا باز توليد محتواي آن محدود شود، بلکه بايد گسترش فرهنگ بومي و مذهبي و مقاومت فرهنگي را به دنبال داشته باشد. بنابراين :
1ـ بيش و پيش از توسعة اينترنت بايد به نظام توليد و سازماندهي الکترونيک اطلاعات علمي ، اداري و مالي بر اساس استانداردهاي قابل تبادل در شبکه اهتمام داشت و بودجه‌هاي کلاني را به اين امر اختصاص داد.
2ـ تدوين و اجراي قوانين مورد نياز و روزآمد در حوزة ارتباطات شبکه اي بسيار اساسي است. اين قوانين ، به خصوص موضوع حقوق تکثير و مالکيت آثار فرهنگي و نرم افزارها و اطلاعات الکترونيک ، تأثيري قاطع در تشويق توليد فرهنگي بر روي شکبه دارد.
3ـ در سياست‌گذاري فرهنگي بايد چگونگي کاربرد فناوري توسط مؤسسات فرهنگي و تأثير آن را بر مخاطبان در نظر گرفت . معلوم نيست که هر گونه استفاده از تکنولوژي جديد لزوماً به افزايش تأثيرپذيري مخاطبان منجر شود.
  4ـ نظام نظارت فرهنگي بر محتواي داده‌هاي مبادله شده و ثبت ملي ، نقشي اساسي در پيش‌گيري از گسترش فساد، تهديدات امنيتي ، رسوخ جاسوسي و خراب کاري الکترونيک و عمليات رواني دارد.
 به نظر مي‌رسد تهديد اصلي و بالفعل کشور در مورد اينترنت ، فقدان گفتمان امنيتي در مورد اين پديده است . اينترنت که به طور بالقوه مي‌تواند هم تهديد و هم فرصتي طلايي براي امنيت فرهنگي و سياسي باشد، به عرصه‌اي فراخ براي رقابت گروه هاي فشار سياسي و

اقتصادي تبديل شده است . فقدان دانش جامع‌نگر در مورد صورت مسئله و نبود مطالعات سياست‌گذاري مقايسه‌اي در کشور، حاکميت روش آزمون و خطا و اعمال سلايق فردي و سازماني را به دنبال داشته است . مسئوليت‌پذيري دولت در سياست‌گذاري علمي ، کارشناسانه و همه سونگر و بهره‌گيري از تمام توان علمي کشور شرط اصلي تحقق بيشترين منافع و کمترين آسيب‌ها از گسترس صنعت اينترنت در ايران است ( آشنا ، 1380 ، ص 360- 358)

سخن پايان در خصوص رسانه‌ها، از جمله اينترنت
ـ رسانه‌، عاملي مؤثر در فرهنگ‌پذيري و انتقال ارزش‌ها و هنجارها و پر کردن اوقات فراغت است .
ـ رسانه‌ها، فرصت‌هاي تعاملات خانوادگي را از اعضاي خانواده مي‌گيرند و فضاي خانواده را به سوي فردگرايي پيش‌ مي‌برند (
  اختلال در روابط والدين با فرزندان و روابط همسران با هم).
ـ اينترنت ، در عين جذابيت ، در صورتي که استفاده از آن بدون ملاحظات و برنامه باشد، آسيب‌هاي رواني ، عصبي، اخلاقي را براي کارران به دنبال خواهد داشت .
ـ اينترنت، وسيله‌اي براي آموزش هاي رسمي ( از راه دور ) بازماندگان از تحصيل
ـ عاملي مؤثري در جهت رفع تبعيض استفاده از اطلاعات و همسان‌سازي فرهنگي و آموزشي است .
ـ رسانه هاي ماهواره‌اي با توجه به گستره و نفوذ جهاني و استفاده از کيفيت برتر فناورانه و جذابيت‌هاي تصويري ، عاملي مؤثرتر در انتقال ارزش ها و هنجارها و فرهنگ غربي است .
ـ رسانه ها، از جمله اينترنت ، افراد را به صورت منفعل و پذيرنده در مي‌آورند و غالباً قدرت انتخاب ، تحليل و تفکر را از بيننده‌ها، خصوصاً کودکان و نوجوانان مي‌گيرند.
ـ گسترش استفادة
  بي حد و حصر از رسانه‌هاي جديد موجب  گسست فرهنگي و تقدس‌زدايي از ارزشِ هاي ديني و ملي و ميراث فرهنگي به فر جامعة ايراني مي‌شود

توصيه‌هايي به خانواده‌هاي محترم1ـ والدين براي اين که بتوانند درخصوص محاسن و عيوب رسانه‌ها، راهنماي خوب و موثري براي فرزندانشان باشند، بايد در اين زمينه،

مطالعه و مشاوره کرده ، اطلاعات و مهارت‌هاي خود را افزايش دهند و به روز کنند، تا توصيه هاي آنان براي فرزندان قابل قبول و پذيرش و داراي دقت و اعتبار باشد.
2ـ اينترنت ، خود به خود چيز بدي نيست ، مهم نحوة استفاده از آن است آيا شما حاضرين فرزندتان را ، که هنوز شنا کردن را بلد نيست ، در استخر عميق يا دريا رها کنيد؟ پس چگونه حاضريد فرزندتان را بدون مهارت وآمادگي در اقيانوس اطلاعات و تصاوير و فيلم‌ها و برنامه‌هاي مختلف با محتواي گوناگون فرهنگي ـ اجتماعي رها کنيد ؟!
3ـ ورود رسانه‌ها به خانه ، يعني ورود غريبه‌ها به خانه ! هرگز برنامه‌ها و فيلم‌هايي که متناسب با فرهنگ، سن و درک فرزندتان و ارزش‌هاي اخلاقي نيست ، چه از طريق شبکه‌هاي تلويزيوني ايران و چه شبکه‌هاي ماهواره‌اي را با فرزندتان تماشا نکنيد.
4ـ براي تماشاي تلويزيون و بازي با رايانه در منزل، ضوابطي که قابليت اجرا باشد، با نظر فرزندتان در نظر بگيريد و خود به آن عمل کنيد. محدوديت‌هايي را متناسب با سن و دورة تحصيلي فرزندتان اعمال کنيد ( هرگز بدون زمان‌بندي و محدوديت ، پلي استيشن ، رايانه و تلويزيون را در اختيار آن‌ها ، حتي قبل از دبستان قرار ندهيد تا به صورت يک عادت و اعتياد غلط در بيابد، در اين صورت در مراحل بعدي ، اصلاح و کنترل به راحتي قابل اجرا نيست ).
5ـ براي اين که استفاده از رسانه ها به عنوان يک عادت مضر در نيايد، محيط زندگي خود و فرزندتان را متنوع کنيد؛ مثلاً از طريق : کتابخواني، قصه‌گويي، نقاشي ، کارهاي دستي و امور هنري ، رفتن به موزه‌ها، کتابخانه‌ها پارک‌ها و مساجد، تفريح، ورزش(شنا ، راهپيمايي ، کوهنوردي و 000) براي اين که فرزندان شما به مطالعه و ساير فعاليت هاي مثبت، علاقه‌مند شوند، خودتان نيز بايد در عمل ، مثلاً اهل مطالعه باشيد. بدين منظور نبايد خودتان در حالي که روبه روي تلويزيون مي‌نشينيد و مقابل آن به خواب مي‌رويد، از فرزندتان بخواهيد تلويزيون تماشا نکند و به مطالعه بپردازد! نيومن به نقل از بيابانگرد ( 1384، ص 242) با تحليل 23 تحقيق، عنوان مي‌کند که پيشرفت تحصيلي در ميان کودکاني که در هفته ده تا پانزده ساعت تلويزيون تماشا مي‌کنند، در بالاترين حد است (در مقايسه با کودکاني که کمتر از ده ساعت تماشا مي کنند) و سپس با افزايش ساعات تماشا، از بيست تا چهل ساعت در هفته، ميزان پيشرفت تحصيلي به طور چشم‌گيري کاهش مي‌يابد.
6ـ در خريد بازي هاي رايانه اي دقت کنيد تا بهترين بازي‌هاي موجود در بازار را ، که براي رشد ذهني، خلاقيت ، تجسم فضايي و ساير 
                                                                                             

مهارت‌هاي فرزندتان مفيد است ، با مشورت افراد خبرو مطلع، انتخاب کنيد. از خريد بازي‌هاي خشن و مبتذل نيز جداً بپرهيزيد.

7 ـ به خاطر داشته باشيد که استفاده بيش از حد رسانه‌ها توسط فرزندان ، سبب بروز رفتارهاي پرخاشگرانه ، خشن و انتقام جويانه و بي‌اعتنايي به ارزش هاي خانواده و بي‌علاقگي به درس و مسئوليت‌پذيري مي‌شود. بهتر است هنگام تماشاي فيلم‌ها و بازي‌هاي ويدئويي و رايانه‌اي ، براي فرزندانتان ( از سنين پايين ) توضيح دهيد که اين صحنه‌ها غير واقعي و در قالب فيلم است و سخنان زشت و غيراخلاقي بازيگران را الگو قرا رندهند.
8ـ استفادة کنترل نشده از رسانه‌ها در منزل توسط خانواده‌هاي ايراني ( چهار ساعت و نيم در روز) موجب کاهش ارتباط بين فردي و چهره به چهرة اعضا با هم شده، اين امر فضاي انفرادي را به جاي فضاي جمعي و اجتماعي خانواده حاکم مي کند و کم کم افراد خانواده ترجيح مي‌دهند به طور جداگانه (فردي ) در اتاق خود تلويزيون و رايانة مستقل داشته باشند ( پورحسين ، 1385ص 1) و اين يعني حذف تعامل و تعليم و تربيت خانوادگي . بنابراين با توجه به اهميت موضوع، ساعاتي را در منزل، بدون تماشاي تلويزيون و 000 به گفت و گو با همديگر در فضاي با نشاط و دوست داشتني سپري کنيد، مخصوصاً بهتر است است که زمان غذا خوردن از رسانه‌ها استفاده نشود
.
9ـ والدين بايد بدانند که رسانه‌هاي گروهي امروزه نقشي فراتر از يک وسيلة
  سرگرم کننده دارند. در واقع اين وسايل به ابزاري فرهنگ ساز مبدل شده‌اند قدرت‌هاي مسلط جهاني مي‌کوشند با استفاده از اين ابزار زمينه‌هاي نفوذ فرهنگي خود را در ساير جوامع فراهم آورند.
10ـ کشورهاي غربي با اسفاده از تکنولوژي رسانه‌اي برتر و استفاده از جذابيت‌هاي آن سعي در انتقال و آموزش ارزش‌هاي فرهنگ غربي خود به ساير جوامع از جمله کشور ما دارند. در اين ميان کودکان و نوجوانان در اولويت‌اند. بنابر اين شما با دست خود اين فرصت را در اختيار آنان قرا رندهيد.
11ـ سعي کنيد مهارت‌هاي اساسي زندگي در عصر انفجار اطلاعات
  همچون : انتخاب‌گري، خلاقيت ، انتقادگري، و مديريت زمان و 000 را به فرزندان خود بياموزيد تا بدون آگاهي و هدف، در امواج اطلاعات و تصاوير، ماهواره و اينترنت ، غوطه‌ور غرق نشوند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

" امروز در مدرسه  20 گرفتی یا نه ؟! "

بعد از  حضور 4 یا 5 ساعته فرزند شما در مدرسه و فعالیتهای فکری و جسمی ، یادگیری ، پاسخ دادن به درس ، مراقبت از رفتار و رعایت انضباط ، بازی کردن ، شوخی کردن ، تشنه یا گرسنه بودن ، سرو کله زدن با دانش آموزان و غیره  ، اکنون زنگ درب به صدا در می آید و فرزند شما با چهره ای عبوس و اخمو و حالتی ساکت و بی میل ، کیف و کتاب خود را گوشه ای انداخته و فکر فردای مدرسه را خواهد کرد ؛  یا برعکس ،  شاد و خندان نزد شما آمده و سلام می کند ...

      اولین برخورد و صحبتهای والدین  با فرزندان  هنگام ورود آنها به داخل منزل  ، بسیار مهم بوده و در رفع خستگی و ایجاد  احساسات  خوشایند آنها یا برعکس ، تحت استرس قرار دادن آنها و شروع بدخلقی ، نقش موثری  دارد . به برخی  پرسشها و برخوردها والدین که ممکن است نامناسب و نامطلوب  باشد ، توجه نمایید :( برخوردهای اول و بدون مقدمه با فرزند)

1- بیا ببینم  ، چند تا 20 گرفتی ؟ ( فشار بدون مقدمه برای نمره)

2- دوستت فرهاد ، از ریاضی چه نمره ای گرفت ؟( ایجاد حساسیت یا حسادت)

3- امروز توی  مدرسه ، بچه خوبی بودی یا نه ؟( خوب ، چه تعریفی دارد؟) 

4- تو مدرسه دستشویی رفتی یا نه ؟ حتما" برو ! ( دخالت بیمورد)

5-  آفرین امروز بچه خوبی بودی !( دروغ ! هنوز هیچ سئوالی نکردی یا چیزی به شما نگفته اند!)

6- دوستت افشین ، پرسشهای علوم را آورده بود ؟( سئوال بیمورد به کار مردم چکار داری؟)

7- جلو در   وایستا  !  نیا تو ،  در مدرسه  دست به چیزی که نزدی؟تمام لباسات رو بنداز تو ماشین !(بی ادبی به فرزند که سرتا پا کثیف است)

8- بازم مثل همیشه  اخمو و کسل آمدی منزل!( انرژی منفی)

9- حتما" امروز نمره بدی گرفتی !(بدون اطلاعات قبلی)

10- امروز توی مدرسه شلوغ که نکردی ؟(تعریف شلوغ چیست؟)

11- این خوراکی مسخره چیه که خریدی ؟ چرا توی مدرسه نخوردی ؟(تو بی سلیقه ای و قبولت ندارم!)

12- معلم درس فلان ، امروز با تو لجاجت و بد رفتاری نکرده ؟(جبهه گیری در مقابل معلم و ایجاد حساسیت بیمورد در فرزند)

13- اگر یکبار دیگر اینطور بدخلق بیایی خانه ، میام به معاون مدرسه  اطلاع می دم !( ترساندن فرزند از کارکنان مدرسه )

14- تو چقدر بی نظمی نمی دانم تو مدرسه چطور تو را تحمل می کنند ؟(دوست ندارم)

15- بگو ببینم امروز توی مدرسه خرابکاری نکردی؟(معنی خرابکاری چیه ؟)

16- اول بگو ببینم ،کارنامه دوستت حامد را دیدی یا نه ؟ ( حامد مورد حسادت قرار بگیرد)

      و پرسشهایی از این نوع که در ثانیه های اول بازگشت فرزند به منزل ممکن است توسط برخی از والدین مطرح شود.

نمونه پرسشها و برخوردهایی  که ممکن است مطلوب باشد :(هر پرسش از طرف یک ولی برای  یک فرزند فرضی)

1-      سلام خسته نباشی  فرزندم !

2-      سرماخوردگی ، اذیتت نکرد؟

3-      امروز به فکرت بودم ، گقتم  ببینم  از خوراکیهات خوشت اومد؟

4-      آفرین که دستات رو شستی

5-      احسنت ، مثل همیشه مرتب و پاکیزه!

6-      سلام ، از اینکه سرحال و شاداب برگشتی ، خوشحالم

7-      نتیجه مطالعه دیروز عصرت ، خوب بود؟

8-      زنگ ورزش خوش گذشت ؟ خسته نباشی

9-      خسته نباشی ، تا دستات رو بشویی ، یه نوشیدنی برات حاضر می کنم

10-   حدس می زنم روز خوبی توی مدرسه گذراندی

11-   بعد از چند دقیقه استراحت ، " امروز  بهترین  خاطره تو از مدرسه ، چی بود ؟

12-   گفتی آقای معلم ، تحقیقت رو قبول کرد ؟ آفرین !  می دانستم  نتیجه مطالعه و تحقیق دیروزت خوب میشه!

          و اظهار نظرها و صحبتهایی مشابه ، که این  پرسش ها  و برخوردها ، متناسب با سن و دوره تحصیلی  و جنسیت دانش آموز  باید تفاوتهایی داشته باشد . اما در برخی  خانواده ها ممکن است نوع بر خورد با دانش آموز کلاس اول ابتدایی و فرزند دبیرستانی در هنگام ورود به منزل ، یکسان باشد ! واضح است که  اگر از یک دانش آموز سال سوم دبیرستان  بپرسیم  :  " چرا خوراکیهات رو نخوردی ؟"   خود را از نظر والدین با یک  مهد کودکی یا پیش بستانی ، یکسان تلقی خواهد کرد  و مقداری دلخور  می شود ، اینکه از خود خواهد پرسید : "  اگر گرسنه بودم ، خودم عاقل بودم که خوراکی بخورم ! وقتی گرسنم نیست و یا ناهار مفصلی قبل از رفتن به مدرسه خورده بودم ، لزومی ندارد  که چند نوع خوراکی  که مامان  مثل بچه های آمادگی برام گذاشته ، من با اجبار  همه رو بخورم ، من که دیگر بچه نیستم !

      از نظر خیلی از دانش آموزان  زننده ترین  و تکراری ترین  سئوال والدین  از فرزندشان که چندین دهه است  که دارد تکرار می شود ، این است :  "  امروز چند تا 20 گرفتی ؟!"  یعنی اگر 18 یا  19 باشد ، مورد قبول والدین نیست  و او را دوست ندارند !  حتی مشاهده شده در سطح دبیرستان هم  هنوز  این سئوال و بازخواست هر روزه  تکرار می شود . علاوه بر ایجاد حالت  زدگی از نمره ،  در برخی  مواقع احساس  و تصور منفی  از خود ، در دانش آموزان بیش از پیش  به وجود خواهد آمد . این  سئوالات در بدو  ورود  فرزند به منزل ( حتی گاهی که کفشش را در نیاورده !)  نشان از احوالپرسی و صمیمیت  و توجه  ندارد  واز نظر فرزندان ، بهانه ای  برای شروع  سین جین  و بازخواست محسوب می شود و این تصور در آنان به وجود خواهد آمد که من تو را به خاطر 20  دوست دارم !

از اینها  گذشته در خیلی از موارد   "  سم تشویق  " در هنگام ورود دانش آموز به منزل توسط برخی والدین  تزریق می گردد ؛ مثال ؛

  _مادر :  بگو ببینم  20 گرفتی یا نه ؟    _فرزند : نه مادر ولی 17 گرفتم !   _مادر :  نشد ! این دفعه باید 20 بگیری !  ( نمره قبلی فرزند 15 بوده و  2 نمره پیشرفت داشته است ، اما به این پیشرفت توجهی نشده  و فقط 20 در نظر گرفته شده است ! )

خروج از منزل برای رفتن به مدرسه

     تمام پرسشها و برخوردهای ذکر شده بالا را می توان هنگام خروج از منزل برای رفتن مدرسه در راهرو ، پشت دروازه ، توی حیاط منزل و غیره به نوعی از برخی والدین  شنید ، گلایه های غیر رسمی دانش آموزان ( حتی در دوره راهنمایی و دبیرستان)  از والدین خود ، حاکی از این است که  ، توصیه ها و پیشنهادات و امر و نهی های تکراری هر روزه ، آنها را خسته کرده و برداشتشان  این است که  :

  "  تو  هنوز  بچه  یا نادان  هستی  و مادر یا پدر  به تواناییهای تو  ایمان ندارد ! "

    " امروز باید  با نمره 20 برگردی !"

    " اگر دستشویی داشتی ، حتما" بروی !"

    "نباید خوراکیهات را به منزل برگردانی !"

    " دقت کن ببین  که معلم برای  وحید ( شاگرد بغل دستی و  پسر همسایه ) در درس فارسی  چه نمره ای  میزاره ! "

بهتر نیست به جای عبارات فوق نمونه ای از این حرفهای قشنگ  گفته شود ؟ :

" با نام و یاد خدا و بسم الله از منزل خارج شو "

"پسرم ، یادت نره  بگی ، لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم"

" برای اینکه از پرسش پای تخته هراس نداشته باشی ، قبلش ، چند بار صلوات بفرست و توکل به خدا کن"

" نگران نباش ، دیروز تمام سعی و تلاش خودت رو کردی و به خوبی  مطالعه داشتی ، تلاش تو برای من مهمتر از گرفتن نمره 20 است "

"اگر نمره تو کمتر از نمره بغل دستیت  شد ، نگران نباش  و به او تبریک بگو ، امتحان بعدی  یه مقدار بیشتر تلاش کن"

" الان که با این خوشحالی میری مدرسه ، امیدوارم همینجور سر حال و شاداب بیایی منزل "

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي        مي انجامد .

طبقه بندي هاي بازي

كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده .

بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي            مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .

بازي و يادگيري

شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود .

بازي و برنامه ي درسي

در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند .

ساختمند كردن بازي كودكان

مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود .

ورزش  

از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود .

بازيهاي كامپيوتري

در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .

موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذاررد .

ا ستفاده از گروههاي يادگيري هميار در کلاس درس 

معلمان از گروه هاي كوچك، معمولاً براي ايده سازي براي بحث در كلاس درس، براي تغيير در روند سخنراني، يا براي ترغيب دانش آموزان براي صحبتكردن در كلاس استفاده مي كنند. كاربرد روش يادگيري از طريق همياري، بررسي گروه هاي كوچك متفاوت از كاربري هاي مختلف يادگيري از طريق همياري است. در كلاس درسي كه به صورت منظم و قاعده مند از روش يادگيري از طريق همياري بهره گيري مي شود، معلم بايد تكليف روشن و حساب شده اي را براي دانش آموزان درنظر بگيرد و دستور العمل هاي خاصي را براي انجام دادن تكليف معين شده ارائه دهد. يادگيري از طريق همياري چيست؟ يادگيري از طريق همياري راهبردي است كه دانش آموزان را در قالب گروه هاي منسجم و پايدار براي كار و تماس با يكديگر برمي انگيزد. كار گروهي، بخش اصلي تحقق اهداف يادگيري در كلاس هاي درس است. يادگيري از طريق همياري، مسئوليت پذيري شخصي را در ميان تعاملات گروهي پرورش مي دهد. به طوري كه به گفته آليسون كينگ (۱۹۹۳) در يادگيري از طريق همياري، نقش معلم از «داناي صحنه كلاس به راهنماي عمل» تغيير مي يابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهي به يادگيري اقدام مي كنند، ولي پيشرفت آنان در يادگيري، به صورت انفرادي سنجيده مي شود. * يادگيري از طريق همياري، داراي نظم و ساختار است و تمركز اساسي اش بر اطمينان يافتن از رخ دادن يادگيري است. انتخاب و فعال سازي گروه سبب مي شود دانش آموزان بنابه ديدگاه ها، توانايي ها، قوميت و نژادهاي مختلفي كه دارند، به صورت خلاقانه عمل كنند.

واگذار كردن تشكيل گروه به خود دانش آموزان امكان دارد سبب تشكيل گروه هاي همگن شود، يعني امكان دارد دانش آموزاني كه گرايش هنري، علمي، اجتماعي، خانوادگي، طبقه اجتماعي و... خاصي دارند، به گروه هاي خاص تقسيم شوند. اين كار سبب مي شود كارآيي گروه ها كاهش يابد و كسب مهارت هاي اجتماعي به تأخير افتد و تمركز بر انجام تكليف محوله تنزل يابد (كوپر، ۱۹۹۰). از اين روست كه، توصيه مي شود، معلم براي يادگيري از طريق همياري و به منظور تشكيل گروه ها بايد خود رأساً وارد عمل شود و گروه هاي ناهمگني بسازد. در گروه هاي ناهمگن، اعضاي گروه از زمينه هاي دانشي، هنري، قومي و... متفاوتي هستند. تعداد اعضاي گروه در كلاس درس مي تواند بين ۴ تا ۸ نفر متغير باشد. اين تعداد عضو براي گروه هاي دانش آموزي است كه تا حدودي توانايي مديريت زماني و كلامي را دارند.

به ديگر سخن، اگر از نظر پايه هاي تحصيلي به تعيين اعضاي گروه اقدام شود، بهتر است گروه هاي ۴ نفري از پايه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشكيل شود. براي پايه هاي اول تا سوم دبستان، كار دونفري مناسب تر است. گروه هايي با اعضاي زياد، امكان تنوع ديدگاه ها را افزايش مي دهد، در حالي كه گروه هايي با اعضاي محدود براي تسهيل تعاملات اثر گذارند (ميليس، ۱۹۹۳). * يادگيري از طريق همياري يك كلاس درس با ماهيت اجتماعي را پي ريزي مي كند، كه در آن دانش آموزان به همبستگي هايي مي رسند كه هدف مشتركي را دنبال مي كنند و غالباً اعضاي گروه در برابر فراگيري محتواي دروس از سوي همديگر مسئوليت نشان مي دهند. كار گروه معمولاً تا زماني كه همه اعضا بر محتواي درس تسلط نيابند خاتمه نمي يابد. افزون بر اين، وقتي اعضاي گروه در برابر يادگيري همديگر مسئول اند و تلاش مي كنند مطالب را به يكديگر بياموزند، يادگيري انفرادي را هم تجربه مي كنند. پايداري گروه يا ثبات اعضاي گروه بسته به توان همياري آنان است.

اگر گروه ها در كارهايشان پيشرفت خوبي نشان مي دهند نياز به تغيير دادن اعضاي گروه ها نخواهد بود. * يادگيري از طريق همياري، مهارت هاي برقراري ارتباط دانش آموزان را مي طلبد و آن ها را ارتقاء مي دهد. موفقيت گروه به ميزان اثرگذاري تعاملات ميان اعضاي گروه بستگي دارد. پيش از آن كه يادگيري از طريق همياري آغاز شود، دانش آموزان بايد برخي مهارت هاي مورد نياز براي تعامل موفق گروهي را بياموزند؛ مهارت هايي، نظير: تعبير و تفسير واژگان و جملات براي درك و فهم بهتر. ارائه و دريافت بازخورد. ايجاد فرصت براي ديگران جهت بيان ايده ها. خودداري از مجبور كردن گروه به پذيرش نظرات. * يادگيري از طريق همياري، بين مسئوليت شخصي و گروهي يادگيرندگان ايجاد توازن مي كند. هر گروه و هر دانش آموز در درون گروه، بايد كاري براي انجام دادن داشته باشد. به ديگر سخن، هر دانش آموز بايد بر درسي كه ارائه مي شود، تسلط يابد و بتواند نمرات مورد قبولي را دريافت كند. نمرات گروه مي تواند بخشي از نمرات يادگيرنده را تشكيل دهد و هيچ وقت نمره گروه نمي تواند به طور كامل نشان دهنده مسئوليت پذيري اصلي يادگيرنده باشد. مزاياي يادگيري از طريق همياري افزايش حضور در مدرسه و كلاس درس.

با توجه به تعلقي كه اعضاي گروه ها به گروه خود دارند، تماس آنان به حضور در مدرسه و كلاس افزايش مي يابد. كسب نمرات بالا. به دليل مشاركت فعال در كلاس، عزت نفس دانش آموز ارتقا مي يابد و درك و فهم او از مطالب درسي افزايش مي يابد. مشاركت فعال، عزت نفس

بالا، خوداتكايي و... زمينه ساز كسب نمرات بالا هستند. پختگي مهارت هاي برقراري ارتباط. هر دانش آموز داراي برخي توانمندي هاي برقراري ارتباط است. مشاركت فعال در كلاس درس، ايده سازي، بيان نظريات، دفاع از چشم اندازها و... سبب تقويت توان برقراري ارتباط در يادگيرنده مي شود.

 

نقاشي كودكان و مفاهيم آن 

مقدمه

با توجه به گسترش جديد پژوشهاي تجربي در زمينه روانشناسي كودك و به ويژه به كمك دانش رفتاري و داده هاي اساسي كه روانشناسي سنجشي در مورد پرورش سيستمهاي عصبي مركزي ارائه داده اند نگرش بزرگسالان در جهات مختلف رفتار كودكان دستخوش تغييرات مختلفي شده است به تازگي دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن ، بازي كردن ، خط خطي كشيدن و نقاشي كردن را امري غريزي و وابسته به دنياي مخصوص رؤيايي كودكان دانسته اند .

درك و شعور  

پرورش قدرت بيان نقاشي فقط وابسته به تكامل جسمي كودك نيست بلكه با درك و شعور او نيز در ارتباط است اين ادراك از بدو تولد بسيار جزئي است ولي با پيشرفت سن مطبوع و ظريف مي شود در حقيقت مي توان گفت چون كودك هنوز مهارت كافي ندارد نمي تواند خوب نقاشي كند يك ديگر از خصوصيات روحيه ي كودكي اين است كه از واقعيت بيرون آن نظر گاهي كه در ارتباط به نياز عاطفي اوست بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد و بقيه ي جنبه ها فراموش مي شود به همين جهت نقاشي كودك بيشتر عاطفانه به نظر مي رسد .

شفافيت :

كودك در ابتدا واقعيات بيرون را نسخه برداري نمي كند بلكه آن را چنان كه خود شناخته معرفي مي كند بدين معني كه او تصور مغزي خود و نه مشاهده بصري خود را ترسيم مي كند او بدون در نظر گفتن ذات واقعي مدل و آن چيزي كه براي خود او با معني است بيانمي كند كودكان عادي در سنين 9 سالگي اين دوره(  شفافيت ) را پشت سر مي گذارند و در حالي كه كودكان عقب افتاده چند سال ديگر هم در اين مرحله باقي مي مانند با وجود اين سني كه كودك مرحله ( شفافيت ) را كنار مي گذارد فقط به پرورش فكري او بستگي ندارد بلكه محيط و آموزش نيز مؤثر است .

چشم انداز شناخت در نقاشي :

كودك در انتخاب موضوع نقاشي فقط تحت تأثير بيان داستاني نيست بلكه احتياج به شناخت نيز الهام بخش اوست فعاليت گرافيك براي او وسيله اي است براي شناخت ، پرسش و طرح مسائل و مشكلات و در عين حال براي اثر بخشي و اكتشاف براي كودك تكرار يك نقاشي يا يك شكل به دفعات زياد احساس امنيت به وجود مي آورد و هر بار هم كه در كلاس با مشكلي براي كشيدن نقاشي مواجه مي شود از همان شكل تكراري كه در مغز دارد استفاده مي كند .

بيان نقاشي و برون افكني :

كودك نسبتاً خيلي زود متوجه مي شود كه رسم نقاشي وسيله ي بياني است كه با افكار او مطابقت دارد و او را در تخيلاتش آزاد مي كند و در عين حال لذت سرشاري براي او فراهم مي آورد و نقاشي كردن به او امكان مي دهد افكار درونيش را نشان دهد وقتي كه كودك به وسيله ي تصوير اظهار نظر مي كند آثار بسياري از شخصيت خود را آشكار مي سازد ولي او اين كار براي دلخوشي ها انجام نمي دهد بلكه آنچه كه براي او مهم است بيرون ريختن تجربه هاي اندوخته شده ي اوست و نمايان گر وجود اوست .

موضوع نقاشي و شخصيت كودك : 

درك و فهم نقاشيهاي كودكانه و چيزي كه او مي خواهد بيان كند براي والدين و مربيان بسيار لازم است آنهم نه فقط به عنوان كنجكاوي خشك و خالي بلكه بدين علت كه شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود كودك با تمام وجود و شخصيت مغزي  و عاطفي خود نقاشي مي كند اين شخصيت در خط ها در طرز استفاده از فضا انتخاب رنگها و خود موضوع اگر به او تحميل شده باشد نمايان مي شود .

نقاشي خواب و رؤيا :

نقاشي خواب و رؤيا ممكن است ترسها و تمايلات كودك را ظاهر كند بعضي كودكان در رؤياي خود را در حال پرواز مي بينند كه بر بال پرنده باشند بالداري در آسمان آبي به پرواز در آمده اند .

خانه :

در نقاشي كودكان خانه بيشتر از هر چيز ديگري كشيده مي شود اگر خانه به جاي آن كه به صورت عادي و معمولي كشيده شود به صورت قصر نشان داده شود در واقع به منزله ي پناهگاهي مطلوب است كه بدين ترتيب شكل و رنگ جذابي خواهد داشت كودك در ابتدا خانه را خيلي ساده مي كشد اما هرچه بزرگتر مي شود خانه را تكميل تر مي كند شكل خانه نيز تحت تأثير محيط اجتماعي فرهنگي كودك است

فاصله ي بين اشخاص نقاشي :

اعضاي يك خانواده ي هماهنگ در نقاشي كودكان هميشه باهم و دست در دست هم نشان داده مي شود نزديك شدن دو يا چند شخصيت نشانگر انس و الفت واقعي آنها و يا تمايل كودك به آنهاست كودك خودش را نزديك شخصي نقاشي مي كند كه حس كند در كنار آن راحت است و يا او را بيشتر از همه دوست داارد و قتي كه كودك حس كند كه از اعضاي خانواده كاملاً  جدا است در نقاش هاي خود خودش را از آنها جدا مي كشد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

108

خانه دوم با خانه اول فرقي ندارد

حضرت محمد (ص) :   ((لناس عيال الله ))  مردم خانواده خدا هستند . 

انجمن اوليا و مربيان مظهر همکاري خانه و مدرسه در امر تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان است. خانه و مدرسه دو نهاد تربيتي مهم به شمار مي آيند که در صدر عوامل تاثيرگذار بر روند رشد و تکامل رفتار و منش نوباوگان جامعه قرارداشته از اين رو مهمترين عامل در تربيت ورشد فکري و اخلاقي ،  هماهنگي و همسويي نظري و عملي ميان مربيان و خانواده است.

هر يک از دو کانون خانه و مدرسه به تنهايي امکان عمل موفقيت آميز نخواهد داشت و بايد به عنوان يک مرکز و يک نهاد تعليماتي و تربيتي تلقي شوند و مجموعه سياست و برنامه ريزي هايي که آموزش و پرورش تدوين و به اجرا مي گذارد در اين دو کانون براساس يک سياست،بينش و هدف خاصي دنبال مي شود.اوليا به عنوان صاحبان اصلي سرمايه هاي با ارزش داراي حق اظهار نظر، حق نظارت و در برخي موارد حق دخالت در مسائل آموزش و پرورش هستند و تنها در اين صورت است که فرآيند پيچيده و عميق تربيت و تعليم مي تواند به شکل صحيح و شايسته اي به اجرا گذاشته شده و موجب رشد و تعالي شود. ممکن است رفتار و شيوه هاي تربيتي مربيان با رفتار و روشهاي تربيتي اوليا در خانواده متفاوت يا احيانا در تضاد باشد که در اين صورت تاثيرهاي مخربي بر شخصيت کودک دارد. از اين اصل مسلم تربيتي مي توان

ضرورت ارتباط و تبادل نظر ميان اوليا و مربيان را درک کرد. اين ارتباط در سيستم آموزشي و پرورشي ما ازطريق انجمن اوليا و مربيان صورت مي گيرد.انجمن اوليا و مربيان ، هيات منتخبي از پدران و مادران دانش آموزان و مربيان مدرسه است که با هدف تلاش و همکاري در جهت پيشبرد امور آموزش و پرورش دانش آموزان تشکيل مي شود. اين هيات پيشنهادات و طرحهاي مفيد را به مدير و ديگر مسوولان مدرسه ارائه مي کند و در اداره بهتر امور يار و ياور صميمي مسوولان مدرسه محسوب مي شود.

اهداف انجمن هاي اوليا و مربيان

اهداف عمده انجمن اوليا و مربيان همفکري ، تلاش ، ياري و همکاري براي بهبود و پيشرفت هر چه بهتر امر آموزش و پرورش دانش آموزان است از طريق :آگاه کردن اوليا به مسائل ديني ، تربيتي ، اخلاقي و مشاوره در هماهنگ کردن روشهاي تربيتي و آموزشي در محيط خانه و مدرسه ايجاد و تحکيم پيوندهاي عاطفي ، اخلاقي و انساني بين اوليا و مربيان. بهره مندي هرچه بيشتر از امکانات اوليا براي تهيه ، تدارک و تکميل امکانات آموزشي پرورشي و بهداشتي مدرسه.

وظايف انجمن هاي اوليا و مربيان

همچنين انجمن هاي اوليائ و مربيان در مدارس نيز وظايفي به عهده دارند که از جمله آنهاست:

مشاوره و برنامه ريزي به منظور تحقق يافتن اهداف انجمن. تهيه برنامه بهداشتي پزشکي و نظارت بر اجراي آن در مدرسه. همکاري و همفکري با مدير به منظور برگزاري جلسات ماهيانه اوليا و مربيان در جهت آموزش بهداشت ، مسائل ديني ، تربيتي و سوادآموزي. دعوت از اولياي علاقه مند به منظور بهره مندي از خدمات و ياري آنها براي تهيه و تدارک و تکميل امکانات آموزشي پرورشي مدرسه. همکاري و همفکري با مدير و مربيان

نخست زندگي کودکان برخوردهاي صحيح و اصولي با آنها داشته باشند و پيش از ورود به مدرسه زمينه هاي لازم را براي آشنايي کودک با محيط مدرسه فراهم کنند، مشکلات بسياري را از دوش مربي و معلمان برداشته و زيربناي مستحکم و قابل اعتمادي براي کودک ايجاد خواهند کرد.

109

انجمني که در ايران 60 ساله شد

انجمن اوليائ و مربيان در کشور ما امسال شصتمين سال تاسيس خود را پشت سر مي گذارد که در کشورمان به عقيده برخي کارشناسان و صاحبنظران ، اين نهاد به دليل مشخص نبودن فلسفه نظام تعليم و تربيت همچنان در حاشيه مانده و به جهت برخورد ابزاري برخي مسوولان با اوليائ ، نه تنها نگرش منفي آنها نسبت به اين نهاد از بين نرفته ، بلکه به نظر مي رسد هر روز اين فاصله را بيشتر و خانواده ها را از حضور فعالانه در انجمن اوليائ و مربيان گريزان کرده است.

ايجاد هماهنگي بين خانه و مدرسه به جهت ورود به جامعه مدرن و پست مدرن ، در يک کلام همان هدف اصلي تشکيل انجمن هاي اوليا و مربيان بود تا همسويي و هماهنگي بين اين دو نهاد به عنوان اضطرار عصر حاضر محقق شود.آنچه همواره در مباحث مرتبط با تعليم و تربيت کشور محرز است ، اين است که قطعا مبدع اصلي انجمن اوليا و مربيان ، کشور ايران نبوده و به عقيده کارشناسان و صاحبنظران مسائل تربيتي و آموزشي ، الگوي آن از کشورهاي اروپايي و بخصوص فرانسه اقتباس شده است.

                            

اهداف اوليا و مربيان همفكري، تلاش، ياري و همكاري براي بهبود و پيشرفت هر چه بهتر امر آموزش و پرورش دانش‌آموزان است

                         

 

پس از جنگ جهاني دوم و ايجاد برخي کشورهاي صنعتي ، جوامع از شکل سنتي خارج و نياز ارائه آموزش هايي به والدين احساس شد و به تبع آن «مدرسه اوليائ» شکل گرفت.

به گفته کارشناسان تفاوت عمده انجمن هاي اوليا و مربيان ايران با ساير کشورها اين است که در آن کشورها انجمن هاي اوليائ و مربيان به شکل NGO عمل کرده و هيچ کشوري همانند ايران انجمني متشکل از بازوهاي دولتي و غيردولتي ندارد، در حالي که انجمن اوليا و مربيان يران زيرمجموعه وزارت آموزش و پرورش محسوب مي شود اما امور آن بيشتر جنبه مردمي دارد.

104هزار انجمن در کشور

ابوالفضل خادميان قائم مقام وزير آموزش و پرورش در سازمان مرکزي انجمن اوليا و مربيان با اشاره به اين که انجمن هاي اوليا و مربيان به عنوان يکي از نهادهاي مردمي در کشور ماقدمتي 60 ساله داشته و از سال 1326 پايه گذاري شده است ، مي گويد: پيش از پيروزي انقلاب اسلامي انجمن اوليا و مربيان تحت عنوان «انجمن همکاري خانه و مدرسه » درچارچوب هاي بسيار محدودي فعاليت مي کرد اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي به تدريج روند تکاملي به خود گرفت و در سال 1358با تصويب ماده واحده اي در شوراي انقلاب اسلامي مقرر شد انجمن اوليا و مربيان به صورت يک سازمان مستقل به سرپرستي قائم مقام وزارت آموزش و پرورش در راستاي جلب مشارکت فعالانه والدين ، گام بردارد. وي در ادامه از برنامه

ريزي جدي براي برخورد با انجمن هاي اوليا و مربيان غيرفعال خبر مي دهد و مي افزايد: براساس برنامه ريزي هاي انجام شده قرار است مديران مدارسي که در درجه اول در مدارس خود انجمن هاي اوليا و مربيان را تشکيل نمي دهند يا در صورت تشکيل ، اين انجمن درمدرسه آنها صرفا جنبه صوري داشته و فعال نيست ، بازخواست شوند اين مديران نيز بايد پاسخگوي عملکرد خود باشند.

 

 

110

حضور پررنگ مادران در انجمن اوليا و مربيان

کمرنگ بودن رغبت والدين به حضور فعال در انجمن هاي اوليا و مربيان در حالي مطرح مي شود که به گفته بررسي هاي صورت گرفته در سازمان مرکزي انجمن اوليا و مربيان ، سالگذشته مادران بيش از 4برابر پدران به مدارس فرزندانشان سرزده اند. به طوري که از مجموع حضور 2ميليون و 500هزار نفر در کلاسهاي مستمر انجمن اوليا و مربيان طي سال تحصيلي گذشته و 6ماهه اول امسال ، تعداد مادران 4/4درصد بيشتر از پدران بوده است.به نظر مي رسد انجمن هاي اوليائ و مربيان در مدارس کشور ما امسال همزمان با پشت سر نهادن شصتمين سال تاسيس خود، همچنان نيازمند ايجاد تحولات اساسي و بنيادين در اهداف ، وظايف و برنامه ريزي هاي آتي خود هستند؛ به طوري که انجمن هاي اوليا و مربيان در نظام آموزشي کشور ما از حد اختصاص يک اتاق در مدارس يا يک شعار زيبا فراتر رفته و به معنايواقعي کلمه ، بيانگر ارتباط و تعامل دوسويه ميان والدين و مسوولان مدارس شده اند.دکتر ليسالک ، يکي از استادان روان شناسي کودک درباره اهميت ارتباط ميان والدين با مدرسه مي گويد: وقتي کودک مي بيند که شما مدرسه و فعاليت هاي مربوط به آن را آنقدر مهم مي دانيد که در آن شرکت مي کنيد، در درون خود احساس رضايت مي کند.شرکت در جلسات خانه و مدرسه به فرزند شما مي فهماند که اطلاعات بي واسطه و آزادانه بين شما و آموزگار او رد و بدل ميشود.اگر شما به مدرسه او اهميت بدهيد، کودک نيز براي مدرسه و آموزگارش احترام بيشتري قائل خواهد شد.وي معتقد است : کودکاني که والدينشان در فعاليت هاي مربوط به مدرسه شرکت مي کنند، نوعي روحيه اجتماعي پيدا کرده و نسبت به جامعه  احساس مسووليت بيشتري دارند.در اين راستا نحوه جلب مشارکت و تعامل والدين با مسوولان مدارس در امور آموزشي و تربيتي فرزندانشان ، خود نيازمند به کارگيري روشهاي خاصي است که ارائه آموزش هاي لازم به مديران مدارس درخصوص نحوه برقراري تعامل و ارتباط مثبت و سازنده با والدين و ايجاد ميل و انگيزه در اوليا براي حضوري آگاهانه و فعال و نه از سر اجبار در مدارس فرزندانشان از جمله اين راهکارهاست.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

 

 مدرسه مهم ترين نهاد اجتماعي ، تربيتي وآموزشي ، و اصلي ترين ركن تعليم وتربيت است كه به منظور تربيت صحيح دانش آموزان درابعاد ديني ، اخلافي ، علمي ، آموزشي ، اجتماعي و كشف استعدادها وهدايت و رشد متوازن روحي و معنوي و جسماني آنان برابر ضوابط وزارت آموزش وپرورش تأسيس و اداره مي شود. اين نهاد با همكاري كليه ي كاركنان و با مشاركت دانش آموزان و اولياي آنان زير نظر مدير مدرسه اداره مي شود. 

اركان مدرسه

1-  مدير مدرسه

2-   شوراي مدرسه

3-   انجمن اوليا ومربيان

4-   شوراي معلمان

5-  شوراي دانش آموزان

 

 انجمن اوليا ومربيان

انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه هيأت منتخبي است از اولياي دانش آموزان و مربيان همان مدرسه كه با تفاهم و صميميت م به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان جهت كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظيفه مي نمايد.

 الف ترتيب اعضا

1-  مدير مدرسه

2-   يكي از معاونين و انتخاب مدير

3-  نماينده ي شوراي معلمان

 4-   معاون پرورشي يا يكي ازمربيان امور تربيتي ، و در صورت نبود مربي ، يكي از معلمان آگاه به مسائل تربيتي به انتخاب مدير

5-   برگزيدگان اولياي دانش آموزان

 تبصره ي1:تعداد اولياي دانش آمو زان و نحوي انتخاب آنان جهت عضويت درانجمن و چگونگي وزمان تشكيل جلسات برابرماده ي

19 آيين نامه ي انجمن مركزي اوليا ومربيان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظايف ، به آن اشاره شده است .)

تبصره ي 2 : درصورت لزوم ، مدير مدرسه مي تواند ازنماينده ي شوراي دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذي ربط و صاحب نظر براي

                                                                                                            20

شركت درجلسات انجمن دعوت كند.

ب- شرح وظايف انجمن اوليا و مربيان آموزشگاه

1-تأمين مشاركت فكري ، فرهنگي ، عاطفي وآموزشي اوليا وتقويت ، هماهنگي و همسويي تربيتي و آموزشي خانه ومدرسه

2-جلب همكاري اولياي دانش آموزان جهت مشاركت و كمك و ارتقاي كيفيت فعاليت هاي مربوط و ارائه ي پيش نهادهاي لازم به مدير مدرسه

3-مشاوره و برنامه ريزي درجهت  تحقق هرچه بهتر اهداف انجمن

4-همكاري و مشاركت با شوراي معلمان دربرگزاري كلاس هاي فوق برنامه

5-برنامه ريزي و تصميم گيري جهت تشكيل جلسات آموزش خانواده

6-  همكاري و مشاركت بامدير مدرسه دراجراي فعاليت هاي پرورشي ، برگزاري اردوهاي دانش آموزي و بازديد از مراكز علمي ،

آموزشي وفرهنگي

7-  تلاش و همكاري براي جلب مشاركت اولياي دانش آموزان ، صاحبان ِحَرف ، افراد خير ومؤسسات خيريه درتأمين امكانات مورد

نياز و بهبود اداره ي امور مدرسه   

8-  تهيه ي برنامه ي بهداشتي و پزشكي با مشاوره ي افراد آگاه ، و كمك به مراقبان بهداشت ونظارت براجراي آن درمدرسه

9- همكاري م مشاركت درباره ي چگونگي قدرداني از كاركنان ، اولياي دانش آموزان و اعضاي شوراهاي مدرسه با رعايت ضوابط ومقررات مربوطه

10- برنامه ريزي و تشكيل جلسات عمومي اولياي دانش آموزان

11- نظارت برچگونگي اخذ كمك هاي مردمي با رعايت قوانين و مقررات مربوطه

 12- تشكيل شوراي مالي مدرسه با عضويت مدير مدرسه ، رئيس انجمن ونماينده ي شوراي معلمان دراولين جلسه ي انجمن

13- مشاركت دراجراي برنامه هاي كارآموزي هنرجويان در هنرستان ها

14- نظارت برنحوي هزينه ي وجوه حاصل از كمك هاي مردمي ، خدمات فوق برنامه ، سرانه ي دانش آموزان وكمك هاي شوراهاي آموزش  وپرورش از طريق شوراي مالي و مطابقت موارد هزينه با برنامه هاي مصوب شوراي مدرسه 

15- بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به سرويس رفت وبرگشت

 16- انتخاب نماينده براي شركت در شواري مدرسه

هم چنين براساس موارد آيين نامه ي انجمن اوليا ومربيان واحدهاي آموزشي ، وظايف زير نيز بر عهده ي انجمن اوليا ومربيان مدرسه مي باشد :

                                                                                                                      21

 

ماده ي 16 مدير مدرسه موظف است حداكثرتا اخرمهرماه هرسال ( پايان هفته پيوند ) از تمام اولياي دانش آموزان دعوت به عمل

آورد وپس از تشكيل جلسه ي عمومي اوليا ، با استفاده از آگاهي هاي خود مخصوصاً  محتواي كتاب آشنايي با انجمن اوليا ومربيان ؛ لزوم تشكيل ، فوايد و وظايف انجمن امده است براي آنان تشريح كند.

          ماده ي 19 تعداد اعضاي اولياي منتخب براي عضويت درانجمن مدرسه برمبناي زير تعيين مي شود:

1-  درمدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها كم تر از 300 نفرباشد، عده ي اولياي منتخب جمعاً هفت نفرخواهد بود كه چهار نفر عضو اصلي و 3 نفربقيه عضو علي البدل هستند.

2-   در مدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها بيش از 300 نفرباشد، به ازاي هر 100 نفردانش آموز اضافي يك نفراز  اوليا بر تعداد اعضاي اصلي افزوده مي شود . ولي عده ي اعضاي علي البدل هم چنان 3 نفرخواهد بود.

ماده ي 20- مدت زمان كار انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه يك تحصيلي است ودر مهرماه هرسال انتخابات بايد تجديد شود . اعضاي انجمن سال گذشته در صورت برخورداري از شرايط انتخاب مي توانند دوباره خود را براي عضويت در انجمن نامزد كنند.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

          هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2-      مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با  معلمان و مدارس خارجی  و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی  ممکن است .

3-      شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4-      شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان  که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5-      حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران  و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا .zibaweb.com

6-      شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7-      شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8-      افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب  مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9-      در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید  هر چند وقت یکبار  به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد  تا چنانچه  نظری داشت  بعدا" به شما اعلام نماید  در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر  همکاران مانند بازرسان  و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10-   بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ،  شما را معلمی  علاقمند ، کوشا و فعال  برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ،  بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده  مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .

11-   در خواست از مدیر مدرسه برای برنامه ریزی جهت شرکت دادن دانش آموزان شما در بازدید های علمی و کلا " استفاده از موقعیتهای آموزشی در راستای تدریس .www.zibaweb.com

224

12-   جهت حفظ اقتدار خود و توانایی مدیریت کلاس درس ،  حتی الامکان از بروز درگیری در کلاس درس خود داری نمایید . خیلی اوقات ، خود داری و سعه صدر و چشم پوشی معلم از خطاهای جزیی دانش آموزان ، از وقوع درگیری و تنبیه و به هم ریختن نظم کلاس و مدرسه و متعاقب آن گلایه سایر همکاران و دانش آموزان و والدین ، جلوگیری خواهد کرد . با سعه صدر ، شما به عنوان  معلمی مقتدر و با توانایی مطلوب اداره کلاس برای دانش آموزان و همکاران معرفی خواهید شد .با خطای دانش اموزان در موقعیتهای منا سب دیگر  ، برخوردهای حساب شده و سنجیده داشته باشید و زود از کوره در نروید .

13-   در زمان حضور در مدرسه حتی الامکان از گوشه گیری ، پکر بودن ، سکوت مطلق، در فکر فرورفتن ، خشم افراطی، اظهار مداوم گلایه و شکوائیه ، خود داری نمایید تا به زودی از چشم دیگران نیافتید و بلکه دیگران با دیدن شما انرژی بگیرند . در زنگ های تفریح و در دفتر مدرسه و سالن ، نشاط  خود را به دیگران هم منتقل نمایید  . زمانیکه حرفی برای گفتن ندارید  به تبادل تجربه  در مورد امور آموزشی و کلاسداری بپردازید.

14-   سروقت در مدرسه حاضر شدن ، سر وقت به کلاس رفتن ، برخورد مناسب با همکاران ، سخنان مفید و سنجیده در جمع همکاران و دانش آموزان ، رعایت  نظم و غیره  معرف خوبی برای شما به عنوان فردی منضبط و موفق خواهد بود .

15-   احترام کامل به کلیه کارکنان مدرسه ، احوالپرسی و خداحافظی های گرم ،پرس و جو از احوال همکاران ، شرکت در مراسم مختلف همکاران در خارج از مدرسه ، مساعدت و همدلی با آنان هنگام وجود مصائب و مشکلات ، شما را فردی خونگرم و دوست داشتنی معرفی خواهد کرد.

16 -   مطالعه روش های تدریس نوین ، کسب تجربه از سایر معلمان موفق ، ارزشیابی از روشهای خود و از همه مهمتر استفاده از شیوه های تدریس فعال و مشارکتی   تاثیر زیادی بر موفقیت شما خواهد داشت . استفاده از این شیوه ها نه تنها معلم را خسته نمی کند  بلکه وی را در بین همکاران مدرسه ، برجسته خواهد ساخت و در یادگیری دانش آموزان  موثر خواهد بود . به عنوان مثال استفاده از الگوی همیاری در کلاس و گروه بندی دانش آموزان باعث خواهد شد آنها ضمن مشارکت و فعالیت در کلاس ، علاقه خاصی به معلم پیدا کرده و این کار رضایت دانش آموزان ، والدین آنها ، مدیر و معاون را نیز در پی خواهد داشت و در نهایت ، شما ، خود پنداری مثبتی  از خود خواهید داشت . استفاده از روشهای مشارکتی و فعال یادگیری از خستگی معلم در کلاس و یکنواخت صحبت کردن وی به میزان زیادی خواهد کاست .

17 -   انجام برخی امور به ظاهر ساده در مدرسه و کلاس ،  شما را به عنوان فردی فعال ، پر انرژی ، خونگرم و مورد علاقه به دیگران معرفی خواهد کرد که خیلی از معلمان ممکن است  تمایلی بدان نداشته و یا از اهمیت آن مطلع نباشند . مثلا"  انداختن عکس های دسته جمعی با دانش آموزان ،برگزاری جشن فارغ التحصیلی  یا اتمام پایه برای کلاس خود ، شرکت در نماز جماعت مدرسه همراه دانش آموزان ، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و پرورشی همراه دانش آموزان ،شرکت در اردوها و بازدیدهای خارج از مدرسه همراه آنان ، سخنرانی در مراسم آغازین مدرسه ، کمک و مساعدت مدیر ، معاون و مربی پرورشی در اجرای برنامه ها به مناسبتهای مختلف مذهبی و اعیاد  ، امانت دادن کتاب و مجله و غیره به دانش آموزان ،و فعالیتهای متنوع دیگر  ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

در زندگی روزمره هر یک از ما انسان ها بارها اتفاق افتاده است که به دلایل مختلف، مسئله ای را اعم از کوچک یا بزرگ، مهم یا غیر مهم، حیاتی یا غیر حیاتی؛ فراموش کرده ایم و این فراموشکاری برایمان دردسر، شرمساری و خجالت و بدتر از همه توبیخ به همراه داشته است.

به طوری که خود را سرزنش نموده و به خود قول داده ایم که این اتفاق دیگر تکرار نشود. برای این امر، روش های مختلفی را هم همچون علامت زدن روی دست و … را امتحان نموده و سعی نمودهایم تا حواسمان را کاملا جمع نماییم تا بار دیگر با یک اشتباه ناخواسته، شرمنده دیگران نشویم! اما این موارد هم هیچ تاثیری روی جمع شدن حواس ما نداشته و آنقدر این عمل را خواسته یا ناخواسته و در دفعات مختلف تکرار نموده ایم که دوستان به ما انگ «حواس پرت» چسبانیده اند.

 اما بدانید که این مسئله هم مانند مسائل دیگر به راحتی قابل پیشگیری است. بطوری که  می توان با بکارگیری تکنیک هایی بسیار ساده، همیشه و در هر سن و سالی که هستیم، ذهن، فکر و اندیشه مان را جوان و هوشیار نگاه داشته و از زندگی خود لذت ببریم. برای این کار تنها کافی است:


۱٫ ورزش را حتی برای دقایقی کوتاه در برنامه روزانه خود قرار دهیم. به گفته پروفسور «جان جی راتی» نویسنده کتاب راهنمای استفاده از مغز، ورزش بیشتر از آنکه برای جسم مهم باشد، برای پرورش ذهن و روح آدمی است. زیرا که تاثیر مستقیم بر حوصله، توانایی، هوشیاری و احساس سرحالی فرد دارد.

برای این کار لازم نیست حتما به کلاس های ورزشی رفته و ساعاتی را در آنجا بگذرانیم. پیاده روی یکی از مفرح ترین و در عین حال کم هزینه ترین ورزش هایی است که می توان روزانه با صرف ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در هوای آزاد انجام داد.

طبق تحقیقات گروهی از محققان دانشگاه میشیگان، افرادی که در در فضای سبز و پارک ها به پیاده روی می پردازند، حافظه، توجه و دقت شان، در مقایسه با افرادی که در خیابان‏های شهر پیاده ‏روی می‏کنند ۲۰ درصد بیشتر است. پس با پیاده روی در فضای آزاد، به خود این امکان را می دهیم تا بهتر فکر کرده، روحیه قوی تری داشته باشیم و کارهای روزمره را به نحو احسن انجام دهیم.


۲٫ سعی کنیم در هر سنی که هستیم، ذهن خود را به فعالیت واداریم و نگذاریم همیشه در حال استراحت باقی بماند. بسیاری از ما فکر می کنیم که یادگیری و آموزش تنها برای دوران مدرسه و دانشگاه بوده است و بس. این تفکر بسیار اشتباه است. آدمی در هر سن و شغلی که هست، نیازمند یادگیری و آموزش می باشد. زیرا اگر ذهن خود را درگیر آموزش و یادگیری کارهای جدید نکنیم، به روند کاهش قوای فکری خود کمک نموده ایم. بنابراین برای جلوگیری از این موارد می بایست خود را به مطالعه، حل جدول، بازی شطرنج، یادگیری زبان جدید، نواختن یک ساز موسیقی و به طور کلی هر هنری که دوست می داریم، سرگرم نماییم و از این طریق ذهن خود را قوی تر کرده و سلامت فکری و ذهنی را برای خود به ارمغان آوریم.


۳٫ در برنامه غذایی خود تغییر ایجاد کنیم. استفاده از انواع غذاهای آماده، چرب، شور، شیرین و … نه تنها سلامت جسمی ما را به خطر می اندازند، بلکه قوای ذهنی ما را نیز مختل می نمایند. با مصرف غذاهای دریایی، سبزیجات و میوه های تازه می توان قدرت تمرکز را بالا برده و مغز و حافظه مان را نیز تقویت نماییم.


۴٫ ساعات خواب خود را تنظیم کرده و به اندازه و با آرامش خاطر بخوابیم. همانطور که می دانید، خواب یکی از مهمترین نیازهای آدمی است که جتما باید تامین شود. چرا که ما با چند ساعت خواب در شبانه روز، استراحت مغز خود را تأمین می نماییم. اگر خواب ما با آشفتگی همراه باشد و بنا به هر دلیلی به خوبی و با آرامش میسر نگردد، باعث می شود تا زود خسته و عصبانی شده، آرامش نداشته باشیم، کارهای خود را به کندی انجام دهیم و دائما در حال چرت زدن باشیم؛ که تمام این موارد سبب می شود تا تمرکز حواس و هوشیاری لازم را نداشته باشیم و ذهنمان آمادگی لازم جهت درک و کنترل امور را نداشته باشد.

۵٫ استرس و اضطراب را در درون خود از بین ببریم. متاسفانه، یکی از مشکلات روانی که در جامعه کنونی، بیشتر مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، افتادن در دام استرس و اضطراب است. این امر لطمات جبران ناپذیری بر سلول های ذهن ما وارد می کند. به طوری که وقتی دچار استرس و اضطراب می شویم، نمی توانیم بدرستی روی کارها و اعمالمان تمرکز داشته و درست تصمیم گیری نماییم. بنابراین بایستی با سعی و تلاش و تغییر در دیدگاه خود، استرس و اضطراب را مهار نماییم تا از این طریق هر آنچه که به ذهن سپرده ایم را فراموش نکنیم.


۶٫ روابط خود را با دوستان مان حفظ کرده و با دلایل بی مورد، از بودن در جمع کناره گیری نکنیم. تحقیقات مختلف نشان داده است که ارتباطات چه به صورت دیداری و چه کلامی نه تنها آدمی را از انزوا و افسردگی دور می کند، بلکه موجب تقویت حافظه و هوشیاری ذهن او می شود. همچنین، در پی داشتن روابط مستمر با دیگران است که می توانیم بهتر فکر کرده و به دنبال آن مسائل و مشکلات زندگی را بهتر حل نماییم.

در آخر یادمان باشد که
باد می وزد … می توانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی… بدان که تصمیم با توست.

****

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید : ( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ) و یا (۱۰ بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم) در این موارد مشکل چیست ؟ آیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت

نکاتی چند درمورد روشهای صحیح مطالعه (ویژه آغاز امتحانات دانش آموزان)

؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما چنین نیست. واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
▪ زمان مطالعه را کاهش میدهد.
▪ میزان یادگیری را افزایش میدهد .
▪ مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
▪ بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.
برای داشتن مطالعه ای فعال وپویا نوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور کرد . یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.
▪ شش روش مطالعه : خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .
▪ خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند
▪ حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
▪ خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست
کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .
خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
هرگاه دانش آموزان متوجه شوند که آنچه معلم به هنگام وعظ و خطابه در کلاس بيان مي دارد، با آنچه وي عملااز خود بروز مي دهد متفاوت است، يعني هماهنگي بين عقيده وعمل او وجود نداشته باشد، آنان به چنين موعظه هايي توجه نخواهند کرد و در پي عمل کردن به آنها برنخواهند آمد. اين تفاوت و ناهماهنگي ممکن است بين انتظارات معلم از دانش آموزان و امکاناتي که عملابه آنان داده مي شود نيز مشاهده شود. اگر معلم به دانش آموزان گوشزد کند که مجاز نيستند قبل از آنکه زنگ تفريح زده شود کلاس را ترک کنند اما در عمل نتواند اين قانون را جامه عمل بپوشاند اعتماد دانش آموزان نسبت به قدرت رهبري معلم به تدريج کاهش مي يابد.
رفتار دانش آموزان همچنين تحت تاثير اعمال معلم در موارد زير است: معلم به اهميت مطالعه و خواندن کتاب تاکيد فراوان مي گذارد، اما خود او حتي يک کتاب هم نمي خواند.
معلم رعايت اصول اخلاقي را محترم و مهم مي شمارد ولي دائما بر سر مسائل جزئي با خشم و فرياد با دانش آموزان روبرو مي شود. معلم تاکيد مي کند که احترام به عقايد و نظريات ديگران و بويژه دانش آموزان همواره موردنظر اوست، ولي مکررا عقايد دانش آموزان را که به نظر خودش نادرست و احمقانه است به مسخره مي گيرد. در تمام موارد دانش آموزان به جاي توجه به آنچه معلم به شکل نظري بيان مي دارد، به رفتارها و واکنش هايي که عملااز خود نشان مي دهد گرايش پيدا مي کنند. معلمان قاهر و زورگو با رفتارهاي خصمانه اثرات زيان بخشي بر روي رفتار دانش آموزان دارند، در حالي که معلمان مهربان با رفتارهاي غيرتهاجمي مي توانند به سازگاري اجتماعي دانش آموزان خود کمک کنند. بعضي از نشانه هاي رفتارهاي خصمانه عبارتند از اعمال قدرت، خجالت زده کردن و پافشاري در مطيع بودن دانش آموزان. براي رفتارهاي ملايم و منطقي نيز مي توان از تائيد نظرات دانش آموزان، تشويق دانش آموزان به شرکت در بحث هاي کلاسي، اظهار علاقه نسبت به فعاليت هاي دانش آموزان و همدردي و درک دانش آموزان نام برد. دانش آموزان در کلاس هايي که توسط معلم مهربان و منطقي اداره مي شود رفتارهاي سازگارتر و ملايم تري از خود نشان مي دهند و عکس اين قضيه نيز صادق است. به اين ترتيب نبايد فراموش کرد که معلم مي تواند تاثير فوق العاده اي بر محيط کلاس و در نتيجه بر رفتار دانش آموزان داشته باشد. بين معلم و شاگرد نبايد تاثير دانش آموزان بر رفتار معلم را ناديده انگاشت، زيرا که اين تاثير و تاثر الزاما در يک فرآيند دوطرفه انجام مي گيرد. در اغلب موارد الگوي رفتاري و واکنش هاي (مثبت و منفي) معلم در کلاس رابطه و هماهنگي قابل توجهي با نوع رفتارها و واکنش هاي دانش آموزان در کلاس دارد. به طور کلي تدريس در کلاس به شکل يک رابطه دو جانبه رخ مي دهد که در آن، دانش آموزان و معلمان يک واحد در هم تنيده را تشکيل مي دهند. مثلاهنگامي که دانش آموزان در کلاس بدرفتاري مي کنند برنگرش معلم نسبت به آنان تاثير گذاشته و اين نيز به نوبه خود بر نگرش دانش آموزان نسبت به معلمشان اثر خواهد گذاشت. اين تاثير و تاثرها نقش اساسي در بالاو پايين بردن سطح يادگيري دارد.
معلم واقعي کيست؟
بسياري از معلمين تازه کار غالبا مقدار زيادي از وقت خود را به طراحي و تمرکز بر روي دروس و موضوعات صرف مي کنند و فراموش مي کنند که تدريس خوب صرفا به شيوه ها و کارافزارهاي يادگيري خلاصه نمي شود. گروه زيادي از معلمين به هنگام تدريس، به جاي آنکه شخصيت و رفتاري واقعي و طبيعي براي برقراري ارتباط با دانش آموزان از خود نشان دهند به ايفاي نقش و بروز رفتارهاي مصنوعي مي پردازند. اين گروه فکر مي کنند که ايفاي نقش مي تواند آنان را در جلوگيري از بروز مسائل و مشکلات مربوط به نظم و انضباط محيط کلاس ياري دهد. رفتارهاي سرد، خشن و دور از انسانيت بعضي از معلمان در محيط کلاس با فلسفه آموزش و نقش و رسالتي که به عهده آنان گذارده شده مغايرت دارد. اين گونه رفتارها گاهي به اين علت از آنان سر مي زند که فکر مي کنند در صورتي که رفتاري مهربانانه و روابطي دوستانه با دانش آموزان داشته باشند ممکن است آنان را افرادي سهل انديش، بي کفايت و سست نظر قلمداد کنند. متاسفانه به دفعات زياد مشاهده شده که معلمين تازه کار را با رهنمودهاي غيرمنطقي و به دور از احساسات انساني نظير “از همان آغاز با سرسختي صداي دانش آموزان را خفه کنيد” و يا قدرت و رياست خود را به دانش آموزان نشان دهيد و “به آنان اجازه ندهيد در هيچ موردي اعتراض کنند” مواجه ساخته و بسياري از اين گونه معلمين نيز چنين رهنمودهايي را در تدريس خود به کار گرفته اند. اين نگراني وجود دارد که معلم ضمن اينکه به ايفاي نقش مي پردازد ممکن است آن را کاري راحت يا حداقل موفقيت آميز بيابد و به تدريج در اين قالب فرو برود. کم کم رفتارش بر محور اعتقادات سنتي سازمان مي گيرد؛ به طوري که ديگر قادر نيست خود را از چنين قالبي رها سازد. در اينجا به بعضي از اين اعتقادات سنتي تدريس که نسل به نسل به معلمين انتقال يافته است اشاره مي کنيم:
من، سکوت و ميانه روي را پيشه مي کنم
براساس اين اعتقاد معلم موجودي است بي ثمر و فاقد تحرک که هر موقعيت و رويدادي را با سردي و سکوت مي نگرد. او در هر شرايطي خلق و خوي بي طرفانه از خود نشان مي دهد و در واکنش هاي او اثري از شادي، غم، تواضع يا تکبر مشاهده نمي شود. در کليه بحث ها نقشي خنثي بازي مي کند و عقايد و انديشه هاي شخصي خويش را ابراز نمي دارد.
من به همه کودکان عشق مي ورزم
براين اساس معلمان بايد همه کودکان را به يک ميزان دوست داشته باشند. عصبانيت، نفرت و طرد، جايي در قلمرو احساسات معلم ندارد! معلميني که اين احساسات طبيعي را تجربه مي کنند گاهي دچار احساس گناه مي شوند، زيرا به غلط به آنان گفته شده که معلم خوب بايد فاقد اين گونه احساسات باشد؛ يعني عصباني نشود، هيچ کس را طرد نکند. بايد توجه داشته باشيم که وقتي مي گوييم معلم بايد همه کودکان را دوست داشته باشد، از لحاظ اينکه کودکان همه انسان هستند و حق دارند که دوست داشته شوند، حرف درستي است اما به آن معنا نيست که معلم ملزم باشد بر ساير احساسات طبيعي خود سرپوش بگذارد. خشم، عصبانيت، طرد و امثال آن نيز مي تواند از سوي معلم و البته به عنوان بخشي از ابزارهاي تعليمي و پرورشي در مقابل رفتارها و کنش هاي مختلف کودکان بجا و سنجيده به کار گرفته شود. در چنين حالتي خشم و طرد، عين دوست داشتن و در امتداد آن خواهد بود.
من با همه کودکان، رفتاري يکسان دارم
اين باور بيانگر آن است که معلمان بايد همه کودکان را به يک ديد نگاه کنند و احساس و رفتار يکساني نسبت به آنان داشته باشند. اين ديدگاه را بايد از دو لحاظ بررسي کرد؛ آنجا که توجه ما به تفاوت هاي اقتصادي، طبقاتي و اجتماعي معطوف است، اتخاذ روش و برخورد يکسان و به دور از تبعيض با دانش آموزان نه تنها صحيح است بلکه از جنبه اخلاقي و انساني ضروري و الزامي هم هست. اينجاست که معلم بايد مراقب رفتارهاي خود باشد اما آنجا که تفاوت هاي فردي در زمينه ساختارهاي ذهني و خصوصيات رواني- بدني رخ مي نماياند، روش و برخورد يکسان از سوي معلم عين ستم و بي عدالتي است.
کودکان به من نياز دارندwww.zibaweb.com
اين باور اساسا از اين قضاوت نادرست نشات مي گيرد که کودکان براي حرف زدن، فکر کردن و عمل کردن به حمايت و کمک معلم وابسته اند و مستقلاقادر نيستند به کاري بپردازند و مسئوليت يادگيري خود را در کلاس به عهده بگيرند. بديهي است که چنين عقيده اي با روند طبيعي رشد و هدف اصلي تعليم و تربيت مغايرت دارد. معلم بايد در فرآيند يادگيري عمدتا نقش راهنما و تسهيل کننده را داشته باشد و زمينه هاي لازم براي تحرک و فعاليت و خودجوشي دانش آموزان در جريان کلاس را فراهم سازد. رعايت اين اصل از سوي معلم نقش شايسته اي در ساختار رفتاري دانش آموزان دارد و تقويت اتکاي به نفس و اعتماد به خود را در آنان باعث خواهد شد.
من پاسخ همه سوالات را مي دانم
اين عقيده چنان احساس نامطلوبي در بعضي از معلمان به وجود مي آورد که آنان را از پذيرش اشتباه باز مي دارد.
بر اين اساس معلمين به سختي مي توانند عبارت “نمي دانم، ولي سعي مي کنم پاسخ آن را بيابم” را بر زبان جاري سازند. اگر معلم واقعي و خودش باشد، دانش آموزان قادر خواهند بود با او- آن چنان که هست- ارتباط برقرار کنند؛ يعني با کسي که به عنوان يک موجود انساني، داراي احساسات و عقايدي است و صرفا به شکل عاملي که دستورات و فرامين ديگران را عمل مي کند، نيست. دانش آموزان به اين ترتيب پي خواهند برد که معلم “خويشتن خويش” است و ممکن است مرتکب اشتباهاتي بشود. گذشته از آن هرگاه که اشتباهي از او سر مي زند اين شهامت را دارد که به راحتي آن را بپذيرد. هرچه باشد، به هرحال او انسان است و ممکن است خطاهايي از او سر بزند. ولي متاسفانه فقط عده معدودي از معلمان، اين واقعيت را به ذهن دانش آموزان خود منتقل مي سازند که معلم نمي تواند موجودي ماوراي انسان، بي عيب و به دور از خطا و اشتباه و منبع همه علوم باشد. دانش آموزان با معلميني که اشتباهات خود را مي پذيرند و نقش برج عاج نشين و عالم به کل علوم را بازي نمي کنند بهتر و راحت تر مي توانند رابطه برقرار کنند.
ويژگي هاي معلمان موفق و ناموفق
از ديدگاه انسان گرايانه مي توان گفت معلمان کارآمد کساني هستند که به مفهوم دقيق کلمه “انسان” هستند. آنان با برخورداري از زيباترين احساسات انساني با روشي منصفانه، آزادمنشانه و فارغ از گرايش هاي ديکتاتور مآبانه با دانش آموزان رفتار مي کنند و قادرند به راحتي و به شکل طبيعي با آنان روابط دوستانه و انساني برقرار کنند. معلمان نالايق و ناموفق نيز به نظر مي رسد که از احساسات انساني بي بهره اند و همواره در پي جاه طلبي، اعمال قدرت و استفاده از شيوه هاي ديکتاتوري در کلاس هستند و کمتر به نيازهاي دانش آموزان خود مي انديشند. گروهي چنين مي پندارند که اگر کسي دانشجو يا طلبه خوبي باشد معلم خوبي نيز هست و چنين استدلال مي کنند که هرگاه معلمي به موضوع تدريس خود تسلط داشته باشد مي تواند به خوبي آن را تدريس کند، اگرچه اين امر تا حدودي صحت دارد، ولي ميزان دانش و تسلط معلم بر موضوع درس به تنهايي نمي تواند فضاي خالي موجود بين تدريس و فراگيري را پر سازد. بهترين مثال اين ادعا در مقاطع عالي تحصيلي مشاهده مي شود. استاداني که بيشترين دانش را در يک موضوع خاص دارند الزاما از لحاظ تدريس بهترين استادان نيستند. در مورد اين گروه معلمين بارها شنيده شده است که “موضوع درس را به خوبي مي داند ولي قادر به برقراري ارتباط نيست، گوش دادن به حرف هايش سردرد مي آورد يا موضوع درس را به شکل خام ارائه مي دهد.” اين عبارات نمايانگر آن است که مشکلات مربوط به روابط بين معلم و دانش آموزان صرفا ناشي از ميزان دانش معلم نيست. اين امر به آن معنا نيست که اهميت تسلط معلم بر موضوع تدريس، ناديده انگاشته شود، بلکه خود نيز به عنوان آموزگار بر آن تاکيد کافي داريم اما نگاهي به ميانگين نمرات، ضريب هوشي و ميزان آمادگي کارآموزان معلمي به هنگام طي دوره تربيت معلم اين حقيقت را آشکار مي سازد که بين عوامل مذکور و ميزان موفقيت و کارآمدي اين افراد در زمان تدريس عملي در کلاس ها همبستگي مختصري وجود دارد.
متغيرهاي ديگري نظير گرمي سخن و مهرباني و احساس مسئوليت در برابر نيازها و علايق دانش آموزان و رغبت به تدريس، رابطه معني دارتري با موفقيت معلم و ميزان آموخته هاي دانش آموزان دارد. به طور کلي هرچه بيشتر به جنبه هاي عاطفي و انساني در کلاس توجه گردد بيشتر مي توان به کارآمدي و اثربخشي تدريس معلم اميدوار بود. معلمي که اعتقاد دارد دانش آموزان از توانايي فراگيري برخوردارند، رفتار مطلوب تري از خود بروز خواهد داد تا معلمي که دانش آموزان را فاقد قدرت يادگيري مي پندارد. به نظر مي رسد که معلمين خوب و موفق را مي توان با توجه به اعتقادات زير نسبت به مردم از معلمين غيرکارآمد و ناموفق متمايز ساخت: معلم خوب، معتقد است که سايرين خود قادر هستند مشکلات و مسائل خويش را بررسي کنند و راه حل موفقيت آميزي براي آنها بيابند.
ديگران را به منزله دوستان خود مي پندارد و اعتقاد دارد که آنان همواره در راه تکامل خود گام بر مي دارند.
ديگران در نظر او موجوداتي با ارزش و متعادلي هستند و هرگز کسي را عاطل و بي ثمر نمي انگارد. مردم و رفتار آنان را از ديدگاه رشد توسعه دروني نه محصولي از وقايع بيروني براي شکل بخشيدن به موجوديت انسان، مي نگرد و معتقد است که مردم از خلاقيت و پويايي کافي برخوردارند و اين فکر که ديگران فاقد نيروي سازنده هستند هرگز در او راه پيدا نمي کند. مي پذيرد که مردم ارزش اين را دارند که مورد اعتماد و اطمينان قرار گيرند و به شيوه اي منطقي و قانوني با آنان رفتار گردد. معتقد است که مردم با برخورداري از تعالي بالقوه به سوي رسيدن به کمال در حرکت اند و آنان هرگز به منزله موانعي بر سر راه ديگران و تهديد آنان قلمداد نمي شوند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 

 

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد. عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.

 

اگرچه هنگاميكه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نميگيرد، بسيار ناراحت كننده است، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه ميتوانند با بي اعتنايي و گوش ندادن، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت ميكنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نميخواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط ميخواهند استقلال خود را نشان دهند. البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد. دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد

·  عصبانـــــي نشـــــويد.

تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد

·  مسائــــل را بــــراي فـــــرزندتان شــــــرح دهيد .

بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.

·  مطالب را به سادگـــــي عنـــــوان نماييد .

به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.

·  از فـــــرزند خود بخواهيد كه مطالب مهـــم را تكــــرار كند.

اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟

·  ارتبـــاط واقعــــي بــــرقـــــــرار سازيد.

چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط  برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.

·  جدولـــــي را تهيــــه نماييد.

چنانچه صبح ها  سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.

·  به او تـــــوجه كامـــــل داشته باشيد.  

چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.) به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.

·  بــــي جهت نگـــــران نشويد.

اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
-عددهای زیر را با رقم بنویسید.

(چهار صدو هفت هزارو دویست و پنج) (.....................)

(نودو هشت هزارو سیصدو پنجاه و یک)  (....................)

(دویست هزارو پانزده)   (.................)

شصت هزارو هفت صدو سی و دو   (.................)

۲-اعداد زیر را با حروف بنویسید.

         (۲۳۴۵۶۷)............................................................

        (۴۰۵۲۰۸).............................................................

        (۹۰۰۰۱۲)..............................................................

        (۸۰۳۰۲)............................................................

۳-در عدد ۵۲۸۴۰۹  که یک عدد شش رقمی است. رقم صدگان و صدگان هزار آن را مشخص کنید.

رقم صدگان  (........)        رقم صدگان هزار (..........)

۵-بزرگترین و کوچکترین عدد چهار رقمی را  با رقم های ۵ و ۰ و ۳ و ۶  بنویسید.

بزرگترین (.................)                 کوچکترین (.................)

 ۶-علامت >=< بگذارید.

      ۲۰۳۵۱۲     ۲۰۳۵۱۳                        ۹۲۸۵۱     ۱۲۳۰۵۱

       ۵۴۸۱۲     ۴۹۸۵۵                          ۲۰۰۰۰      ۲۰۰۰

۷-اعداد ۲۵۳۴۶۸   و ۲۴۸۷۵۳  و  ۳۵۸۲۰۰   و ۴۰۰۱۰۰  را از کوچک به بزرگ مرتب کنید.

۸-به چه خط هایی نیم خط  و خط راست و پاره خط می گویند و نمونه ای از هر خط را بکشید.

۹-نقطه ای در ورقه خود گذاشته و آن را (م) بنامید و از نقطه (م) شش نیم خط کشیده و آنها را نامگذاری نمایید.

۱۰- خطی را بکشید و آن را (س  م ) بنامید و روی آن نقطه ای را در نظر گرفته و آن را نیز ( ص ) بنامید و از نقطه (ص) ۴ نیم خط که خط (س   م) را قطع کند بکشید و آنها را نامکذاری نمایید.

۱۱-در جاهای خالی عدد مناسب بگذارید.

                          = 310+(296-945)                              =(۸۵۲-۱۰۵۴)-۳۵۲۱    

۱۲-مجموع دانش آموزان کلاسهای اول و سوم و چهارم دبستان سعدی سلماس ۹۸ نفر می باشد . که از این تعداد ۳۱ نفر کلاس چهارم و ۳۸ نفر کلاس اول می باشد .حساب کنید دانش آموزان کلاس سوم چند نفر می باشد.

۱۳-مجموع پول سه نفر ۷۸۰۰۰ریال می باشد .اگر پول اولی ۲۴۰۰۰ ریال و  دومی ۱۸۰۰۰ریال باشد پول نفر سوم چند ریال می باشد؟

۱۴-اختلاف بزرگترین عدد چهار رقمی و کوچکترین عدد پنج رقمی را بدست آورید.

۱۵-فاصله بین دوشهر سلماس تا ارومیه ۸۵ کیلو متر است . دوچرخه سواری در ساعت اول ۲۲ کیلومتر و در ساعت دوم ۱۹ کیلو متر و در ساعت سوم ۱۵ کیلو متر از این راه را از سلماس به طرف ارومیه طی می کند . چند کیلومتر دیگر مانده تا به شهر ارومیه برسد؟

۱۶-تعداد دانش آموزان دبستان سعدی سلماس ۱۸۶ نفر می باشد. دبستان باقرالعلوم ۲۵ نفر دانش آموز بیشتر  دبستان سعدی دارد.حساب کنید دبستان باقرالعلوم چند نفر دانش آموز دارد؟ و این دودبستان  چند  دانش آموز دارند؟

۱۷- به نقطه برخورد دو نیم خط و نقطه مشترک آن ها ...............می گویند؟

۱۸-زاویه بزرگتر از زاویه راست را زاویه ................و زاویه کوچکتر از زاویه راست را زاویه.............می گویند؟

۱۹-برای تشخیص درست زاویه از وسیله ای به نام ..............استفاده می کنیم.

۲۰-  با استفاده از خط کش و پرگار زاویه ای تند کشیده و نیمساز آن را رسم کنید.

۲۱-پاسخ ضرب های زیر را به کمک جمع مانند مثال بدست آورید.

                                                       ۲۴=۶+۶+۶+۶             ۲۴=۴X۶

                          =۴X۳=                                      ۴X۸ =                                        ۷X۳

۲۲=در جاهای خالی عدد مناسب بنویسید.

          ۵×(......×۳)=(۵×۴)×۳            ......×.......=۸×۵            ......×.......=۱×۹

         ......×(۳۲×.....)= (۳×۳۲)×۲              (۱۲×۲)×۸=۱۲×(.......×........)

۲۳-مانند نمونه تساوی را کامل کنید.                ۶×۷+۶×۲=۶×(۷+۲)         

                                                                              =۵×(۴+۶)

                                                                              =(۸+۹)×۳

  ۲۴-برای ضرب ۶×۴  شکل بکشید.

۲۵-هریک از ضرب های زیر را انجام داده و تقسیم نظیر آن را بنویسید.

       (                    ) ......=۹×۸                 (                  )    ۴۲= ۶×......         

      (                    )   ۶۳=......×۷              (                  )    ۶۴=.......×۸

۲۶-حاصل هر یک از تقسیم های زیر را بدست آورید.

           .........=۸ : ۴۸           .........=۶: ۵۴            ........=۴ : ۲۴         ..........= ۷ :۴۹

           ........=۵ : ۴۵          .........=۳  : ۱۸          ..........=۹  : ۳۶        .........= ۶ : ۳۶

۲۷-حاصل ضرب های زیر را بدست آورید.

          =۴۲ × ۶            = ۷ × ۶۲            = ۳  × ۱۴          = ۹ × ۶۸           = ۷ × ۳۴

          = ۴ × ۱۲۳۴             = ۲ ×۲۲۳۳۴            = ۸× ۳۷۴۵         = ۵ × ۱۳۸۷  

۲۸-اتوبوسی در راه تهران هرساعت ۶۵کیلو متر راه طی می کند این اتوبوس در پس از ۵ ساعت چند کیلو متر را طی کرده است؟

۲۹-علی از کتابفروشی ۸ جلد دفتر خرید وقیمت هر یک از دفتر ها ۶۵۰۰ ریال بود .علی بابت خرید دفترها چند ریال پول باید بپردازد؟

۳۰-مدرسه راهنمایی  شهید سولدوزی  سلماس ۳ طبقه دارد که در هر طبقه ۸ کلاس ساخته شده است . اگر در هر کلاس ۳۰ دانش آموز مشغول به تحصیل باشد در این مدرسه چند نفر دانش آموز درس می خوانند؟

۳۱-وانت باری ۸ کیسه گندم ۸۰ کیلویی   و ۴ کیسه گندم ۵۰ کیلویی بار حمل می کند . این وانت چند کیلو گرم بار حمل می کند؟

  ۳۲-ماشینی در هر ساعت ۹۵ کیلو متر راه طی می کند .این ماشین در ۶ ساعت چند کیلو متر راه طی خواهد کرد؟

۳۳- حاصل هر یک از ضرب های زیر را بدست آورید.

               = ۱۰۰×۵۶۸           =۱۰۰۰ × ۲۸۷۴            = ۱۰ × ۱۰۰             = ۱۰۰ × ۳۲۰

              = ۳۰۰ × ۲۴۵۱          = ۸۰ × ۶۵۲             = ۲۰۰۰×۲۳۴۵           =۵× ۲۸۱

۳۴-محصول سیب یک باغدار در سلماس ۵۰۰۰ کیلو گرم می باشد . اگر این باغدار سیب ها را کیلویی ۴۵۰۰ریال بفروشد چند ریال پول باید بگیرد؟

۳۵-وزن علی ۲۲ کیلو گرم می باشد.اگر وزن پدر علی از ۳ برابر وزن علی ۶ کیلو گرم بیشتر باشد .پدر علی چند کیلو گرم وزن دارد؟

۳۶-کلاس پنجم دبستان سعدی ۲۸ نفر دانش آموز دارد .اگر کل دانش آموزان دبستان از ۶ برابر این کلاس ۲۰ نفر کمتر باشد .این مدرسه چند نفر دانش آموز دارد؟

۳۷-برای ضرب  ۲×(۳×۵) یک مسئله بنویسید.

۳۸-کتابفروشی برای مغازه خود ۲۸۰ جلد دفتر فنری به قیمت هر دفتر ۴۵۰۰ ریال می خرد این کتابفروش از بابت دفتر ها چند ریال باید بپردازد؟

 ۳۹-باغداری در شهر سلماس ۵۰۰۰کیلو گرم سیب قرمز به قیمت ۴۵۰۰ ریال و ۴۰۰۰کیلو گرم سیب زرد به قیمت ۲۰۰۰ریال فروخت .این باغدار از بابت فروش سیب های خود چند ریال دریافت کرده است؟

۴۰-قیمت یک مداد در یک کتابفروشی ۱۲۰۰ریال می باشد و قیمت یک کتاب کمک درسی در این کتابفروشی از ۱۰ برابر قیمت یک مداد ۱۱۰۰ ریال بیشتر است .قیمت کتاب کمک آموزشی چند ریال می باشد؟

۴۱-در یک اردوگاه ۴۳۵ چادر ۸ نفره بر پاشده است.ظرفیت این چادر ها چند نفر است؟۳۵۰۰نفر دانش آموز به این اردوگاه آمده اند .آیا چادر هایی که برپا شده است برای آن ها کافی است؟ چند چادر دیگر لازم است؟

۴۲-درخت هلویی در باغ پدر مهدی ۲۰۰ کیلو گرم هلو است .اگر بخواهد همه هلو ها را به قیمت کیلویی ۵۲۰۰ ریال بفروشد .چند ریال باید به او بپردازند؟

۴۳-در یک کار گروهی در کلاس چهارم دبستان سعدی علی مسئول خرید وسایل گروه خودشان شد و از نوشت افزار فروشی ۳۰برگ کاغذ به قیمت هر برگ ۱۰۰ریال و مقوا ۲برگ به قیمت ۳۰۰ ریال و چسب رازی ۴ عدد به قیمت ۱۵۰۰ ریال و کاغذ رنگی ۱۲عدد به قیمت ۵۰۰ ریال خرید. علی برای خرید این وسایل چند ریال باید بپردازد؟

۴۴-مجموع پول های حسن و حسین و محسن ۷۸۰۰۰ریال می باشد .اگر حسن ۲۲۰۰۰ ریال داشته باشد و حسین ۲برابر حسن پول داشته باشد . محسن  چند ریال پول دارد؟

۴۵-محصول خرمای یک نخل در جهرم ۳۰۰ کیلو گرم می باشد .قیمت محصول این درخت  از قرار کیلویی ۴۲۰ تومان چقدر می شود؟

۴۶-دو خط که زاویه بین آنها راست باشد دو خط .................می نامند؟

۴۷-دوخط متقاطع چگونه بر هم عمود می شوند؟

۴۸- خطی به اندازه ۴ سانتی متر بصورت افقی کشیده وآن را (د-م) بنامید.در فاصله دو سانتی متر در بالای آن نقطه ای گذاشته و آن را (ز) بنامیدو از آن نقطه خطی عمود بر خط (د-م) بکشید.

۴۹-خط عمود مصف چه نوع خطی است؟

۵۰-خطی به اندازه ۳ سانتی متر کشیده و عمود منصف آن را رسم کنید؟

۵۱-یک پاره خط چند تا عمود منصف می تواند داشته باشد؟

۵۲-ضرب های زیر را انجام دهید.         =۲۳×۸۴                    =۵۲×۱۲۳                 =۲۸×۶۳

              =۴۳×۷۸۵                     =۳۴×۲۵۸                    =۳۴×۷۵۳                 =۶۹×۱۲۸

              =۱۲۵×۳۲۶                  =۱۵۰×۴۲۶                 =۲۳۰×۱۵۹               =۴۵۸×۲۴۳۵

۵۳-صدا در هر ثانیه مسافتی در حدود ۳۴۰ متر طی می کند. در ۱۵ ثانیه چه مسافتی را طی می کند؟

۵۴-قلب یک کودک در هر دقیقه ۱۱۵ بار می زند. قلب او در هر ساعت چند بار می زند؟

۵۵-محصول گندم یک کشاورز سلماسی ۶۸ کیسه ۲۷ کیلو گرمی است. او چند کیلو گرم برداشت کرده است؟

۵۶-زمین در مسیر خود به دور خورشید، در هر ثانیه ۳۰ کیلو متر طی می کند. در ۲۵ ثانیه زمین چند کیلو متر طی می کند؟

۵۷-خطی که بر پاره خطی عمود باشد و آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کند ...............نامیده می شود.

۵۸-از یک نقطه روی یک خط چند خط عمود بر هم می توان رسم کرد؟

-یک خط                    -دوخط                -سه خط              -نمی توان خط عمود رسم کرد

۵۹-محمد ۲۸ کیلو گرم وزن دارد .اگر پدرش از ۳ برابر وزن او ۵ کیلو گرم کمتر باشد . پدر محمد چند کیلو وزن دارد؟

۶۰-ماشینی ۵۰ گونی برنج ۱۰ کیلو گرمی و همچنین ۴۰کیسه ماکارونی ۱۲ کیلو گرمی را حمل می کند .بار این ماشین چند کیلو گرم است.

۶۱-در باغی ۴۵۰کیلو هلو به قیمت کیلویی ۱۲۰ تومان و همچنین ۷۴۰ کیلو گلابی به قیمت کیلویی ۱۵۰تومان فروخته شد .صاحب باغ چند تومان پول دریافت کرده است.

۶۲-قیمت یک دفتری فانتزی معمولی ۶۰۰تومان است و قیمت یک دفتر فنر دار ۲۰۰برگ فانتزی از ۶ برابر قیمت دفتر اولی ۲۰۰ تومان کمتر می باشد. قیمت دفتر فنردار فانتزی چند تومان است؟

۶۳-محصول زرد آلوی یک کشاورز در آذربایجان غربی ۵۸۴ کیلو می باشد. قیمت محصول زرد آلو از قرار کیلویی ۴۰۶ تومان چقدر می شود؟

۶۴-هر مثلثی که یک زاویه قائمه داشته باشد چه نامیده می شود؟

-متساوی الاضلاع                -قائم الزاویه             -متساوی الساقین           

۶۵-دو خطی را که فاصله آنها در تمام نقاط یکسان باشد چه نامیده می شود؟

-دو خط متقاطع                  -دو خط موازی                    -دو خط عمود بر هم

۶۶-به هر چهار ضلعی که فقط دو ضلع موازی داشته باشد چه می گویند؟

-مربع                   متوازی الاضلاع              ذوزنقه     

۶۷-در مثلث قائم الزاویه به ضلع رو به روی زاویه قائمه ................. می گویند.

۶۸-هر مثلثی که یک زاویه آن راست (قائمه ) باشد مثلث................... نامیده می شود.

۶۹-به هر چهر ضلعی که فقط دو ضلع آن با هم موازی باشند ......................می نامند.

۷۰-وتر ضلع روبه روی زاویه قائمه در مثلث .......................می باشد.

۷۱-یک خط بکشید و در بالای آن در فاصله ۳ سانتی متری نقطه ای گذاشته و از این نقطه خطی به موازی خط کشیده شده بکشید.

 ۷۲-یک مثلث قائمه بکشید که اندازه ضلعهای زاویه قائمه آن ۳ و ۴ سانتی متر باشد .وتر آن را رسم کرده و بنویسید وتر آن چند سانتی متر است؟

۷۳-ذوزنقه ای رسم کنید که طول دو ضلع موازی آن ۳ و ۴ سانتی متر باشد.

۷۴-ذوزنقه ای رسم کنید که یکی از زاویه های آن قائمه باشد.

۷۵-برای عبارت زیر یک مسئله بنویسید.          =۶×(۴×۳)

 ۷۶-ضرب و تقسیمهای زیر را انجام دهید.

               ۶۳=۷×.....                   ۵۶= ۸ × .....                ۷۲ = ۹×.....        ۴۸= ......×۶

              .....=۷ : ۶۳                    ......=۸:۵۶                  .....=۹ : ۷۲       ......=۶ : ۴۸

۷۷- با توجه به درستی تقسیم در جاهای خالی عدد مناسب بنویسید.

                       ۱۲۳=۳+(۱۲×۱۰)

-خارج قسمت:............

-مقسوم:................

-باقی مانده:...............

-مقسوم علیه:...............

۷۸-اگر مقسوم و مقسوم علیه تقسیمی را ۴ برابر کنیم مقدار خارج قسمت آن چه تغییری می کند؟

-تغییر نمی کند                -۲ برابر می شود                      -نصف می شود

۷۹-اگر بخواهیم ۶ بسته ۱۲ تایی مداد را بین ۸ نفر بطور مساوی تقسیم کنیم به هر نفر چند مداد می رسد؟

۸۰-اگر مقسوم علیه تقسیمی ۵ باشد کدام یک از اعداد زیر نمی تواند باقی مانده آن تقسیم باشد؟

الف: ۳             ب:  ۲               ج:۱               د: ۶

۸۱-اگر ۷۵ دفتر را بخواهیم به دسته های ۵ تایی تقسیم کنیم چند دسته می شود؟

۸۲-اگر ۹۸ شاخه گل را به ۲ دسته مساوی تقسیم کنیم هر دسته .............ده تایی و .........یکی می شود.

۸۳-در تقسیم همیشه باقی مانده ................مقسوم علیه می باشد.

۸۴-قیمت ۸ کیلو گرم پرتقال ۵۶۰۰۰ ریال می باشد قیمت هر کیلو پرتقال چند ریال است؟

۸۵-   ۵۷ نفر از دانش آموزان دبستان سعدی به اردو رفتند اگر بخواهند برای هر ۸ نفر یک چادر تهیه کنند حداقل چند چادر برای آنها لازم می باشد؟

۸۶-محمد مطالعه کتاب داستانی را که ۵۶ صفحه داشت در یک هفته تمام کرد او در هر روز چند صفحه از کتاب را خوانده است؟

 ۸۷-یک اتومبیل در مدت ۶ ساعت ۵۱۰ کیلو متر راه طی می کند . این ماشین در هر ساعت چند کیلومتر راه طی می کند؟

۸۸-باغداری در سلماس ۱۲۶۵ کیلو گرم سیب را در جعبه های ۲۳ کیلو گرمی بسته بندی کرد .او چند جعبه سیب خریده است؟

۸۹-مسافت سلماس تهران ۸۲۵ کیلو متر است اتوبوسی این مسافت را در ۱۱ ساعت طی می کند این اتوبوس در هر ساعت چند کیلو متر راه طی کرده است؟

۹۰-یک خراط گیلانی روزی ۷ گلدان چوبی می تراشد. برای تراشیدن ۵۶ گلدان چند روز باید کار کرد؟

صفحه دوم

          

۹۱-یک کارگاه مجسمه سازی در منطقه اسلام آباد سلماس روزانه ۹ مجسمه بزرگ درست و بعد از رنگ آمیزی آنها را به قیمت ۴۵۳۰۰تومان می فروشد . قیمت هر مجسمه بطور متوسط چند تومان می باشد؟

۹۲-ماشینی فاصله سلماس تا زنجان را که ۴۸۵کیلو متر می باشد در طی ۷ ساعت طی می کند حساب کنید این ماشین در هر ساعت چند کیلومتر راه طی می کند؟

۹۳-علی بعد از وارد شسدن به یک کتابفروشی با ۵۴۰۰تومان پول ۹ جلد دفترچه خرید . قیمت هر جلد دفترچه چند تومان می باشد؟

۹۴-باغداری ۲۴ جعبه سیب که هر کدام ۲۰ کیلو گرم بود به ۱۲ خانوار بی بضاعت بطور مساوی اهدا کرد. به هر خانوار چند کیلو سیب رسیده است؟

۹۵-حسین به میدان میوه و تره بار رفته ویک جعبه پرتقال که ۱۶ کیلو گرم بود خرید و بابت آن ۱۰۴۰۰ تومان پول داد . حسین هر کیلو پرتقال را چند تومان خریده است؟

۹۶-دانش آموزان دبستان سعدی برای خرید پوشه کار ارزشیابی توصیفی این دبستان مبلغ ۱۳۵۰۰۰تومان کمک کرده اند که با این مبلغ می توان  ۹۰ پوشه کار خرید. قیمت هر پوشه کار چند تومان می باشد؟

۹۷-چهار نفر باغدار روی هم۴۸۲۵۶متر زمین زراعی دارند .اگر اینها بخواهند زمین های خودشان را بین خودشان تقسیم کنند به هر کدام چند متر زمین می رسد؟

۹۸-به هر چهار ضلعی که ضلعهای روبروی آن با هم موازی باشد .........................می نامند.

۹۹-در هر متوازی الاضلاع ضلعهای روبرو باهم ...............و..................هستند.

۱۰۰-در هر متوازی الاصلاع قطرها همدیگر را ....................می کنند.

۱۰۱-تفاوت بین مستطیل و متوازی  الاضلاع چیست؟

۱۰۲-با استفاده از خط کش و پرگار متوازی الاضلاعی رسم کنید که اندازه دو ضلع متوالی آن ۳ و ۴ سانتی متر باشد.

۱۰۳- با استفاده از خط کش متوازی الاضلاعی رسم کنید که اندازه دو قط آن ۳ و ۵ سانتی متر باشد.

۱۰۴-هر مستطیل یک متوازی الاضلاع است که زوایه های آن ....................می باشد.

۱۰۵-در مستطیل قطرها باهم ................ولی در متوازیالاضلاع قطرها بر هم ......................نیستند.

۱۰۶-با استفاده از خط کش و پرگار مستطیلی رسم کنید که اندازه های دو ضلع متوالی آن ۳ و ۴ سانتی متر باشد.

۱۰۷-واحد اندازه گیری مایعات .....................است.

۱۰۸-یک مستطیل به دلخواه رسم کنید که تمام ضلعهای َآن باهم برابر باشد. نام دیگر این شکل چیست.

  

۱۰۹-در هر متوازی الاضلاع ضلع های روبرو با هم ..........و ..........هستند.

۱۱۰-در هر متوازی الاضلاع زاویه های روبرو با هم ....................هستندو هر قطر از..........قطر دیگرمی گذرد.

۱۱۱-متوازی الاضلاعی رسم کنید که اندازه دو ضلع متوالی آنها ۳ و ۴ سانتی متر باشد.

۱۱۲-متوازی الاضلاعی رسم کنید که اندازه دو ضلع متوالی آن ۳ و ۵ سانتی متر بوده و زاویه قائمه داشته باشد.

۱۱۳-متوازی الاضلاعی رسم کنید که اندازه دو قطر آن ۴ و ۶ سانتی متر باشد.

۱۱۴-در هر مستطیل اضلاع روبرو با هم .....................و.................و زاویه های آن ............... وقطرها با هم ................وو هر قطر از .............قطر دیگر می گذرد.

۱۱۵- یکی از شباهتهای متوازی الاضلاع و مستطیل این است که در هر دو ..................روبرو با هم ......................و ..................هستند.

۱۱۶-تفاوتهای بین متوازی الاضلاع و مستیطل  را بیان کنید.

۱۱۷-واحد اندازه گیری مایعات ...................است.

۱۱۸-در هر لوزی ضلع های روبرو با هم .................و ..............هستند.زاویه های روبرو با هم .............

وقطر ها همدیگر را...........می کنند وقطر ها بر هم .................

۱۱۹-به هر لوزی که زاویه های آن قائمه باشد ......................می گوییم. و به هر متوازی الاضلاعی که زاویه های آن قائمه باشد ....................می گویند.

۱۲۰-با استفاده از دوو خط عمود یک لوزی رسم کنید که طول قطر های آن ۶ و ۴ سانتی متر باشد.

۱۲۱-یک لوزی رسم کنید که طول هر ضلع آن ۴سانتی متر باشد.

 

۱۲۳- قیمت یک مداد پیکاسو ۹۰ تومان است با ۷۰۰ تومان پول حد اکثر چند مداد می توان خرید و چند تومان باقی خوهد ماند؟

۱۲۴-برای خریدن ۲۵ دفتر فانتزی ۱۵۰۰۰تومان پول پرداخت شده است قیمت هر دفتر چند تومان می باشد؟

۱۲۵-کشاورزی ۳۲ جعبه سیب را به قیمت ۴۸۰۰۰تومان فروخت . این کشاورز هر جعبه سیب را چند تومان فروخته است؟

۱۲۶-علی در ماه مبارک رمضان تمام قرآن را می خواند. قرآن علی ۶۹۶ صفحه دارد و او هر روز ۲۴ صفحه می خواند. او در چند روز قرآن را تمام می کند؟

۱۲۷-اگر رقمی که در عدد ۲۵۳۰ در مرتبه ی مکانی کمتری قرار دارد با رقمی که در عدد۱۲۳۵۴۰۸ در مرتبه ی مکانی بیشتری قرار دارد را با هم جمع کنیم کدام عدد بدست می آید؟

الف) ۸        ب)۱۰             ج)۱            د)۳

۱۲۸-۲۵ روز بعد از یک روز سه شنبه چه روزی خواهد بود؟

الف) شنبه              ب) یکشنبه                 ج) دوشنبه                  د) سه شنبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
-       کدامیک از گزینه های زیر جزء ویژگیهای کامپیوتر در مقایسه با انسان نیست؟

الف- سریع                 ب- خستگی ناپذیر            ج- استفاده از برق             د- با دقت

2-       کدام گزینه جزء کامپیوتر های شخصی نیست ؟

الف- ابررایانه             ب- کامپیوتر رومیزی         ج- کامپیوتر دستی            د- کامپیوتر قابل حمل

3-       مهمترین کاری که کامپیوتر انجام می دهد چیست؟

الف- ورود صدا                        ب- بازی کردن                ج- حل مسئله(پردازش)     د- هیچ کدام

4-       کدام دستگاه ورودی نیست؟

الف- صفحه کلید                     ب- اسپیکر                      ج- اسکنر                       د- ماوس

5-       اطلاعاتی که ما به کامپیوتر به صورت ورودی می دهیم ، چه نام دارد؟

الف- پردازش              ب- اطلاعات                   ج- داده                          د- ورودی

6-       در مثال زیر خروجی که به ما می دهد چیست؟

« هنگامی که آب را وارد فریزر می کنیم، فریزر در نهایت به ما ..................  تحویل می دهد »

الف- آب ولرم             ب- آب سرد                    ج- یخ                           د- آب داغ

7-       کدام دستگاه خروجی نیست؟

الف- صفحه نمایش      ب- اسپیکر                      ج- چاپگر                       د- میکروفن

8-       پردازش کامپیوتر در کدام قسمت انجام می شود؟

الف- صفحه نمایش      ب- سی پی یو                 ج- دیسک سخت             د- صفحه کلید

9-       کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟

الف- دیسک سخت      ب- سی دی                    ج- رَم                            د- دیسکت

10-   کدامیک مقدار حافظه بیشتری در خود جای می دهد؟

الف- سی دی                         ب- دیسک سخت                        ج- دیسکت                     د- هیچ کدام

11-    .................................... رابط میان کامپیوتر و انسان است. « کدام کلمه مناسب جای خالی می باشد »

الف- سخت افزار                     ب- نرم افزار                    ج- هردو                         د- هیچ کدام

12-   کدامیک جزء برنامه های کامپیوتر نمی باشد؟

الف- برنامه کاربردی     ب- برنامه نقاشی              ج- بازی                         د- ماشین حساب

13-   کدامیک جزء اقدامات امنیتی و احتیاطی نیست؟

الف- نصب ویروس یاب            ب- تهیه نسخه ای از اطلاعات        ج- کشیدن کابل برق کامپیوتر         د- قرار دادن کلمه عبور

14-   کار ویروس در کامپیوتر چیست؟

الف- بازی کردن                                 ب- خاموش کردن کامپیوتر             ج- اشکال در کار کامپیوتر              د- هیچ کدام

15-   وظیفه ویروس یاب چیست؟

الف- شناسایی ویروس ها                      ب- اربین بردن ویروس ها              ج- هردوگزینه الف و ب                  د- هیچ کدام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
-  یکی از نیازهای انسان احتیاج به غذا است . خدای مهربان برای رفع این نیاز دستگاه گوارش را آفریده است .

دانش آموز خوبم اکنون :


الف- دو نمونه ی دیگر از نیازهای خودت را بنویس .


ب- برای رفع این نیازها خداوند چه توانایی هایی در اختیارت قرار داده است ؟


2- یک خاطره یا داستان کوتاه بنویس که نشان دهد خدای مهربان به فکر تو بوده و تو را یاری کرده است .


3- کتاب خود را باز کن و با مطالعه ی درس کودکی بر آب دلیل نگرانی و نیز امیدوار بودن مادر حضرت موسی (ع) را پس از به آب انداختن فرزندش بنویس .


** همکار محترم این سوال کتاب باز می باشد و هدف آن سنجش میزان درک مطلب فراگیران است . **


4- یکی از خواسته های خود را به صورت دعا در کادر زیر بنویس . سپس آن را با سلیقه ی خودت تزیین کن .



 

۱- غررالحکم و درالکلم

معلم خوب ازیک الگوی خاص به صورت متوالی در جلسات تدریس خود استفاده نمی کند چراکه این امر موجب ملامت وخستگی فراگیران ومعلم می شود ودر نهایت آثار و نتایج الگوی تدریس کاهش می یابد . بهتر است معلم سعی کند بنا به موقعیت وشرایط فرایند تدریس از شیوه یا الگوی تلفیقی ( ترکیبی ) استفاده کند البته باید توجه داشت که با آموزش واجرای الگوهای نوین تدریس نباید شیوه های سنتی مانند سخنرانی وتوضیحی به طور کامل کنار گذاشته شود زیرا هریک از شیوه ها والگوهای تدریس در موقعیت خودش ودرحد استفاده ی متعادل می تواند قابل دفاع وتایید باشد .


4-ظرافت های تدریس


معلم خوب باصدای رسا ودلنشینی درس را آغاز می کند .آهنگ وتن صدایش را گاهی تغییر می دهد . خیلی تند و خیلی آهسته صحبت نمی کند سعی می کند درخور فهم دانش آموزان خود صحبت کند ولهجه ی غلیظ نداشته باشد معلم متبسم و با چهره ای گشاده است . همیشه نگاهش را توزیع می کند یعنی بطور یکسان به همه ی فراگیران نگاه می کند محبت وتوجه اش راهم بطور یکسان تقسیم می کند ، او ظاهری تمیز وآراسته دارد وهمیشه رنگ لباسش را مناسب ، روشن وآرامش بخش انتخاب می کند .


معلم هراز گاهی جای خود را در کلاس تغییر می دهد ودر بین فراگیران حرکت می کند سعی می کند بایک مدل خاص نایستد . برخی مواقع برای تذکر دادن به فراگیران   از رفتارهای غیر کلامی استفاده می کند . معلم موفق همیشه از وسایل آموزشی خصوصا" از تابلو استفاده می کند . مطالب راهم خوش خط ومنظم می نویسد ودرهنگام نوشتن روی تابلو پشت به دانش آموزان نمی ایستد .


معلم همیشه یک جلد از کتاب درسی که تدریس می کند راهمراه خود دارد . کتاب را بودجه بندی می کند وطبق جدول زمان بندی پیش می رود اوفقط   به کتاب درس اکتفا نمی کند ودر تدریس از کتابهای دیگر بهره می برد گاهی هم کتابهای مناسب ومرتبط بادرس را به کلاس می آورد وبه دانش آموزان معرفی می کند .


در هنگام تدریس واژه های جدید و لغات را برای فراگیران روشن می سازد وبا مثال های عینی یادگیری دانش آموزان را سرعت می بخشد اوامکان سئوال کردن را به دانش آموزان می دهد اما بلافاصله جواب راخودش نمی گوید دانش آموزان را به فکر کردن وا می دارد وبرای پاسخ گفتن فراگیران را به مشارکت در بحث دعوت می کند معلم از عده ای خاص سئوال نمی کند پرسشهای او تهدید آمیز نیست پرسش هایی هم که پاسخ آن آری یاخیر است زیاد نمی پرسد او در پرسیدن سئوالات به همه حیطه های شناختی توجه می کند .


اگر دانش آموزی پرسشی از معلم بپرسد و معلم پاسخ آن را نداند او می تواند به راحتی وصادقانه بگوید : « نمی دانم » یا سئوال را بعنوان سئوال هفته انتخاب وبه دانش آموزان بگوید برای جلسه بعد روی آن فکر کنند ومطالعه نمایند .و یا اینکه دانش آموز را به کتابخانه دفتریا مدرسه ارجاع دهد واز کتابهای منبع استفاده کند .و درصورتی که جواب را فراموش کرده آنرا در کلاس مطرح تا سایر فراگیران به آن پاسخ دهند آنگاه جواب کامل راخودش بیان کند .


معلم می بایست شیوه های مطالعه مطلوب ویادگیری را به فراگیران خود یاددهد ، به فراگیران توصیه نمایند تا درهنگام تدریس یادداشت برداری نمایند معلم برای تنوع وجلوگیری از خستگی دانش آموزان از شیوه های قصه گویی وداستان گویی استاده می کند وگاهی هم به طرح معما ومسابقه می پردازد ونهایتا" معلم موفق همیشه سعی         می کند به فراگیران خود انرژی مثبت تزریق نماید.


5-              احترام به شخصیت فراگیر

1- بحار ، ج 23

یکی از طرق ارضای غریزه حب ذات ، تکریم دانش آموزان وتوجه به شخصیت آنهاست . احترام به کودکان ونوجوانان وحسن معاشرت با آنها از اساسیترین عوامل ایجاد شخصیت مطلوب در آنان است پیامبر اکرم (ص) فرمودند : به فرزندان خود احترام کنید   و باآداب وروشهای پسندیده باآنها معاشرت نمایید (1)


معلم خوب   دانش آموزان خود را دوست دارد وارادت قلبی خود را به زبان می آورد هر از چند گاه با فراگیران تماس فیزیکی برقرار  می کند باآنها دست می دهد ، دستش را روی شانه آنها می زند در کنار آنها می نشیند آنهارا به اسم صدا می زند و گاهی هم لبخند می زند بعضی   مواقع با فراگیران بصورت خصوصی ودو نفر صحبت   می کند معلم در هنگام تدریس وپرسیدن   درس مرتب از دانش آموزان تشکر می کند به آنها امید می دهد می گوید شما می توانید ، شما موفق خواهید شد .


معلم آگاه هیچ گاه به شخصیت دانش آموزان توهین نمی کند ، جملات رکیک و ناپسند به زبان نمی آورد برای اینکه فراگیران دچار عقده های روانی نشوند باید به میزان صحیح به افکار واعمال آنها احترام گذاشت ولی نباید از حدود صحیح   خود تجاوز نمود .


6- برخورد مناسب در مورد مشکلات   فراگیران


مشکلات وناراحتیهای رفتاری دانش آموزان اغلب از دونوع است : مشکلات درسی ومشکلات انضباطی ، مشکلات درسی ممکن است در اثر عدم توانایی جسمانی یا روانی دانش آموز باشد که در هر صورت باید با مراجعه   به پزشک وروانشناس وبه کار بردن روشهای آموزشی وپرورشی   مناسب افراد عقب مانده ، کم استعداد ومعلول در رفع آنها اقدام نمود. چنانچه این مشکلات براثر عدم توانایی نیست ،بلکه در نتیجه عدم انگیزش وعلاقه به درس وکلاس و یاضعف پایه درسی باشد باید با روشهای مناسب  آنها رابه شرکت وتوجه در کلاس وادار نمود .


همه کسانی که در باره مدیریت کلاس درس مطلب نوشته اند ، براین عقیده اند که معلمان باید سیاست انضباطی خود را اعمال کنند ودراین مورد ، همواره ثابت قدم باشند . هراندازه که اجرای سیاست مداومتر باشد، دانش آموزان هم بیشتر در خواهند   یافت که پاسخهای انضباطی   از سوی معلم ازقانون ناشی   می شود ، نه از شخص معلم ، برقراری انضباط همواره کمتر براساس میل وهوس یک معلم   در نظر گرفته می شود. پس معلم باید قانون را اجرا کند ودلیل تراشی رانپذیرد .


معلم باید اساس وریشه ی رفتارهای نامطلوب را از بین ببرد .


معلم نباید بوسیله تنبیه در صدد انهدام رفتار ناخواسته دانش آموز برآید بلکه او باید علت رفتار نامطلوب را شناسایی وآنگاه به درمان آن بپردازد معلم نباید هیچگاه سوء رفتار دانش آموزان را به خود ربط دهد وباآنها کینه توزی کند .   معلم باید دانش آموزان را در پیداکردن راه حل مشکلاتشان یاری کند واین امکان پذیزنیست مگر در سایه ارتباط سالم بین معلم ودانش آموز زیرا هرچه این ارتباط بین معلم وشاگردقوی تر باشد ،نیاز کمتری به استفاده از تکنیک ها برای اداره کلاس است .


معلم توانا در مورد رفتار ها وحرکات دانش آموزان بی تفاوت نمی ماند . هرگاه فراگیران به گفته فراگیر دیگری بخندند معلم باید باخنده نابجای آنان برخورد مناسب و تربیتی داشته باشد . اگر فراگیران طنز وشوخی داشته باشند درصورتی که  آن طنز وشوخی مناسب باشد باآنها همراهی می کند تا از این طریق ارتباط قلبی ودوستانه ی بیشتری با فراگیران پیداکند درغیر این صورت باید به آن طنز وشوخی جهت دهد ونهایتا" معلم   موفق با بکارگیری اصول وروشهای مناسب روانشناسی با دانش آموزان مشکلدار به گفتگو ومشاوره می پردازند ودر جهت حل مشکلات آنها تلاش می کند .


7-سازماندهی محیط کلاس


بهترین   فنون مدیریت کلاس آنهایی هستند که از بروز مشکلات جلوگیری می کنند واصلاح وتعدیل محیط کلاس درس کم وبیش این نقش را ایفا می کند . توماس گوردون در کتاب « آموزش اثر بخش معلم » فنون مختلف اصلاح محیط کلاس را چنین بیان می کند : غنی سازی ، محروم سازی ، توسعه دادن ، محدود کردن ، تنظیم دوباره و ساده سازی .


معلم باید سعی کند ابتدا محیط کلاس خود را غنی سازد تا از یکنواختی وخستگی دانش آموز کاسته شود غنی سازی زمانی صورت می گیرد که معلم هم به محیط فیزیکی وهم به محتوی کلاس توجه کند محیط فیزیکی کلاس مناسب از نظر ساختمانی ، زنگ ، نور ، وسایل وامکانات مورد نیاز است ومحتوی کلاس نیز شامل روشها وفنون مختلف آموزشی و... می باشد .


محروم سازی زمانی است که معلم به کم کردن امکانات محیط می پردازد یعنی کلاس درس را درجای تشکیل می دهد که احتمال بروز حواس پرتی کمتر وجوددارد . توسعه دادن نیز یعنی اینکه علاوه بر آنچه در کلاس درس وجود دارد معلم امکانات جدیدی را برای کلاس درس بوجود آورد گاهی با آوردن یک پوستر ، کتاب یا وسیله آزمایشیگاهی وگاهی هم با بردن دانش آموزان به یک محیط دیگر مثل کتابخانه ، آزمایشگاه ، جنگل و... محیط آموزشی را توسعه می دهد .


محدود کردن دانش آموزان زمانی است که دانش آموز فعالیت مثبتی را انجام نداده یا تخلفی را مرتکب شده است معلم با ممنوع کردن ارتباط او با برخی از وسایل یا کارهای خوشایند او مانند دسترسی به رایانه ، نقاشی ، و... به نوعی محیط را برای او محدود می کند اینکار به انضباط کلاس کمک می کند . بعضی مواقع تجدید نظر کردن در سازماندهی محیط کلاس وساده کردن محیط آن هم کار را جالب تر می کند .


یکی از عناصر مهم در سازماندهی وایجاد نظم ، داشتن توانایی وموفقیت درحل وفصل کردن مسائلی است که به طور همزمان اتفاق می افتند ( کویین ، 1970)


معلم باید افراد ، مواد آموزشی ، وقت ، فعالیت ها ودروس را سازماندهی وبرنامه ریزی کند البته این کار وقت زیادی می برد وباید با تمرین ، دقت ووقت گذاری صورت گیرد .


8-نظارت در کلاس درس


نظارت لازمه ی ثبات ، دوام وحیات یک واحد آموزشی است ( حسین پور 1377)


نظارت بخش مهمی از کاریک معلم در کلاس درس است . نظارت دقیق بر رفتار ونحوه ی فعالیتهای دانش آموزان در کلاس درس معلم و دانش آموزان را در راه رسیدن به اهداف یاری می دهد .


یکی از شیوه های نظارت معلم در کلاس درس استفاده از روشهای غیر کلامی می باشد . یک نگاه اجمالی معلم به سرتاسر کلاس ودانش آموز خلافکار ، می تواند رفتار خلاف را در مسیرش متوقف نماید . این امر بدون هیچ گونه مزاحمت واغتشاش برای بقیه افراد کلاس صورت می گیرد . ولفگاوگلیک من ( 1980) خیره شدن را به عنوان یکی از هفت فن معمولی که معلمان در برخورد با رفتار خلاف به کار می برند ، پیشنهاد می کنند . با اینکار معلم عملا" افراد خطاکار را برانداز می کند یعنی می خواهد بگوید من می دانم که چگونه رفتار می کنی . وقبل از آنکه اقدامی انجام دهد اطلاعات لازم را در مورد همه ی جوانب جمع آوری می کند .آنگاه با اخم کردن به دانش آموز خیره می شود ویا با اشارات غیر کلامی دیگر نارضایتی خود را از حرکات او ابراز  می نماید .این کار باعث ایجاد نظم در کلاس می شود.


    9-ارزشیابی از آموخته های فراگیران


ارزشیابی ، بخشی ازفرایند آموزش وپرورش است که براساس آن اطلاعات لازم در مورد یادگیری یا آموخته های دانش آموز جمع آوری وتجزیه وتحلیل می شود در پایان هریک از برنامه های آموزشی ، معلمان علاقه مند ند ، تا بازده فعالیتهای آموزش وپرورش ودیگر تغییرات حاصل دررفتار دانش آموزان را مورد بررسی وبازبینی قرار دهند تا معلوم شود چه اندازه به هدفهای مورد نظر رسیده اند . این قسمت از جریان آموزش وپرورش را ارزشیابی می نامند.


    ( پاشا شریفی ، 1376)


ارزشیابی معلم قبل از شروع درس ، حین تدریس و درپایان تدریس خود از دانش آموزان اگر بطور صحیح وعلمی باشد علاوه برایجاد نظم درکلاس وتعدیل رفتار دانش آموزان کمک بزرگی است به معلم برای بهبود و اصلاح روش های تدریس ووسیله ای است برای ایجاد رغبت وکسب عادات صحیح آموزشی وشناساندن هدفهای تدریس به دانش آموزان، لذا معلم باید سعی کند از کلیه فعالیتهای فردی و گروهی فراگیران از ابتدا تا انتهای یک جلسه درس و یک دوره ی تحصیلی ارزشیابی به عمل آورد . باید توجه نمود که سئوالات ارزشیابی ( چه شفاهی وچه کتبی ) از فراگیران فقط   از یک سطح یا طبقه ی خاص نباشد بلکه از طبقات  مختلف یک حیطه باشد .


هنگامی که از دانش آموزسئوال می کنید از او دور بایستید چرا که این کار باعث کاهش اضطراب دانش آموز شده واو می تواند پاسخ سئوال را باصدای بلند بدهد.


10-نکات ظریف معلمی


علاوه برمهارتها ونکاتی که جهت مدیریت کلاس بیان شد می توان به موارد زیر توجه کرد :


یکی از راههای موفقیت معلم در اداره کلاس اجرای دقیق برنامه طرح ریزی شده می باشد برای این کار معلم باید وقت شناس باشد به موقع شروع کند وبه موقع برنامه را پایان دهد ومرتب زمان را کنترل نماید .


یکی از چیزهایی که دانش آموزان در یک کلاس جستجو می کنند ، عدالت ، تساوی وانصاف است درهمه حال معلم باید مانند یک قاضی عادل باشد وبه عدالت رفتار کند او نگاهش رابه همه ی فراگیران بطور مساوی توزیع می کند وبه ایشان بطور یکسان توجه ومحبت می نماید .


گوش دادن به حرفهای دانش آموزان ، در واقع صرف وقت است به نحوی که دانش آموزان تا زمانی که مشکلاتشان را برای کسی بازگو نکنند امکان ندارد که به درس توجه نمایند لذا معلم موفق کسی است که بتواند خوب گوش دهد واجازه بدهد تادانش آموزان صحبت کنند .


هر دانش آموز باید قوانین کلاس را به روشنی بداند لذا معلم باید با کمک دانش آموزان خود قوانین منطقی ومناسبی را تدوین ودر دید دانش آموزان نصب نماید وعادت دهد تا دانش آموزان به قوانین ومقررات توجه کنند .


معلم خوب باید تفاوت های فردی دانش آموزان را در همه حال مد نظر داشته باشد وآنها را باخودشان بسنجد واز مقایسه کردن آنها خودداری نماید دانش آموزان چیزهای خیلی زیادی را از طریق مشاهده مدلها ونمونه های عبرت آمیز مانند رفتار وحالات معلم خود یاد می گیرند معلم باید بداند که بسیاری از آموخته های دانش آموز از رفتار وحالات مختلف اوست پس توجه داشته باشد که اویک الگواست .


معلم همه ی فراگیران را باتوجه به عملکردشان پاداش می دهد . تشویق های او متناسب با شرایط سنی ، نوع فعالیت وعلایق ورغبت های فراگیران است او با بیان جملاتی که بار مثبت دارند «مانند اینکه تو موفق می شوی ویا می توانی نمره خوب بگیری» سطح عزت نفس وخود باوری دانش آموزان را تقویت می کند .


استفاده از وسایل آموزشی وکمک آموزشی وبهره گیری از رایانه کلاس درس را جذاب ویادگیری را تسهیل می کند معلم با استفاده از ابزار مختلف تدریس را خوشایند می کند وبا آموزش کار با رایانه علاقمندی دانش آموزانش را چندبرابر می کند .


او دانش آموزان را گروه بندی می کند وتوجه ونظارتش را برکارهمه ی گروهها معطوف می کند دانش آموزان باهمکاری یکدیگر در گروههای آموزشی می توانند احساس تعلق را درخود بوجود آورند چرا که احساس  تعلق اولین انگیزه را برای کار وفعالیت های گروهی ومشارکت دانش آموزان فراهم می کند .


معلم خلاق هیچ وقت شاگردان را به پیروی از الگوی خاص مقید نمی کند بلکه با دادن آزادی وفراهم کردن احساس امنیت در کلاس ، زمینه تفکر خلاق را برای یکایک شاگردان فراهم می آورد ونهایتا" معلم دانا تلاش می کند تا یادگیری دانش آموزانش برای دانستن ، یادگیری برای انجام دادن ، یادگیری برای زیستن ویادگیری برای با هم زیستن صورت گیرد .


نتیجه 


آموزش وپرورش پویا وخلاق برمبنای روان شناسی تربیتی وتنوع ومشارکت دانش آموزان استواراست وامر یاددهی - یادگیری میسر نمی گردد مگر در محیطی که دانش آموزان احساس امنیت ونشاط داشته باشند ومعلم با استفاده از فنون معلمی آن محیط را به خوبی اداره کند . محیط واقعی کلاس درس هم نظم وهماهنگی می خواهد وهم مهارت وتخصص معلمی ، اداره کلاسی کار آمد وموثر یگانه راهی است که به آموزش ویادگیری کارساز ومؤثر ختم می شود وایجاد نظم وهماهنگی یکی از شرایط لازم آموزش سودمند است


برای اداره یک کلاس معلم باید باطرح وبرنامه ریزی مناسب کلاس را سازماندهی کند طرح درس را برمبنای استفاده از روشها والگوهای فعال تدریس تهیه وهمواره برکلاس درس نظارت مستمر داشته باشد واز آموخته های فراگیران ارزشیابی نماید . معلمی که ظرافت های تدریس را خوب می داند وبه شخصیت فراگیرانش احترام می گذارد بهتر می تواند مشکلات دانش آموزانش را حل وفصل نماید وبا اداره مؤثر کلاس یادگیری ویاددهی را تسهیل کند .

پیشنهادات :


1-        درگزینش معلمان به علاقمندی ، دانایی ، توانایی وتخصص آنان توجه شود


2-    باید برای معلمان بطور مستمر کلاسهای آموزشی وتربیتی ضمن خدمت تشکیل وآنها را تشویق نمود تا دراین کلاسها شرکت وبه اطلاعات کنونی خود بسنده نکنند .


3-    معلمان باید به شیوه ها والگوهای مناسب تدریس آشنایی کامل داشته باشند و بنا به موقعیت وشرایط فرایند تدریس از شیوه یا الگوهای مختلف ومناسب استفاده نمایند .


4-    معلمان باید با اصول روانشناسی آشنایی کامل داشته باشند ومهارتهای لازم جهت تدریس وکلاسداری را بدست آورند .


5-    معلمان باید افراد ، مواد آموزشی ، وقت ، فعالیتها ودروس را سازماندهی کنند واز طرح درس جهت اداره مناسب ومؤثر کلاس بهره گیرند .


6-    معلمان باید نظارت خود را برتمام فعالیتهای دانش آموزان در کلاس درس را افزایش دهند و برای کنترل رفتارهای خلاف دانش آموزان از روشهای کلامی و غیر کلامی در کلاس درس استفاده نمایند .


7-    معلمان در برنامه ریزی کلاس درس باید به عوامل محیطی دقت لازم را مبذول داشته ودر تنظیم برنامه ماهانه وسالانه کلاس به زمان ، عوامل بیرونی مدرسه ( حوادث غیر مترقبه ) عوامل درونی مدرسه ( جلسات ، گردهمایی ها ، اردوها ، مسابقات و ...) ووضعیت فیزیکی ( گرما سرما شرایط ناگوار نوع چیدمان صندلی کلاس و محل تشکیل کلاس )توجه داشته باشند .


8-    در تدریس واداره مدرسه باید به تنوع ، تناسب وتوالی فعالیتها دقت لازم صورت گیرد وقلمرو   فعالیت های یاددهی - یادگیری مشخص شود .


9-      معلمان باید با همکاری دانش آموزان قوانین مناسبی را برای اداره کلاس تدوین ودر دید دانش آموزان نصب نمایند .


10- معلمان باید در تدریس واداره کلاس خود از شیوه های مناسب ، وسایل آموزشی و کمک آموزشی تشویق وپاداش استفاده مطلوب را ببرند وهمراه با محبت   وعدالت بادانش آموزان رفتار نموده و به شخصیت ایشان احترام بگذارند .


11- معلمان فعالیتهای کلاس را در اولین زمان ورود به کلاس وبا اشتیاق وعلاقه وبا نام ویاد خداوند شروع می کنند وقبل از شروع درس با مهارت لازم توجه همه دانش آموزان را به خود جلب می نمایند این کار می تواند با ساکت ماندن برای مدت کوتاه ویا یکی دو بار ضربه زدن با دست یا خودکار روی میز انجام شود .


12- سعی کنید هنگام ورود به کلاس ، دانش آموزان از حضور شما مطلع شوند وتمرین کنید که کلاس را با چشمهایتان اداره کنید . معلمان باید درهمه حال قادر باشند تمام دانش آموزان را در کلاس ببینند پس جایی را برای ایستادن انتخاب کنید که بتوانید همه دانش آموزان را ببنید .


13- از تابلو کلاس بخوبی استفاده کنید اما هنگامی که مطلبی را روی آن می نویسید سعی کنید صحبت هم بکنید وطوری بایسستید که کاملا" پشت شما به طرف دانش آموزان نباشد .


14- درهنگام تدریس مطالب را از ساده به مشکل طبقه بندی کنید و سعی کنید از موقعیت ها و مثال های زنده وواقعی استفاده کنید و بخاطر داشته باشید که در هر جلسه باید چیزی به دانش آموزان یاد دهید .


15- درهنگام پرسیدن سئوالات از دانش آموزان ، ابتدا از سئوالات ساده شروع کنید وقبل از اینکه دانش آموزی را برای پاسخ دادن صدا بزنید ، ابتدا سئوال خود را بطور واضع مطرح کنید توجه خواهید داشت که دانش آموزان را بطور تصادفی صدا بزنیم نه از روی   ردیف دفتر کلاسی یا ستون یا ردیف کلاسی.


16- سعی کنید میان فعالیتهای کلاسی تان فاصله ایجاد نشود همچنین توجه داشته باشید که فعالیتهای کلاسی تان طولانی وخسته کننده نباشد وسعی کنید با بیان مثالهای بیشتری   خصوصا" درهنگام بیان مطالب انتزاعی مطالب درسی را متنوع وجذاب نمایید .


17- سعی کنید ابتدا محیط   کلاس خودرا غنی سازیدتا از یکنواختی وخستگی دانش آموزان کاسته شود معلمان موفق با ارائه تدریس خوب ، انگیزه دانش آموزان را برای یادگیری افزایش می دهند .


18- اگر یک یا دو دانش آموز در کلاس درس باهم صحبت می کنند یا رفتار نامطلوبی را انجام می دهند می توانید درحال صحبت کردن به طرف آنها بروید ، به آنها خیره شوید یا با دست بر روی شانه ی آنها بزنید تا متوجه اشتباه خودشده وبه درس گوش دهند .


19- سعی کنید درکلاس درس دانش آموزانتان را با اسم صدا بزنید، شوخ طبع وخوش اخلاق باشید وبه همه دانش آموزان به طور مساوی محبت و توجه نمایید .


20- در فعالیتهای کلاسی تمامی دانش آموزان را مشارکت دهید وهمیشه دانش آموزان قوی را برای فعالیتهای کلاسی تان انتخاب نکیند سعی کنید دانش آموزان ضعیف راهم در فعالیتها وارد کنید ودر هنگام پرسیدن   از همه دانش آموزان سئوال کنید .


21- دانش آموزان درسخوان وفعال را تشویق کنید و در عوض دانش آموزانی که ضعیف هستند وپیوسته سئوالات شما را غلط جواب می دهند مورد سرزنش واهانت قرار ندهید . سعی کنید در دانش آموزان احساس اطمینان ، اعتماد وموفقیت ایجاد کنید واز مقایسه آنها پرهیز کنید . البته نسبت به دانش آموزان بی انضباط کمی بی توجهی لازم است .


22- در مقابل دانش آموزان جبهه گیری نکنید . همچنین هرگز بخاطر اشتباه یا رفتار سوء یک دانش آموز ، گروهی از دانش آموزان یا تمام کلاس را سرزنش نکنید .


23- همیشه قبل از ارائه درس برای دانش آموزانتان انگیزه ایجاد کنید و سعی کنید   نگرشی مثبت در ذهن آنها نسبت به درس خود بوجود آورید .


24-    از طولانی کردن تدریس خودداری کنید وقبل از هرتدریس از اشراف وتسلط   خود مطمئن شوید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت   توسط  sherdel  | 
مطالب قدیمی‌تر

پیچک



ساعت فلش